سفر دکتر احمدینژاد رئیسجمهور کشورمان به سوریه بار دیگر روابط و همکاری های راهبردی دو کشور را در کانون توجهات محافل خبری و سیاسی جهان قرار داد. بررسی سخنان دکتر احمدی نژاد در فرودگاه در بدو آغاز سفر نشان دادکه رایزنیهای و هماهنگی مواضع و دیدگاههای دو کشور در قبال مسائل منطقهای و بینالمللی در کنار ارتقای بیش از پیش روابط و همکاریهای دو جانبه در جریان این سفر نیز پیگیری خواهد شد. واقعیت امر این است که روابط و همکاریها میان ایران و سوریه به خصوص در سالهای اخیر به حدی افزایش و گسترش یافته است که سفر متقابل مسؤولان بلندپایه دو کشور را به پایتختهای یکدیگر به امرعادی تبدیل کرده است. علاوه بر اجلاسی که در چارچوب کمیسیون مشترک اقتصادی سالی دوبار و به فاصله هر 6 ماه به تناوب در پایتختهای یکدیگر برگزار میشود، تقریباً سالی دو بار دیدراهایی نیز در سطح سران دو کشور صورت میگیرد و سفر دکتر احمدینژاد به دمشق پس از سفر اردیبهشت ماه، دومین سفر وی در سال جاری محسوب میشود و بشار اسد نیز از زمان احراز ریاست جمهوری در سال 2000، هفت بار به تهران سفر کرده است. هر چند سفر متقابل مسؤولان و مقامات ایران و سوریه با توجه به عمق و گستره روابط دو کشور به یک موضوع طبیعی تبدیل شده است اما معمولاً مقطع زمانی این سفرها به گونهای است که به آنها اهمیت مضاعف میدهد. از این دید این سفر که به دعوت بشار اسد رئیس جمهور سوریه صورت گرفت، در مقطعی رخ داد که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا بلافاصله پس از اعزام سفیر جدید خود به دمشق، از سوریه خواست از ایران فاصله بگیرد. وی اظهار داشت که کشورش از مقامات سوریه خواسته است تا بیشترین همکاری را در مورد عراق از خود نشان دهد، به مداخلاتش در لبنان و نیز انتقال یا تحویل سلاح به حزبالله این کشور پایان داده و مذاکرات صلح با اسراییل را از سر بگیرد. اما بشار اسد علاوه بر اینکه با دعوت خود از دکتر احمدینژاد، «نه بزرگ» به آمریکا داد، که در مصاحبه مطبوعاتی خود نیز در پاسخ به سؤال خبرنگاری در این زمینه نیز، در اظهاراتی با اشاره به فضای صمیمی رؤسای جمهور دو کشور در مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ به اظهارات کلینتون به کنایه گفت: ما داریم فاصله ایمان را بیشتر میکنیم. هر چند آمریکا و رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر به خصوص در دوره ریاست جمهوری جرج بوش که ایجاد تفرقه و شکاف بین کشورهای منطقه به یکی از ابزارهای اجرای سیاست خاورمیانهای امریکا تبدیل شده بود، خیلی تلاش کردند که در روابط راهبردی ایران و سوریه شکافی ایجاد کنند اما هر بار بیشتر از گذشته با شکست و ناکامی مواجه شدند. در چنین فضایی سفر دکتر احمدینژاد به سوریه حاوی این پیام است که تهران و دمشق همچنان وحدت راهبردی خود را در برابر تهدیدها و تلاشهای تفرقه رژیم صهیونیستی و امریکا همچنان حفظ و تقویت میکنند. چه آنکه در سایه وجود همین پیوندهای ناگسستنی میان حلقههای محور مقاومت بوده است که پیروزیهای مکرری را در هر دو عرصه نظامی و سیاسی برای آنها به ارمغان آورده است بدون آنکه از نظر توانایی نظامی و امکانات مادی با محور مقابل برابری داشته باشند. از این رو میتوان گفت یکی از نتایج سفر دکتر احمدینژاد به سوریه و دیدارهایی که با رهبران گروههای مقاومت در این دیدار صورت گرفته است، تقویت بیش از پیش محور مقاومت است که این امر ضامن محکمی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی دشمن صهیونیستی خواهد بود. بر این اساس میتوان گفت با توافقات و تبادلنظرهای صورت گرفته در جریان این سفر قدرت و توان بازدارندگی محور مقاومت بیش از پیش تقویت خواهد شد.
از طرف دیگر نباید از این واقعیت غافل شد که ایران و سوریه برای تحقق بخشیدن به اهداف راهبردی که در روابط دو کشور پیشبینی شده است، در سالهای اخیر کوشیدهاند سطح روابط تجاری و اقتصادی خود را نیز به سطح روابط و همکاریهای سیاسی افزایش و ارتقا دهند تا هم از مزیتهای اقتصادی و تجاری یکدیگر استفاده کنند و هم اینکه پشتوانهای برای روابط و همکاری های سیاسی باشد. در این جهت کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور که سالی دوبار در پایتختهای یکدیگر تشکیل جلسه میدهد، فعالتر شده که آثار آن در افزایش مبادلات تجاری و یا اجرای طرحهای عظیم اقتصادی در سوریه که ارزش آن به بیش از یک میلیارد و ششصد میلیون دلار بالغ میشود، نمایان شده است. بیتردید با لغو روادید میان دو کشور که رفت و آمد اتباع به خصوص صاحبان صنایع و تجارت را تسهیل میکند، سرعت روابط و همکاریهای تجاری و اقتصادی به ویژه میان بخشهای خصوصی شتاب خواهد گرفت. از طرف دیگر با تحولی که در افزایش حجم روابط اقتصادی و تجاری در روابط میان ایران و سوریه رخ داده، میتوان مشابه آن را در میان دیگر دوستان منطقهای این دو کشور شامل ترکیه و عراق نیز مشاهده کرد و این نشان میدهد که منطقه در سایه پیروزی محور مقاومت، آبستن شکلگیری مرحله جدید در فرآیند همکاری منطقهای است. از این دید ایران و سوریه به عنوان لنگرگاه ثبات و امنیت در منطقه عمل میکنند و با پیوستن دیگر کشورهای منطقه شامل عراق، ترکیه و قطر به این مجموعه میتوان چشمانداز روشن و امید بخشی را برای تقویت فرآیند همگرایی و فاصله گیری از رویکردهای واگرایانه که مبنای سیاست دولتهای فرامنطقهای و همپیمانان عربی و اسراییلی آنها در منطقه است، تصور کرد.