
فیروزه محمدحسینی - پنجمین جلسه از سری جلسات نقد و بررسی کتاب، به همت بنیاد شهید و امور ایثارگران و نشر شاهد، در کتابخانه ایثار و شهادت با تحلیل و نقد و بررسی مجموعه سه جلدی شعر کودک نوشته محمدکاظم مزینانی، با حضور جمعی از نویسندگان و منتقدان این عرصه برگزار شد. در ابتدای جلسه محمدحسن حسینی با اشاره به ایجاز در این اثر و استفاده از بهترین کلمات در کمترین فضا اظهار داشت: عبارت سهل و ممتنع ازخصوصیات مثبت نویسنده است. ولی جاهایی امکان جایگزینی عبارتهای بهتر بود. به نظر من شاید بهتر بود نویسنده چندین بار به کار نگاه میکرد. مثلاً جایی آورده: توی موهای من... توی یعنی «میان» و «بین» که به کار بردن لفظ «توی» ادبیات کودک را دچار مشکل کرده است.
و یا در جای دیگر نویسنده آورده است:«بابا خیره» که بهتر بود میگفت: «باز بابا خیره» جاهایی به خاطر وزن فاعلات و فعلات ضعفهایی در کار دیده میشد که ای کاش شاعر محترم کمی بیشتر به این موضوع توجه کرده بود.
مثالهای خوب در کار بسیار زده شده است. قدرتهای زبانی زیاد است همچنین قدرتهای تصویرسازی و مضمونسازی و قافیهبندی نیز درخور توجه است. فقط جاهایی اشکالات موزونی به چشم میخورد که کمی در ذوق میزند.
در مجموع ساختار قصهای این کار از بقیه جنبهها قویتر است و غافلگیریاش اثر را به کار برجسته از لحاظ قصه تبدیل کرده است. جاهایی که از ابتدا شاعر با قدرت شروع کرده، کمکم احساس میشود با افت مواجه میگردد که ای کاش شاعر با همان انرژی کار را ادامه میداد.
در ادامه جلسه خانم اسحاقی، با اشاره به ژانر رئال اثر در خصوص تصاویر کتاب گفت: نویسنده خودش در متن کتاب مشارکتی ندارد. نویسنده از عناصر داستانی همچون تعلیق، تلخیص و فضاسازی استفاده میکند ولی سعی دارد به قالب شعر وفادار بماند و به نظر من وجه غالب کار، داستانی بودن آن است.
ورودی یک داستان برای گروه سنی کودک، تصویر است. در این اثر تصاویر، مات، سیاه و وحشتناکند. در هر سه داستان تصاویر به جای تکامل بخشیدن به داستانها گویی آنها را میکشند و علاوه بر اینکه جاذبهای برای مخاطب ندارند، اکثر تصاویر تناسبی با متن ندارند. مثلاً در صفحه یک کتاب آمده: بوی پالایشگاه، بوی نخل و ماهی این نشان از آرامش است که در شهر برقرار است.
از طرفی نویسنده و شاعر میخواهد زیبایی شهر را نشان دهد. ولی تصاویر گویای این منظور نیست و ما هیچ کدام از این تصاویر زیبا را نمیبینیم یا در صفحه 6 و 7 افراد غایب در تصاویر تو ذوق میزند. مثلاً «بیبی» که شخصیتمحور کودک است در تصاویر غایب است و حتی در صفحه 8 و 9 هم ما همچنان تصویری از بیبی نداریم.
جاهایی باید برخی اشیا یا شخصیتها همچنان که در متن آورده شده، بزرگنمایی میشد و تصاویر گویای این برجستگی بود که متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاده است.
در صفحه 14 و 15 ایجاد تعلیق میکند که در آخر متن به جواب میرسیم که این برای ما جالب است. البته برای ما نه برای کودک. من فکر میکنم اگر راوی فعال میشد و ناظر نبود و خودش هم حرکت میکرد، برای مخاطب جذابتر بود.
سپس خانم اسلامی از دیگر منتقدان حاضر در این جلسه با طرح این سؤال از نویسنده که هدفش از نوشتن این داستانها چه بوده، اظهار داشت: جنگ مثل سکه دو رو دارد، یک رویکرد آن فقر، بیخانمانی، مرگ، جراحت و بدی و زشتی است و رویکرد دیگر آن دفاع است که بسیار مقدس میباشد.
وقتی ما برای مخاطب کودک از جنگ حرف میزنیم از این دو خارج نیست. من فکر میکنم تصاویر گاهی آنقدر زمخت و خشن است که حس لطیف را خراب میکند ضمن اینکه در متن نیز گاهی احساس میشود که یک گزارش نظامی داده شده و اصلاً کودکانه عمل نشده.
من برای شما یک مثال میزنم. یک کتاب ایتالیایی راجع به جنگ، بسیار فانتزی عمل میکند. شخصیتها خرگوشند و به هیچ عنوان کودک در یک فضای خشونتآمیز قرار نمیگیرد.
در ادامه جلسه خانم موسویان در خصوص کتاب گفت: طرح مسأله جنگ برای بچهها باید باشد چون جنگ یک پدیده اجتماعی است و همه جامعه را در بر میگیرد. شعرهای ما از فقر موضوعی شدیدی رنج میبرند و موضوعات کلی و محدودند یا تقدیس مقام شهدا را داریم و یا توصیف روزهای جنگ. گوشههای دیگر جنگ مثل اسرا، مجروحان شیمیایی، جنگزدهها و... در شعر کودک و نوجوان نادیده گرفته شده است. من به جهت انتخاب موضوع به نویسنده تبریک میگویم.
ما از جهت تأثیرگذاری و عمق، عنصر عاطفه را داریم در شعر که از عناصر مهم شعر است و حاکی از رقیقترین حالات انسانی است. این کتاب از نظر جنبه عاطفی بسیار قوی عمل کرده است. ابیاتی را به عنوان نمونه اشاره میکنم.
مثلاً صحنههایی که توصیف فضای شهر است یکی از بهترین توصیفات است یا در مجموعه دوم صحنه خداحافظی بهنام با کبوترهایش. به جهت تلفیق شعر و قصه، خیلی از موارد شاعر باید تعادلی بین منظومه شعر و داستان را رعایت کند که شاعر در بسیاری از موارد موفق بوده است.
ما در داستان، بخشی داریم که نویسنده نکات روشن را به تصویر میکشد. نقاط خاکستری را روایت میکند و مسائل بیاهمیت را تلخیص میکند. حال اگر این تلخیص دچار افراط یا تفریط شود، به داستان لطمه میزند و در اینجا تلخیص کمی دچار افراط شده و به نوعی ابهام ایجاد میکند که این ابهام برای گروه سنی کودک و نوجوان شدیدتر خودش را نشان میدهد چرا که کودک هنوز ذهنیت تربیت شده ادبی ندارد.
نکته دیگری که لازم میدانم به آن اشاره کنم استفاده از کلماتی است که در دایره واژگان بچهها نمیگنجید مثل لفظ «چمباتمه» و در مورد وزن شعرها گاهی پیش میآمد که یکی، دو هجا جامانده بود. در پایان جلسه نویسنده کتاب، آقای مزینانی در مقام دفاع از اثرش گفت: بعد از انقلاب در کشورمان چنین کارهایی نداشتیم.
در خصوص تلفیق شعر و داستان باید بگویم تأکید من بیشتر روی داستان بود و برای غنی کردن قصه به کار ریتم دادم، قصدم شعر گفتن نبود. از آنجا که کار در مورد شخصیت بهنام بود و بهنام پسر شهید است این کار را سخت میکرد چرا که شهید در اوج است و نمیتوانستم او را پایین آورده زمینی کنم.
کار مشکل بود مثل نوشتن در مورد ائمه چرا که افراد آسمانی را نمیشود زمینی کرد. به نظر من این اثر در زمینه دفاع مقدس قویترین کار است. ریتم نزدیک به نثر واقعه و شاعرانه بودن آن، عاری از هر شعار تلاش شده است.