
دستگیری عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی موسوم به «جندالله» توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) خبر خوشی بود که روز گذشته دل مردم ایران و به ویژه خانواده معظم شهدا و مردم مظلوم و محروم استان سیستان و بلوچستان را شاد کرد.
عبدالمالک که با به شهادت رساندن جمع زیادی از مردم مسلمان سیستان و بلوچستان و نیروهای نظامی و امنیتی در قالب چندین عملیات تروریستی، نظیر عملیات تاسوکی و یا اقدام اخیر تروریستی در منطقه سرباز که به شهادت سردار شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و برخی دیگر از فرماندهان نظامی و انتظامی انجامید، کارآمدی خود را برای دستگاههای جاسوسی آمریکا و انگلیس و مرتجعین منطقه ثابت کرده بود و به طور ویژه از سوی دستگاههای رسانهای آنها حمایت میشد.
اگرچه منطقه سیستان و بلوچستان به لحاظ بافت قومی و مذهبی آن از گذشته مورد طمع دشمنان بود و به عنوان یکی از سرپلهای موثر برای سناریوی توطئه تجزیه قومی مورد بهرهبرداری آن قرار میگرفت، اما تحرکات اخیر ریگی امید زیادی را برای آمریکاییها ایجاد کرده بود تا با سرمایهگذاری ویژه روی گروهک جندالله، با دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی و ایجاد نارضایتی در منطقه و تعمیم آن به نقاط مرکزی ایران، اهداف امنیتی و براندازانه خود را علیه ایران پی بگیرند.
مستندات ارائه شده در روز گذشته توسط وزیر محترم اطلاعات در مورد دخالت و حمایت آمریکاییها از نامبرده اگرچه ماهیت وابسته این عنصر شرور را آشکار کرد، اما اسناد مراکز مطالعاتی و سیاستگذاری آمریکایی بیانگر اهداف راهبردی استکبار در بهرهگیری از چالشهای منطقهای برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی است. در گزارش مرکز بررسی سیاست خاورمیانه «سابان» وابسته به موسسه بروکینگز که در ژوئن 2009 تحت عنوان «کدام مسیر به سمت ایران» منتشر شده بود، حمایت از اقلیتها و گروههای مخالف ایران به عنوان یک راهبرد جدی آمریکا برای براندازی نظام ایران اشاره شده است. در این سند آمده است: «ایالات متحده میتواند ابتدائاً با گروههای مختلف بومی ناراضی ایران؛ کردها، بلوچها، اعراب و...، که با رژیم ایران در ارتباط با مسائل مختلف از زمان انقلاب جنگیدهاند، آماده همکاری باشد. ائتلافی از جنبشهای بومی مخالف، به ویژه هر یک از ایرانیهای ناراضی، برای ثبات رژیم یک تهدید جدی خواهد بود. به علاوه ناآرامیهایی که خود گروهها ایجاد میکنند میتواند رژیم را در داخل تضعیف نماید. در حداقلترین حالت، رژیم مجبور خواهد بود منابع را برای سرکوب شورشیان معطوف کند و در یک حالت حداکثری، این ناآرامیها ممکن است رژیم را درطی زمان بیاعتبار نماید و جایگاهش را در مقابل رقبایش تضعیف کند. ایالات متحده همچنین میتواند تلاش کند تا گروه های مخالف ایران را در خارج تقویت کند و آنان را جهت حمایت از ورودشان به یک شورش تمام عیار آماده سازد و حتی از لحاظ نظامی به آنها کمک کند تا نیروهای رژیم روحانیون را شکست دهند». دستگیری عبدالمالک ریگی را پس از معجزه الهی 22 بهمن 88 باید یکی دیگر از الطاف الهی به مردم مسلمان ایران دانست که بعد دیگری از ماهیت و اهداف پلید دشمنان نظام اسلامی را آشکار کرد. دستگیری او اگرچه به معنای پایان اقدامات اختلافانگیزانه و ضدامنیتی دشمنان نخواهد بود و چه بسا ممکن است بازماندگان این گروهکهای تروریستی با دستور سران استکباری در آینده دست به اقدامات کور تروریستی دیگری بزنند، اما به طور قطع اقدام نیروهای مخلص و سختکوش و البته گمنام وزارت اطلاعات، نشان از توان و اقتدار دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی ایران دارد و این امر ثابت کرد که بهرغم تلاشهای مذبوحانه قدرتهای استکباری و پادوهای منطقهای آنها، ایران اسلامی قادر خواهد بود مقتدرانه از منافع امنیت ملی خود دفاع کند. اما دستگیری ریگی و اثبات وابستگی او به دشمنان نظام جمهوری اسلامی، به طور قطع باعث افشای ابعاد دیگری از فتنههای اخیر دشمن خواهد شد و زمینهای را فراهم خواهد کرد تا مردم مسلمان منطقه سیستان و بلوچستان (اعم از فارس، بلوچ، شیعه، سنی...) در سایه امنیت ایجاد شده بتوانند با حمایت و برنامهریزیهای دولت خدمتگزار، آسیبها و کاستیهای گذشته را جبران کنند و الگوی مناسبی از وحدت و انسجام ملی و پیشرفت و توسعه منطقهای را تحقق بخشند.