
هر قوم و ملتی بر اساس ایدئولوژی جهانبینی و فرهنگی که دارد فرمولی را برای بقای خود پایهریزی میکند و بر اساس آن فرمول حرکت میکند. اگر این فرمولها را به قاعده بازی تشبیه کنیم پس باید یک زمین بازی نیز داشته باشیم. زمین از آن جهت که ثابت است و نشانی از وطن و خاک است و متغیر اشخاص هستند، اشخاصی که در زمین میتوانند فقط با چهار قاعده حرکت کنند.
1- اقدام در زمین خودی، با قواعد خودی.
2- اقدام در زمین دشمن با قواعد خودی.
3- اقدام در زمین دشمن، با قواعد دشمن.
4- اقدام در زمین خود، با قواعد دشمن.
و بهترین حالتی که میتوانیم متصور باشیم این است که در زمین خود با قواعد خود و در زمین دشمن نیز با قواعد خود حرکت کنیم اما در صورتی که در زمین خود با قاعده دشمن بازی کردیم نتیجهای جز شکست نخواهیم گرفت.
چنانچه میبینیم در طول 30 سال گذشته هرکجا در زمین خود با قواعد دشمن بازی کردهایم شکست خوردهایم. در اینجا سخنم با مهندس میرحسین موسوی است که روزی نخست وزیر امام(ره) بودن از مهندس و دکتر بودن برایش زیبندهتر بود و میخواست نام امام(ره) را دوباره زنده کند؛ امامی که حفظ نظام اسلامی را از اوجب واجبات میدانست و تضعیف آن را حرام، اما اگر بخواهیم ببینیم که آیا با قاعده دشمن در زمین خودبازی کردهایم یا خیر امام روحالله آن را مبین اعلام کرده است که هرجا دیدید استکبار از شما تعریف کرد بدانید که راه را غلط رفتهاید. مقام معظم رهبری نیز فرمودند: اگر حرکتی کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین میکند، بدانیم که راهمان راه درست است. دشمن از پیشرفت ملت ایران خشمگین میشود، از موفقیتهای شما خشمگین میشود، از استحکام نظام اسلامی خشمگین میشود.
شما ببینید از کدامیک از کارهای ما دشمن خشمگین میشود آن چیزی که دشمن را خشمگین میکند، این همان خط درست است. آن چیزی که دشمن را مشعوف میکند، ذوقزده میکند، سعی میکند روی او هی تکیه کند، در تبلیغات، در سیاستورزی، این آن خط کج است؛ این همان زاویهداری است. این معیارها را در نظر داشته باشید. این معیارها حقایق را روشن خواهد کرد. در بسیاری از موارد آن جایی که اشتباهی پیش میآید، با این معیارها میشود آن اشتباه را برطرف کرد.
رهبر عزیز و فرزانه انقلاب همچنین در دیدار با نخبگان اینگونه صحنه را به بازی شطرنج تشبیه کرده و فرمودند: من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتی که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول، من به آنها پیغام خصوصی دادم. من اگر یک وقتی توی نماز جمعه یک حرفی میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصی، پیغام خصوصی، نصیحت لازم انجام میگیرد، وقتی انسان ناچار میشود، یک حرفی را میآورد و علنی بیان میکند.
من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ میآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معنای این کار چیست؟ آنی که وارد عرصه سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتی را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینی کند. شما این حرکت را میکنی، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشی که تو چه حرکتی خواهی کرد. اگر دیدی در آن حرکت دوم، تو درمیمانی، امروز این حرکت را نکن اگر کردی، ناشی هستی(حالا تعبیر بهترش این است) توی این کار، توی این بازی، توی این حرکت، ناشی هستی، ناواردی. اینها نمیفهمند چه کار میکنند، یک حرکتی را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند، مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند، مطلب اصلی این بود.