
هدي السادات حسيني - شيريني خانگي و ميوه و گلداني گل که به خانه طراوت و شادابي بخشيده است. آخرين نگاه هم به گوشه و کنار خانه انداخته ميشود تا اگر اندکي کم و کسري نيز باقي مانده باشد، رفع شود. ناگهان کودکانش با سر و صدا وارد پذيرايي ميشوندو خندان دنبال هم ميکنند. مادر هنوز فرصت تذکر پيدا نکرده است که دست کودک خردسال به گلدان ميخورد و آب گلدان، شيرينيهاي خانگي را خيس ميکند و ميوهها پخش ميشوند کف اتاق و...
مادربه بي نتيجه ماندن تلاش يک روزهاش براي پخت شيرينيها و تميزي خانه نگاه ميکند و با خشم بر سر کودکان فرياد ميزند و سيلي محکمي نيز حواله کودکي که دم دستش است ميکند و بخشي از خشم خود را با نيشگوني به کودک دوم منتقل ميکند وکودکان را گريان در اتاق حبس ميکند و دوباره دست به کار ميشود.
آيا کتک زدن روش مناسبي است تا کودکان ما دوباره اشتباهاتشان را تکرار نکنند؟
فرهاد غلامي، روانشناس معتقد است: همه والدين در مواقعي که آرامش دارند و يا شاد هستند، ميپذيرند که بچههايشان را کتک نزنند اما وقتي عصباني ميشوند نميتوانند خود را کنترل کنند در صورتي که ما بزرگسالان بايد خشم خود را کنترل کنيم و هنگام عصبانيت بهتر است تا به دست آوردن آرامش کامل، واکنش نشان ندهيم. کمي استراحت در هنگام عصبانيت و يا قدم زدن و يا تلفن به يک دوست، ميتواند کمي تسکيندهنده باشد. وقتي آرام شديم ديگر تمايلي به کتک زدن در خود نميبينيم. دکتر جان گري نويسنده کتاب پرفروش «مردان مريخي، زنان ونوسي» در کتابي تحت عنوان« بچههاي بهشتي» درباره چگونگي مواجهه نسل جديد با مسأله تنبيه مينويسد: «روشهاي تربيتي قديم بر مبناي تهديد و انتقاد و تنبيه و عدم تأييد، نه تنها تأثير خود را از دست داده است بلکه زيانبخش و آسيبرسان هم هست. بچههاي امروزي از بچههاي نسل قبل حساسترند، قابليتهاي بيشتري دارند و در برابر روشهاي تربيتي منفي مانند تشر زدن، تنبيه بدني، حبس در خانه، تحقير کردن، شرمنده کردن و... حساسيت نشان ميدهند. زماني که بچهها پوست کلفت بودند اين روشها کارايي داشت ولي امروز منسوخ و مضر است. بچههاي امروز از راه تقليد بهتر ميتوانند احترام گذاشتن را ياد بگيرند تا از راه ترس و تهديد.» او در ادامه از تأثيرات تنبيه بر روح و روان بچهها چنين مينويسد: «توپ و تشر و تنبيه راه تسلط بر بچهها نيست بلکه حس شور و شوق را در او ميکشد و باعث ميشود ميل به حرفشنوي و مشارکتجويي در او از بين برود، . . . ، تنبيه باعث ميشود بچه به جاي اينکه به پدر و مادر خود به ديده احترام بنگرد و دست ياري به سوي آنها دراز کند، پدر و مادر را به چشم دشمن بنگرد و خود را از ديد آنان مخفي نگه دارد».
نگار فاطمي يک پسر 7 ساله دارد. يک بار هنگامي که پسرک براي گرفتن توپش تا وسط خيابان دويده، او را کتک زده است. اين مادر ميگويد: اگر راننده به موقع ترمز نگرفته بود حالا پسرم مرده بود. کتک زدن او تنها راهي بود که ميتوانستم به او بفهمانم که هنگام گذشتن از خيابان بايد به هر دو طرف نگاه کند. اين مادر ادامه داد: اما چند هفته بعد از آن هنگامي که به او اجازه دادم تنهايي به خانه دوستش که آن طرف خيابان بود برود، همانطور که از پنجره نگاهش ميکردم متوجه شدم دوباره بدون آنکه به اطراف نگاه کند، بيمحابا از خيابان گذشت و باز هم بيدقتي کرد.
در اين مورد محققان علوم تربيتي ميگويند: بهترين روش اين است که هر مرحله را با کودک تمرين کنيم. با وي از خيابان عبور کنيم و هنگام عبور به او بگوييم: «به چپ نگاه کن»، «به راست نگاه کن»، «چراغ راهنمايي را ببين»، «به پيچ خيابان نگاه کن» و. . . . طي دوره آموزش، کودک نبايد بدون نظارت ديگري از خيابان عبور کند مگر اينکه ثابت کند، ميتواند از خود مواظبت کند. غلامي درباره اثرات ديگري که کتک زدن بر کودکان ميگذارد به جوان ميگويد: وقتي والدي کودکي را ميزند، کودک درسي جديد ميگيرد. او ميآموزد که والدينش از خودش بزرگتر و قويتر هستند و ميتوانند او را در صورت نافرماني بزنند. بسياري از بچهها بعد از سيلي يا کتک خوردن از والد خود از بدرفتاري دست برميدارند. اما کودکي که کتک خورده است ممکن است درسهاي ديگري را نيز بياموزد که والدش قصد نداشت به او بياموزد: «اگر از کاري که ديگري انجام ميدهد خوشت نميآيد، زدن او کار خوبي است»، «وقتي عصباني هستي اشکالي ندارد که به جاي کلام، ديگران را بزني»، «زدن کسي که کوچکتر از توست اشکالي ندارد». وقتي کودکي اين درسها را در خانه بياموزد، احتمالاً آنچه از والدين خود آموخته با خود به دنياي بيرون از خانه ميبرد. بچههايي که در خانه کتک ميخورند احتمالاً بچههاي ديگر را در مدرسه يا زمين بازي ميزنند. احتمال اين که برادر يا خواهر کوچکتر خود را بزنند نيز بيشتر ميشود و وقتي بزرگ خواهند شد به احتمال بيشتر فرزندان خود را خواهند زد. همه ما خاطرات تلخ و شيريني از کتک خوردنهاي ايام کودکي داريم. اما مادران نسل جديد زياد با اين روش تربيتي ميانه خوبي ندارند. مريم عباسي که دختر چهارسالهاي دارد، ميگويد: «من با تنبيه بدني صد درصد مخالفم و هميشه فكر ميكنم كه روشهاي تشويقي بيشتر جواب ميدهد و اگر بتوانيم با منطق با بچه صحبت كنيم آنها هم ياد ميگيرند.»
او ادامه ميدهد : سعي کردم وقتي فرزندم کاراشتباهي انجام ميدهد عواقب آن کار را برايش توضيح دهم تا اين که با کتک خشم خود را خالي کنم.
جوادي هم که يک پسر حدوداً چهارساله و يک پسر 10 ساله دارد، با کساني که مطلقاً با تنبيه بدني مخالفند همعقيده است: «من هم معتقدم تنبيه بدني کارساز نيست و خوب هم نيست. قديميترها فکر ميکردند که اگر تنبيه بدني صدمه به بچه نزند اشکالي ندارد. مثلاً اگر پشت دستش بزنيم. ولي الان به اين قضيه بيشتر توجه ميشود که تنبيه بدني دو اثر مخرب دارد؛ جسمي ورواني. در اسلام نيز تنبيه به عنوان آخرين راه در صورتي که اثر تربيتي داشته باشد، جايز شمرده شده است منتهي اگر به حدي برسد که ديه بر او واجب شود مثلاً به گونهاي کتک زده شود که جاي آن کبود شود، حرام است و جايز نيست. بايد توجه داشته باشيم که فرق است بين کتک زدن و تنبيه و هميشه اين دو لازم و ملزوم همديگر نيستند. در حديثي از امام رضا (ع) آمده است که شخصي از فرزندش نزد آن امام شکايت کرد و امام فرمود: «لا تضربه و اهجره ولاتطل» يعني او را نزن ولي با او قهر کن اما قهر خودت را هم طولاني نکن (مثلاً پدر واسطه شود و فرزند عذرخواهي کند و قول بدهد که ديگر آن کار را مرتکب نشود).
پس تنبيه به عنوان آخرين راه است و البته بايد تلاش شود تا آثار منفي او به حداقل تقليل پيدا کند. پدر و مادر اگر در هر کاري به تنبيه بدني متوسل شوند، عکسالعملهاي طفل ميتواند اينگونه باشد: واقعيتها را پنهان کند، چند چهره شود، دروغگو شود، کينهتوز و انتقامجو بار آيد مخصوصاً اگر که کتک بيجا يا زيادي و يا غيرعادلانه باشد و کودک علت تنبيه بدني را نداند و. . .
در اسلام براي اينکه تنبيه اثر تربيتي لازم را داشته باشدتوصيه شده است بدون خشم و غضب باشد چرا که حضرت علي (ع) فرمود: لا ادب مع غضب.
دختر امام (ره) نقل ميکند که: در زمان طفوليت، روزي سر سفره غذا دستم را به داخل ماست زدم اما بلافاصله امام(ره) دستم را گرفت و فرمود دخترم اين كار شما، کار درستي نبود و تو بايد اينها را ياد بگيري. برخي خشونت را مساوي لوس شدن بچه ميدانند اما بايد بدانيم خشونت احساسات را جريحهدار ميکند و تأثير نامطلوبي بر روح و روان کودک بر جا ميگذارد و بهتراست ازساير روشهاي تربيتي براي جلوگيري از تکرار خطاهاي کودکانمان استفاده کنيم.