دنیا حیدری مراسم قرعهکشی رقابتهای فوتبال لیگ قهرمانان آسیا، ظهر دوشنبه در کوالالامپور برگزار شد تا تیمهای حاضر در فصل جدید رقابتهای لیگ قهرمانان، حریفان خود را بشناسند.از بین تیمهای استقلال، ذوب آهن، مس و سپاهان که فصل قبل جواز حضور در این رقابتها را گرفتند، ذوبآهن در گروه مرگ قرار گرفته و استقلال در مقایسه با دیگر تیمهای ایرانی حاضر در این رقابتها در گروهی آسانتر قرار دارد اما آنچه مسلم است اینکه تمام تیمهای حاضر در این رقابتها، تیمهایی قدرتمند هستند که توانستهاند سهمیه حضور در آسیا را کسب کنند.اما آیا نمایندههای کشورمان اکنون که باید در رقابتهای آسیایی حضور پیدا کنند، شرایط مناسبی که فصل قبل داشتند را دارند یا...بهتر است برای آگاهی بیشتر به بررسی وضعیت چهار تیم برتر فصل قبل در لیگ نهم بپردازیم تا شرایط نمایندههای ایران در آسیا مشخص شود. هرچند در واقع چیزی پنهان نیست!
استقلال استقلال اولین تیمی بود که برای قهرمانی در رقابتهای لیگ هشتم، اولین سهمیه حضور در رقابتهای آسیایی را از آن خود کرد اما تیمی که جواز حضور در این رقابتها را گرفت با تیمی که امروز باید در این رقابتها شرکت کند، تفاوتهای زیادی دارد که نمیتوان آنها را بیاهمیت شمرد.قهرمان فصل قبل، این روزها در شرایط چندان مساعدی به سر نمیبرد و بدجوری در بحران دست و پا میزند و با حواشی ریز و درشت دست به گریبان است!البته قهرمان فصل قبل، لیگ را بد آغاز نکرد و در ابتدای راه با شکست سپاهان نشان داد حرفهای زیادی برای گفتن دارد اما خیلیها از همان ابتدا با صمد سرناسازگاری گذاشتند چرا که او را در اندازه استقلال نمیدانستند. انتقادهای درست و غلط از صمد، زیر آبی رفتن تعدادی از بازیکنان و همدل نبودن سکوها با این مربی شرایط استقلال را روزبه روز بدتر از قبل کرد به طوری که مشکلات استقلال که تا قبل از دربی نتایجی قابل قبولی گرفته بود،بعداز دربی دچار افتی محسوس شد و کمکم کمر استقلال را خم کرد طوری که صمد هرگز نتوانست آن را صاف کند! ناکامیهای دنبالهدار، باختهای پی در پی، اعتراضهای شدید هواداران که صمد آنها را توطئهای علیه خودش میخواند و در آخر اخراج سه بازیکن نامی استقلال به دلیل کمکاری و همدل بودن با قلعهنویی (اگرچه هرگز تأیید نمیشود!) همه و همه دست به دست هم داده تا شرایط استقلال در جام باشگاههای آسیا مبهم باشد! استقلالی که فصل قبل با آن شرایط مناسب، مهرههای کارآمد و مربی پرمدعایش نتوانست در آسیا حرفی بزند، چطور امروز با کولهباری از حاشیه، دریایی از بحران و مربیای خسته و بیرمقی میتواند امیدوار باشد؟!اگرچه قرعه استقلال نسبت به دیگر نمایندگان ایران در آسیا آسانتر است اما واقعیت این است که این استقلال است که چندان مطمئن نیست. تیم صمد که اول فصل یکی از مدعیان پر و پا قرص لیگ بود، امروز دیگر قیافه یک مدعی را در لیگ هم ندارد چه رسد به آسیا که همه با توپ پرمیآیند!
ذوبآهن ذوبآهن دومین تیمی بود که خود را به عنوان دیگر نماینده ایران برای حضور در رقابتهای آسیایی معرفی کرد؛ تیمی که با هدایت ابراهیمزاده نمایشی چشمگیر از خود به نمایش گذاشته بود و برای حفظ قدرت و اقتدارش کمترین تغییر را نسبت به دیگر تیمها داشت.ابراهیمزاده بر خلاف دیگر تیمها سعی کرد چارچوب تیمش را که حسابی با هم «مچ» و هماهنگ بودند حفظ کند و همین کار را هم کرد و ثمر آن را دید. به جرأت میتوان گفت ذوبآهن تنها تیمی است که هنوز اقتدار فصل قبل را دارد. اگرچه این تیم هم مثل دیگر نمایندههای ایران فصل قبل در لیگ قهرمانان آسیا حرفی برای گفتن نداشت، اما امروز میتواند با توجه به تجربهای که فصل قبل از حضورش در آسیا کسب کرده و قدرت و هماهنگیای که دارد، تنها نمایندهای باشد که اندکی امیدواریها نسبت به حضور آبرومندانه آن بیشتر از سایر تیمهاست! ذوبآهن با حفظ ابراهیمزاده و مهرههایش هماهنگیهای تیمش را بسیار بالا برد به طوری که یکدست بودن این تیم و «مچ» بودن بازیکنان آن و آشنایی کامل ابراهیمزاده به شاگردانش به خوبی در بازیهای این تیم و نتایجی که کسب کرده مشهود است. هر چند حضور قدرتمند در لیگ ملاک موفقیت در رقابتهای2010 آسیا نیست اما شرایط ذوب آهن که امسال دچار افت و خیزهای محسوس نبوده، نسبت به دیگر تیمهای ایرانی حاضر در رقابتهای آسیایی بیشتر است. حال باید دید این هماهنگی و حفظ مهرههای مؤثر و برنامههای ابراهیمزاده ْیل در آسیا هم جواب میدهد یا فقط مختص لیگ است!
مس تنها نماینده کرمان در لیگ برتر، فصل قبل تیمی بود با بوجهای هنگفت و ستارههای کهکشانی که توانست با در آوردن رتبه سوم جدول از چنگال پرسپولیس، آسیایی شود. با توجه به اینکه مس هم بعد از هزار و یک برنامه شکست خورده در جذب سرمربی با پرویز مظلومی که در لیگ هشتم سکوی سوم جدول را به این تیم هدیه کرده بود، ادامه داد، انتظار میرفت مس هم مثل ذوبآهن، عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش گذاشته و اگر توان قدرتنمایی فصل قبل را هم ندارد حداقل کم فراز و فرود نشان دهد. اما از دست دادن تعدادی از بازیکنان تأثیرگذار فصل قبل و دستهای پشت پرده و اندکی بدشانسی مظلومی،باعث شد برخلاف تصور مس در لیگ نهم هیچ شباهتی به مس فصل قبل نداشته باشد. این تیم امسال نتوانست با قامت تیمی آسیایی ظاهر شود و به جای صدر جدول راه قعر جدول را در پیش گرفت تا هر از چند گاهی، زمزمه اخراج مظلومی یا قهر یکی دو بازیکن این تیم، اعتصاب و تعطیلی تمرینات مس را بشنویم. سرانجام زمزمهها رنگ واقعیت به خود گرفت و برهانینژاد با استفاده از اختیارات شخصی، بعد از شکست مس برابر ابومسلم، عذر مظلومی را خواست تا شاید بتواند با جایگزین کردن گزینهای مناسب، ناکامیهای نیم فصل اول را جبران و مس را برای حضوری قدرتمند تجهیز کند. هر چند برهانینژاد میگوید قصد جذب یک مربی خارجی را دارد (مثل ابتدای فصل) اما اکنون مهدی محمدی سکان هدایت کشتی بحران زد، مس را به دست گرفته و از مدیر عامل تقاضای فرصتی شش هفتهای کرده تا سر و سامانی به شرایط وانفسای این تیم بدهد اما اگر هم محمدی بتواند به قولش وفا کند و طی شش هفته مس را سرپا کند باز هم نمیتوان به حضور قدرتمند مس با این مربی در آسیا امید داشت هر چند حضور مربی خارجی هم که گفته میشود لوکای امتحان پسداده در فولاد است، چندان آش دهن سوز و بهتر از محمدی بومی نیست. طبق قرعهکشی، مس، تیم سوم جدول لیگ هشتم و سیزدهم جدول لیگ نهم باید در اولین تجربه حضورش در رقابتهای آسیایی با الهلال عربستان، السدقطر و الاهلی امارات دیدار کند و فرصت چندانی هم برای سرپا شدن تا اولین بازی آسیاییاش ندارد! و حال باید دید برهانینژاد میتواند در این فرصت اندک کاری کند که مس در اولین تجربهاش در آسیا حضوری آبرومند و قدرتمند داشته باشد یا در آسیا هم مثل لیگ امسال به جای بالای جدول و تخته گاز به سوی قعر جدول حرکت خواهد کرد!
سپاهان زردپوشان ظاهراً شرایطشان از دیگر نمایندههای ایران بهتر است. سپاهان آهسته آهسته خود را به صدر جدول رساند و با شکست سرخابیهای پایتخت و کسب قهرمانی نیم فصل، حال خود را قدرت اول ایران و مدعی قهرمانی در لیگ نهم و آسیا میداند. بیشک سپاهان از مدیریتی منسجم، مهرههای گرانقیمت و شرایط خوبی برای حضوری قدرتمند در رقابتهای آسیایی برخوردار است. این تیم بهرغم حاشیههای فراوانی که به دلیل درگیری قلعهنویی با استقلالیها داشت، توانست بیسر و صدا، امتیازهای لازم را برای قهرمانی در نیمفصل جمع کند و در شرایطی صدرنشین است که فاصلهاش با تیم دوم هم به اندازهای است که در حاشیه امنیت قرار دارد اما با تمام شرایط رویایی که سپاهان دارد، این تنها ظاهر قضیه است. در واقعیت سپاهان مثل بادکنکی است که تا اندازه بسیار زیادی باد شده اما به همان اندازه که باشد، امکان ترکیدنش هم وجود دارد. در واقعیت سپاهان را مربیای هدایت میکند که بر خلاف تمام ادعاهایش فصل قبل نتوانست برای استقلال پرمهره در آسیا افتخار کسب کند و با آن تیم منسجم و پرستاره جز تحقیر در آسیا ندید! البته نمیتوان از تواناییهای قلعهنویی و موفقیتهایش در لیگ چشم پوشید اما واقعیت این است که قلعهنویی با تمام افتخاراتش، مربیای است که بتواند در رقابتهای بالاتر از لیگ و جام حذفی موفق شود. تمام دلیل ناکامی استقلال در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا(فصل قبل) این بود که قلعهنویی تنها در ایران ژنرال است و در آسیا. . . هیچ حرف و برنامهای برای گفتن و اجرا کردن ندارد و همین نکته مهم باعث میشود آینده سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا بهرغم تمام موفقیتهایی که در لیگ کسب کرده، چندان روشن نباشد البته این تیم فصل قبل بدون قلعهنویی هم در آسیا حرفی برای گفتن نداشت و به نظر هم نمیرسد امسال شرایط حتی با توجه به موقعیتهای این تیم در لیگ چندان برایش تغییر کرده باشد!