کد خبر: 198935
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۵
برای طولانی ترین شب سال
ماجرای شب یلدا، شاید به قدمت ایران برسد. یعنی آن زمانی که آریایی‌ها تصمیم گرفتند از آسیای مرکزی، سر چارپاهای خود را کج کنند به طرف دشت‌های بلند، جایی که بعداً شد ایران. از همان روزگار، این‌نژاد باهوش (کمی برای خودمان پپسی باز کنم) به قدری مشتاق نگه داشتن زمان و حرکت ستاره‌ها و کم و زیاد شدن طول روز و شب بودند که بلافاصله تولد شب یلدا را جشن گرفتند. از آن روزگار، شب یلدا به عنوان طولانی‌ترین روز سال، لقب‌های فراوانی را به خود گرفت و چیزهای زیادی را گردنش انداختند. از «تولد خورشید» تا «میلاد عشق» را به او نسبت دادند تا این اواخر که شده پای ثابت شب نشینی و فرصتی برای نشان دادن آخرین مدل لباس نایت خانم‌های متجدد و طلا جواهر بدلی ورژن‌های جامانده خاله خانباجی‌ها.
هر چه هست، شب یلدا، گوشه‌ای از هویت تاریخی و ملی ایرانی‌ها را می‌سازد و اینطور که از وجناتش پیداست، در سرزمین دیگری غیر از همین فلات بلندبالا، چندان تحویلش نگرفته اند. یادمان نرود خیلی در شب یلدا جای هندوانه و انار و تخمه بوداده را خالی نکنیم، فردا اورژانس‌ها شلوغند.
شبی برای جعبه جادو
میوه خریدن یادت نرود، آن هم خربزه، هندوانه، انار، سیب، پرتقال، گلابی و این روزها، موز. بعدش؟ تخمه و آجیل، اهل دود و دم باشید قلیان و تنباکوی میوه ای، نباشید، چای دارجلینگ با هل و زنجبیل، تلویزیون هم که خدا برکت بدهد، «درصدر می‌نشیند و قدر می‌بیند»، مرام و معرفت هم حکم می‌کند، سری به بزرگترها بزنید، دست چروکیده‌شان را ببوسید و بگذارید مشتی نخودچی کشمش را عین آن سال‌های دور، تعارف کنند که به یاد همه بماند احترام چه کسی واجب است.
بعد، بعدش چه؟ تا نصفه شب خوردن، نوشیدن، حرف زدن، خندیدن، لطیفه گفتن و شنیدن. این هم از شب ایرانی یلدا. از بلندترین شب سال. حالا گیرم که به ضرب و زور مایکروفر و بخارپز تمام اتوماتیک، چلومرغ امشب، مزه خاک بگیرد، بگذار بگیرد. گیرم حالا دیگر نقل محافل ما در شب یلدا-یا هر شب نشینی خانوادگی دیگر- دیدن ادا و اطوار آرتیست‌های تلویزیون باشد. طوری که دیگر یادمان رفته آمده ایم کنار یکدیگر باشیم تا از بودن با هم لذت ببریم، قبل از اینکه اسیر شویم در اندرون سرد زمین. مگر ندیده ایم؟ جعبه جادو را می‌گویم. تلویزیون را که در خانه هم می‌شود نشست و دید. تخمه را هم دیده ایم که سر چهارراه‌ها هم می‌نشینند و می‌شکنند. هندوانه هم که سر جالیز، خوردن دارد. پس حالا که سالی یک شب جمعمان، جمع است، بفرمایید از جمع خانوادگی در یلدای ایرانی لذت ببرید، نه از جعبه جادو و پرخوری!
زبان اسرار
یکی از آیین‌های شب یلدا در ایران، تفأل با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می‌گشایند و فال دل خویش را از او طلب می‌کنند. در برخی از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه‌گویی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می‌کند. اما همه این‌ها ترفندهایی است تا خانواده‌ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند. البته قبلاً بود، حالا؟ نمی‌دانم.
چله خورون، رسم دیرین ایرانی‌ها
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی‌یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ایران، انواع تنقلات و خوراکی‌ها به تبع محیط و سبک زندگی مردم منطقه مصرف می‌شود. اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی‌افتد، زیرا عده زیادی اعتقاد دارند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده‌داری می‌پردازند و بعضی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می‌کنند. آنها در این شب سفره‌ای می‌گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می‌دهند. انواع و اقسام آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به و به خصوص هندوانه خوراکی‌های این شب را تشکیل می‌دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می‌خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا)، هندوانه، سبزه، مغز گردو، نخودچی و کشمش می‌خورند.
در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.
روایتی از مردم کرمان درباره شب یلدا هست که شنیدن دارد. مردم خونگرم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند. به این می‌گویند یلدای واقعی!
یلدا در آشیانه خرس
یلدا جشنی ایرانی است. در این شکی نداریم. ولی در کشور روسیه همسایه شمالی ما نیز رواج دارد. دکتر «داریوش کیانی هفت لنگ» از کارشناسان اسناد ملی ایران درباره برگزاری یلدا در روسیه می‌گوید:« این جشن در روسیه نیز از دیر باز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آیین با آداب ویژه ای برگزار می‌شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستاییان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستاییان بود. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. . . . یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند. »
چله ایرانی
می‌دانیم نزد ایرانیان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسیم می‌شود. در قدیم، هموطنان ما معتقدند بودند چله بزرگ از اول دیماه تا 10 بهمن ماه را در بر می‌گیرد و از 10 بهمن به بعد چله کوچک است. یلدا، شب نخست چله بزرگ است.
ساکنان کهن ایران زمین در این شب جشن می‌گیرند و فدیه می‌دهند. فدیه، سفره ای است که در هر خانه گسترده می‌شود و در آن خوراکی‌های مرسوم شب یلدا چیده می‌شود. آنها در این شب دعای شکرانه نعمت می‌خوانند. خوراکی‌های متنوعی می‌خورند که شامل گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) می‌شود.
یلدای 7 هزار ساله
تاریخ می‌گوید نیاکان ما، در 7 هزار سال پیش، به گاه‌شماری خورشیدی دست پیدا کردند و با تفکر و تامل دریافتند که اولین شب زمستان بلندترین شب سال است و به جشن گرفتن آن پرداختند. این جشن حتی در زمان حمله مغول و ترکان بی‌تمدن هم برگزار می‌شده است. استمرار و ادامه برگزاری این جشن و جشن‌های امثال آن نشانه پیوند ناگسستنی ایرانیان امروز با فرهنگ ملی‌‌شان است.
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) می‌گفتند. نخستین روز دی، خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد.
از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرمی جهان را فرا می‌گیرد. بدین سان است که یلدای ایرانی، سر از ژرفنای 7 هزارساله تاریخ برمی آورد و فرهنگ ما را زنده می‌کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار