
چهار سال پیش بود که فوتبال بانوان کار خود را به طور رسمی آغاز کرد و همانطور که انتظار میرفت، با استقبال خوبی از سوی بانوان علاقهمند روبهرو شد؛ استقبالی که آینده این رشته را روشن ترسیم میکرد. مخصوصاً وقتی تیم ملی بانوان فوتبالیست ایران، برای اولین بار در مسابقات آسیایی شرکت کردند و با نتایجی عالی، حریفان را یکی پس از دیگری از سر راه برداشتند و تنها به دلیل تفاضل گل کمتر از چین تایپه، حریفی که درون مستطیل سبز شکستاش داده بودند، از صعود به مرحله یکهشتم نهایی بازماندند!
تیم ملی بانوان در اولین حضورش نشان داده بود توان صعود به قله موفقیت را دارد و سال بعد به مراتب بهتر و بهتر خواهد شد اما مسؤولان که گویی اشباع شده بودند و برایشان تنها آغاز کار مهم بود، خیلی زود دست یاری خود را از دست تیم ملی فوتبال بانوان پس کشیدند و این تیم را تنها گذاشتند. تعطیلی تمرینات، نداشتن اردوهای تدارکاتی مناسب و عدم گردهم آوردن به موقع بازیکنان برای حضور در مسابقات کار را به جایی رساند که ناگاه ورق برگشت و تیم در سراشیبی سقوط قرار گرفت. درگیریها، کشمکشها، توقعات بالا، عدم توجه و سرویسدهی و عدم حمایت از تیم بانوان، آوردن سرمربی خارجی که بهرغم رسیدگی فراوان به او، کار خاصی انجام نداد، همه و همه دست به دست هم داد تا تیم ملی به دست فراموشی سپرده شود و اکنون 9 ماه است که با تعطیلی تمرینات این تیم، عملاً تیم ملی فوتبال بانوان تعطیل شده است.
در این گیر و دار اما شاهد رخ دادن اتفاقی نادر و عجیب بودیم، اتفاقی از آن دست اتفاقاتی که تنها در فوتبال ایران رخ میدهد!
از تیم ملی ایران برای شرکت در سومین دوره مسابقات غرب آسیا که در ابوظبی امارات برگزار میشود دعوت به عمل میآید اما مسؤولان که عملاً در تیم ملی را تخته کردهاند طی اقدامی عجیب، ملوان را جایگزین تیم ملی میکنند. مسؤولان برگزاری مسابقات غرب آسیا که از این مسأله مطلع میشوند، مخالفت خود را اعلام کرده و میگویند تنها تیم ملی میتواند در این رقابتها شرکت کند و نه حتی تیم ملی ب، چه رسد به یک تیم باشگاهی! اما مسؤولان مربوطه که گویا دلشان نمیخواهد از حرفشان برگردند. تیم باشگاهی ملوان بندر انزلی را تیم ملی معرفی کرده و مدعی میشوند این تیم ملی ایران است که در این رقابتها شرکت میکند! در حالی که حتی بازیکنان ملوان هم از این مسأله راضی نیستند چرا که آنها هم دلشان میخواست برای تیم ملی بازی کنند نه تیم باشگاهی!
اما سرانجام حرف مسؤولان به کرسی نشست و با این توجیه که فدراسیون بودجه تأمین مخارج تیم ملی برای شرکت در این رقابتها را ندارد و از آنجایی که تیم ملوان تمامی هزینهها را در این زمینه تقبل کرده،توانسته جواز حضور در رقابتها را کسب کند در حالی که پیشتر اعلام شده بود حضور در این رقابتها، پاداش قهرمانی ملوان در لیگ برتر(فصل گذشته) فوتبال بانوان است!در آخر با هر توجیه غیرقابل قبولی که بود کاروان ملوان جمعه راهی رقابتهای غرب آسیا شد اما کار فدراسیون به همین جا ختم نشد. آنها تیمها(فوتسال) را تهدید کردند که اگر بازیکنان خود را به عنوان یار قرضی به ملوان ندهند، جریمه و محروم میشوند! که این مسأله هم یکی دیگر از خواستههای عجیب فدراسیوننشینها بود! چرا که کادر فنی و حتی بازیکنان تیمهای فوتسال هیچ یک راضی به همراهی ملوان نبودند و دلیل منطقی آنها هم این بود که 1- بازیکنان کلیدی تیمها در این برهه حساس برای تیمهای خود ارزش و استفاده زیادی دارند 2- امکان مصدومیت آنها در فوتبال بیشتر است، در آن صورت دست تیمها در پوست گردو میماند 3- بازیکنی که تا امروز به طور جدی در تمرینات سالنی کار کرده نمیتواند در زمین فوتبال جواب دهد چرا که اینجا تمرینات غیرهوازی است و آنجا هوازی و نتیجه آن جز فرسوده شدن بدن بازیکنان نیست مخصوصاً که مربی ملوان هم از صحبتهایش اینگونه برداشت میشود که تمایل چندانی به استفاده از دیگر غیر بازیکنان خود ندارد!
جدا از تمام این مسائل اما چه کسی باید پاسخگوی حقی باشد که از تیم ملی بانوان ضایع شده است! تیمی که نه به خواست خود، که به خواست دیگران تمریناتش تعطیل شده و اکنون حدود 9 ماه است که در برزخی بین زمین و آسمان بلاتکلیف دست و پا میزند و حال شاهد آن است که یک تیم باشگاهی به جای آن راهی رقابتهای غرب آسیا شده! آیا نبود بودجه برای برپایی تمرینات تیم ملی و حضور در رقابتهای غرب آسیا توجیه خوبی است، در حالی که میبینیم میلیونها تومان پول بیزبان خرج تیم ملی آقایانی میشود که خیلی راحت از رفتن به جام جهانی باز میمانند و آب از آب هم تکان نمیخورد اما تمرینات تیم ملی که نوپاست و در حال تجربهاندوزی برای مسائلی پیش پا افتاده نظیر دریافت هفت گل از فلان تیم، تعطیل میشود!
تنها بهانه مسؤولان برای تعطیل کردن تمرینات تیم ملی بانوان در طول این 9 ماه شاید همان بحث تکراری انتخاب سرمربی باشد.
گویا فدراسیون بدون بودجه قصد دارد اندک داراییاش را هم که قرار است صرف تیم ملی بانوان فوتبالیست شود، به جذب سرمربی خارجی برای این تیم اختصاص دهد(بخوانید حیف و میل کند) در حالی که پیشتر، تجربه حضور mis joo(خانم جو) را داشتیم و به وضوح مشاهده کردیم او چیزی بیشتر از مظفر، سرمربی سابق تیم ملی که از روز اول در کنار تیم ملی بوده در چنته ندارد! با این تفاوت که خواستههای او به سرعت و بیچون و چرا اجرا میشد، در حالی که خواستههای مظفر، تنها شنیده میشد و... بس!
دست روی دست گذاشتن مسؤولان و بیتفاوتی آنها در قبال تیم ملی بانوان کشورمان که در مقابل همتای اردنی خود( که با هم فوتبال را آغاز کردند) روز به روز ضعیفتر میشود، سؤالبرانگیز و قابل تأمل است! با توجه به این بیتفاوتیها به نظر میرسد مسؤولان دیگر قصد ادامه دادن فوتبال بانوان و تیمداری در این زمینه را ندارند چرا که اگر غیر از این بود، باید در طول این 9 ماه حرکتی از آنها برای سر و سامان دادن به اوضاع این تیم دیده میشد اما آنچه در طول این مدت دیدهایم، رها کردن واضح و مبرهن تیم ملی فوتبال بانوان است به امان خدا و جالبتر اینکه همین مسؤولان که اکنون خود را به خواب زدهاند، اگر تیم ملی بانوان را یکی دو هفته قبل از مسابقات دور هم جمع کنند، از آن توقع کسب افتخارات نادر، معجزه و در واقع شقالقمر را هم دارند!
تعطیلی تمرینات تیم ملی و عدم حضور بازیکنان و مربیان آن در کنار یکدیگر جای بسی ناامیدی است و بسیار نگرانکننده، چرا که با این شرایط نه تنها پیشرفتی حاصل نمیشود که تیم ملی فوتبال بانوان که روزگاری نه چندان دور انگیزهها و تواناییهای بالایی برای رسیدن به قلههای موفقیت داشت، اکنون روز به روز هم از لحاظ کیفی . هم فنی، دچار افتی محسوس میشود و بیشک اگر اعضای این تیم چند هفته یا یک ماه قبل از برگزاری مسابقهای دور هم جمع شوند هم نه تنها نمیتوانند عملکردی جالب داشته باشند مقصر این مسأله تنها کسانی هستند که شرایطی اینچنینی را برای تیم ملی تدارک دیدهاند!