پارسا یزدانیتلخترین اتفاق برای هر تیم باشگاهی سقوط به دسته پایینتر است و هواداران تیمهای لیگبرتری همواره از شنیدن این خبر درباره تیم محبوبشان وحشت دارند. طبیعت فوتبال اما بهگونهای است که در پایان هر فصل گریزی از این واقعه نیست و خواهناخواه چند تیمی باید سقوط کنند تا چند تیم بتوانند بخت خود را در لیگبرتر بیازمایند.همانگونه که پیشبینی میشد تکاپو در قعر جدول بسیار بیشتر از حد انتظار است. سه تیم ابومسلم، فولاد و پاس همدان که فاصله زیادی با تیمهای میانهنشین جدول داشتند در فاصله تعطیلات نیمفصل به آب و آتش زدند تا با ترمیم نقاط ضعفشان مقدمات رهایی از مصیبت فانوس بهدستی را فراهم کنند. پیروزیهای اخیر ابومسلم و فولاد مؤید این ادعاست که آنها به هیچوجه تمایل ندارند سال آینده را در لیگ آزادگان سپری کنند.در نقطه مقابل ضعف شدید راهآهن و شاهین بوشهر این امیدواری را در سه تیم انتهای جدول ایجاد کرده تا جای خود را در جدول با این دو تیم عوض کنند.راهآهن شهر ری روزهای پاییزی را با اندوه یارگیری ضعیف ابتدای فصل و اشتباه محرز مدیرانش در بکارگیری یک مربی درجه سوم هلندی سپری میکنند و با روند فعلی بعید نیست تا چند هفته دیگر جای خود را با حاتم بخشی با قعرنشینان عوض کند.شاهین بوشهر هم بهرغم شایستگیهای فراوانش از کمبود تجربه و بضاعت مالی رنج می برد و انگیزه فولاد، ابومسلم و پاس شاید دلیلی باشد که نتواند در رقابت با آنها تا هفتههای آخر لیگ دوام آورد.فانوس بدستان این روزهای لیگ برتر البته یک خصوصیت مشترک دارند و آن این است که ابومسلم، فولاد و پاس همگی جزء تیمهای محبوب لیگ و دارای طرفداران سینهچاک و متعصبی هستند که به واقع هر تیم باشگاهی حسرت داشتن چنین سرمایهای را میخورد.فولاد و پاس همچنین سابقه قهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران را هم دارند که این نکته هم جزء جذابیتهای فوتبال محسوب میشود. تیمهایی که روزی در اوج اقتدار به سر میبردند امروز برای بقا در لیگ باید با چنگ و دندان بجنگند.تیمهای ریشهداری چون فولاد، ابومسلم که روزگاری به سازندگی معروف بودند و همواره وظیفه تغذیه سایر تیم های لیگ برتری را به عهده داشتند امروز به جایی رسیدهاند که دستشان برای در اختیار گرفتن بازیکنان شایسته به سوی دیگران دراز است. شاید همین عامل باعث شده تا کار امثال فولاد و ابومسلم به اینجا برسد. حاضر خوری و راحتطلبی بلایی بر سر تیمهای صاحب سبک فوتبال ما آورده که دلهره سقوط یک لحظه رهایشان نمیکند.حیقت امر این است که نمایندگان فوتبال خوزستان، خراسان و همدان پتانسیل تغییر شرایط را دارند اما باید دید در این راه سایر رقبایشان چگونه عمل میکنند و چه نتایجی را رقم میزنند.بعید به نظر میرسد فوتبالدوستان ایرانی از داشتن لیگ بدون حضور نماینده خوزستان و قطب فوتبال خراسان لذت ببرند اما این جبر فوتبال است و همین مسأله است که فوتبال باشگاهی را زنده نگه میدارد.فاصله کم پنج امتیازی مس کرمان 19 امتیازی و رده سیزدهمی با ابومسلم و فولاد 14 امتیازی قعرنشین بیانگر این نکته است که در چند هفته آینده تغییرات جدیدی در جدول ردهبندی لیگ را شاهد خواهیم بود. اینکه در پایان ماراتن لیگ برتر کدام گزینه از میان تیمهای پایینجدولی به لیگ آزادگان سقوط خواهد کرد سوالی است که کمکم از نحوه نمایش این تیمها میتوان به پاسخش رسید. آیا تیمهای پرطرفدار مشهد و اهواز میتوانند خود را از منطقه خطر جدا سازند؟ آنها به خوبی میدانند تلاشی برای ماندن در لیگ و حفظ تیم بسیار سادهتر از بازگشت از لیگ آزادگان به لیگ برتر است و بهتر از هر شخصی میدانند که چشم هزاران هوادار مشهدی و اهوازی به نتایجی است که آنها در این هفتهها کسب میکنند.