
بدون شک تهران دارای مشکلات بیشماری است که شهروندانش روزانه بخش عظیمی از آنها را لمس کرده و به این میاندیشند که چه وقت و توسط چه کسانی برای مشکلات چارهای اندیشیده خواهد شد. بسیاری از مشکلات مرتبط با مدیریت شهری استکه باید پرسید «مدیران مشکلات را نمیبینند و نمیشناسند؟» یا «توانایی رفع آنها را ندارند؟»
مشکلات تهران را میتوان در چند بخش کلی دسته بندی کرد. باشد که مسؤولان شهری نیز از آنها آگاهی یابند.
حمل و نقل و ترافیک
تهران نه براساس استانداردهای علمی ساخته شده است و نه برآن اساس اداره میشود. هر روز میلیونها ساعت از وقت شهروندان در خیابانهای تهران تلف میشود و علاوه بر اینکه هزینههای سنگین مادی به ملت و دولت تحمیل میشود، عواقب و پیامدهای روحی و روانی ناشی از ترافیک، غیرقابل محاسبه است. اینکه چگونه میتوان از این معضل تهران رهایی یافت جواب روشنی نمیتوان به آن داد.
آلودگی هوا و محیط زیست
این مشکل متغیر و وابسته به مشکل اول یعنی ترافیک است. به هر میزان تردد خودروها در شهر تهران سخت تر بوده و امکان حرکت آسان و روان کمتر باشد، آلودگی هوا و مشکلات روحی، روانی و جسمی آن برای شهروندان بیشتر خواهد بود.
ساخت و سازهای غیرمجاز و غیراستاندارد
ساخت و ساز در تهران و اطراف آن غیراستاندارد و نامناسب است. نه اصول شهرسازی در آن رعایت شده و نه فرهنگ شهرنشینی و مذهبی در ساخت آپارتمانها لحاظ شده است. در نقاط مختلف شهر برجهای بی قواره و غیراستاندارد در خیابانهای تنگ و محصور و بدون هیچ ضابطه و برنامهای مشخص، ترکیب نامناسب شهر را رقم زده است.
پیادهروهای شهر به هیچ وجه برای رفت و آمد شهروندان مناسب نیست و هیچ کس از پیاده روی در شهر احساس لذت نمیکند.
قانون پذیری امنیت عمومی
قاطعیت و برخورد قانونمند با متخلفان، احترام به حقوق شهروندان، مشورت گرفتن از مردم، ارتباط مستمر با آنها در رعایت قانون توسط مسؤولان، مردم را بیشتر به قانون پذیری ترغیب میکند. برخی از سختگیریهای بی مورد نیز خود عامل تخلف از قوانین است. در اینگونه امور باید با مردم همکاری کرده و با اتخاذ تدابیر مناسب زمینههای بروز تخلف به حداقل کاهش یابد.
امکانات تفریحی
تخلیه فشارهای روحی و روانی ساکنین کلانشهرها چنانچه مورد بی توجهی قرار گیرد، زیانهای بی شمار روحی و روانی فراوانی برای آنها به همراه خواهد داشت و نظام به ناچار در سایر بخشها باید هزینههای آن را بپردازد.
مهاجرت و حاشیه نشینی
شهرنشینی و افزایش روزافزون جمعیت شهرنشین و مهاجرت روستاییان به شهرها، محصول دولت مدرن، صنعتی شدن، رشد باسوادی، سیاستهای اقتصادی، رشد جمعیت و. . . است. روند کلی جهانی به سمت افزایش شهرنشین و کاهش جمعیت روستانشین است لیکن در مورد تهران وضعیت به گونهای خاص تر مطرح است. مهاجرت از روستا در کشور ما، عمدتاً به تهران است. عمده مهاجران، بیکار، فاقد مهارت و دارای سطح سوادی پایین هستند و اکثر آنها در امور خدماتی، ساختمانی، باغداری و کارگری مشغول میشوند.