
اهانت عده قلیلی افراد در روز 16 آذر به ساحت مقدس حضرت امام(ره) موجب رنجش و تکدر خاطر تمامی دوستداران و ارادتمندان واقعی امام راحل(ره) گردید و همانطور که انتظار میرفت خروش خودجوش و اعتراض سراسری آنان در سراسر کشور را در پی داشت. اما غیر از اهمیت واکنش به این هتک حرمت، ریشهیابی و علل شکلگیری چنین جسارتی نیز پراهمیت است. قطعاً کینه تمام ناشدنی استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل از رشد روزافزون و فراگیری تفکر خمینیسم در اقصی نقاط دنیا، خصوصاً در بین ملتهای مظلوم و ستمدیده و نیز نهضتهای آزادیبخش اسلامی و غیره را میتوان بهعنوان اصلیترین عامل پیدایش زمینه چنین اهانتی برشمرد. دشمنیهایی که به صورت یک رویه معمول از ابتدای انقلاب تاکنون در جریان بوده و یقیناً به موازات تداوم گفتمان امام(ره) و انقلاب نیز ادامه پیدا خواهد کرد. اما واکاوی جریان فتنه و نفاق داخلی، آنانی که با تابلوی نیروهای خط امام سعی در مالهکشی به عطشلااشباع قدرتطلبیهای خود دارند، نتیجهای جز تأسف نخواهد داشت. در واقع آنانی که امروزه باید پاسخگوی اعتراضات به حق شکل گرفته باشند همانانی هستند که در سالی که توسط مقام معظم رهبری مزین به نام حضرت امام خمینی(ره) گردید در روزنامهها و جراید خود بیش از چند صد هزار سطر علیه آرمان امام(ره) قلم فرسایی کردند! همانانی که به زعم پندار تاریکشان افکار امام (ره) را در موزههای تاریخ میجستند و عقبماندگی ایران را ناشی از افکار امام(ره) میدانستند با نام امام (ره) تیشه به ریشه نهالی میزنند که آن پیر بنا نهاد. یکی از اینان با شعار اصلاحات در زدودن ارزشهای نهادینه شده در این انقلاب تا آنجا پیش رفت که جناب بوش صدای وی را متفاوت از صدای انقلاب اسلامی ایران که برآمده از آموزههای گرانسنگ امام راحل است میشمارد!
دیگری که عنوان نخستوزیر امام (ره) را در کارزار انتخابات دهم یدک میکشید با تدوین و نگارش جزوه «زیست مسلمانی» که قریب به 10 سال طول کشید، ضمن برملا کردن علت سکوت چندین ساله خود! با ارائه نظریه «حکومت دینداران» به جای «حکومت دینی»درست در نقطه مقابل تئوری حکومت دینی حضرت امام(ره) قرار میگیرد! و با اقامه فتنه سبز اموی سعی در به چالش کشیدن نظام دارد! سومی نیز که از او بهعنوان غضنفر اصلاحات یاد میشود خود را یار و همراه دیرین امام (ره) میداند اما در صحنه رقابت انتخاباتی از شعار اوباما (change) برای تغییر در قانون اساسی و محدود نمودن بعضی از اختیارات! استفاده میکند و...
آری هم اینان بودند که به منظور سیاه نمایی و تخریب چهره خدوم و شایسته دولت نهم با استفاده از مطلب یک سایت اینترنتی (ماجرای لپهای گل انداخته، بنز 80 میلیونی و...) و انتساب این سایت به دولت، با هیاهو و غوغاسالاری آنچنان خود را عاشق و پیرو خط امام معرفی کردند که مرگ ناگهانی آیتاللـه توسلی در جلسه مجمع تشخیص را بر اثر همین مطالب و توهین به بیت امام (ره) عنوان کردند اما جای تعجب است که چرا چنین حادثهای در زمانی که گستاخانهترین جملات و توهینها در زمان دولت اصلاحات! به ساحت مقدس امام (ره) گردید، رخ نداد! آخرین شاهکار مدعیان پیرو خط امام در بیانیههای شیخ اصلاحات و قائممقام مؤسسه آثار حضرت امام (ره) متجلی میشود که با وجود اعتراضهای به حق مراجع عظام تقلید، فضلا و طلاب حوزههای علمیه، شخصیتهای سیاسی و برجسته نظام، دانشجویان و نیز آحاد مردم عزیز و امامدوست، اقدام بجا و شایسته صدا و سیما در پخش تنها گوشهای از جسارتهای صورت گرفته در روز 16 آذر را تقبیح نموده! و در یک ادعای مضحک در حالی که شبکههای ماهوارهای خصوصاً «العربیه» به صورت مداوم تصاویر توهینهای واقع شده را پخش کردند، منکر انعکاس آن در رسانههای مذکور شدند! و اینکه توهینهای صورت گرفته را مسأله کم اهمیت و کوچکی پنداشته و پرداختن به آن را به دلیل اشاعه منکرات جایز نمیدانند! بهراستی این دوگانگی رفتار را چگونه میتوان توجیه کرد؟! هم اینان کسانی بودند که وقتی حضرت امام (ره) در یک اقدام شجاعانه حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر نمودند با دلیل مضحک مشابهی که این حکم خود باعث ترویج تفکرات رشدی و شناساندن کتاب آیات شیطانی در دنیا میشود! در لفافه به این اقدام مشروع و به موقع حضرت امام (ره) اعتراض نمودند!
بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب، خودافشای همین رفتار دوگانه مدعیان دروغین پیرو خط امام است. ایشان فرمودند: «... حالا که این خطاها و کارهای اشتباه انجام شده، برای پنهان کردن آن به فلسفه بافی و استدلالتراشی رو آوردهاند...» (22/9/88)
پرواضح است که چنین جریانی برای نیل به اهداف قدرتطلبانه خود شخصیت والای آن یگانه دهر را وجه المصالحه بازیهای سیاسی خود قرار داده است. در این رابطه مقام معظم رهبری فرمودند:
«... این عده شعار طرفداری از امام (ره) میدهند اما کاری میکنند که نسبت به امام(ره) چنین گناه بزرگی انجام شود و دشمنان با خوشحالی براساس این اقدامات تحلیل کنند و بعد هم بر ضد مصالح ملی و ملت ایران تصمیم بگیرند مشکل اصلی همین عملهای فریبکارانه و غبارآلودگی فضا ست.»(همان) با وجود این تفاسیر جریان مذکور نمیتواند با فرافکنیهای اخیر خصوصاً پس از 16 آذر، ماهیت رفتار دوگانه خود را توجیه نماید. با توجه به این سفارش رهبر فرزانه انقلاب که قائل به «جذب حداکثری و دفع حداقلی» میباشند، بهتر است حضرات به جای ادامه روند غلط و سخیف فعلی که نتیجه ذلتباری برایشان خواهد داشت، دوباره به دامان نظام بازگردند هرچند رفتار فعلی اینان نشان از اصرار به جدایی از بدنه نظام و ادامه کجرویهای خود دارد. این حضرات به جای اینکه صفوف خود را از دشمنان قسمخورده نظام جدا کرده و به صف دوستداران نظام بپیوندند، دائماً در حال ترجماناندیشههای غربی، مبانی لیبرالیستی و حتی مارکسیستی بوده و به همین دلیل ارتباط صمیمانه! خود را با دشمنان این انقلاب روز به روز گستردهتر و مستحکمتر میکنند یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان یا به عبارت دیگر همان «تولا و تبرای معکوس! »