کد خبر: 197291
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱۸:۳۳
اخیراً یک پژوهش کاربردی از سوی مرکز بررسی‌های امنیت ملی رژیم صهیونیستی منتشر شده است که «رامیر کولیک» آن را با هدف تبیین روش‌های اطلاعاتی حزب‌‌اللـه، اهداف و ابعاد ناشی از آن علیه رژیم صهیونیستی، به نگارش درآورده و نتیجه‌گیری‌های عملی از آنرا در هر گونه درگیری جدید این رژیم با حزب‌اللـه لبنان بیان کرده است.
دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی چه در ابعاد و ساختارهای نظامی و چه در بخش‌‌های جاسوسی- خارجی و یا اجرای عملیات‌های اطلاعاتی- امنیتی در دهه‌های گذشته، خود را یکی از بهترین و قوی‌ترین و کارآمدترین سیستم‌های اطلاعاتی جهان معرفی و در بسیاری از اهداف اطلاعاتی نیز توانایی خود را اثبات کرده است. این اقتدار اطلاعاتی همواره بخشی از ابزار کلان این رژیم برای پیشبرد دکترین سیاست خارجی و امنیتی آنان بوده و کارکردهای خود را نیز به‌خوبی نشان داده است ولی با شکل‌گیری حزب‌اللـه لبنان در اوایل دهه 80 میلادی، این نقطه‌ توازن از جنوب لبنان، یک آغاز تحول تدریجی و به زیان رژیم صهیونیستی را ثبت کرده است.
اگر دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی به سهولت در عمق جوامع و یا جریان‌های سیاسی و گروه‌های مختلف در لبنان و یا هر کشور دیگری نفوذ و رسوخ می‌کردند، این‌بار با پدیده‌ای جدید روبه‌رو شدند که دستیابی به اطلاعات نفوذی در ساختار حزب‌اللـه و توانایی‌های آن، به طلسم تبدیل شده و برای خبرگان امنیتی- اطلاعاتی رژیم صهیونیستی غیر ممکن گردید.
به همین دلیل دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی که دستیابی به اطلاعات مستقیم در داخل حزب‌اللـه را غیرممکن می‌دیدند، به روش‌های غیرمستقیم و تجزیه و تحلیل رفتاری و تطبیقی پرداختند تا سمت‌گیری و اهداف اطلاعاتی حزب‌اللـه را تبیین کنند.
پژوهشی که توسط کولیک در مرکز بررسی‌های امنیت ملی رژیم صهیونیستی انجام شده، از همین نوع است تا جنگ پنهان حزب‌اللـه علیه اسراییل را به تصویر کشیده و ابعاد آن را واکاوی کند.
آنچه واقعی است اینکه این جنگ پنهان از سوی صهیونیست‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی آنان نیز با شدت در جریان‌ است ولی در زمان‌های ویژه‌ای که به اطلاعات کلی از حزب‌اللـه روبه‌رو می‌شوند، شوکه و غافلگیر می‌شوند و واکنش نشان می‌دهند.
اینکه حزب‌اللـه از طریق نقاط ثابت و یا غیرثابت مراقبتی در مرزهای لبنان با فلسطین اشغالی تحرکات روزانه و تاکتیکی ارتش صهیونیستی را زیر نظر دارد و یا رفتار این ارتش اشغالگر در مزارع شبعا را کنترل می‌کند، امری ساده و بدیهی است و حتی تلاش برای کسب اطلاعات جغرافیایی و مراکز نظامی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی در عمق نقاط استقرار این رژیم چندان عجیب نیست، چرا که عربده‌‌های روزانه صهیونیست‌ها برای حمله به لبنان، غزه و یا ایران، این واکنش طبیعی را ایجاد می‌کند تا برای مقابله با تجاوز دشمن، تدابیر بازدارنده اطلاعاتی به اجرا درآید.
آن چیزی که صهیونیست‌ها را آشفته کرده، این است که حزب‌‌اللـه چگونه به مکانیسم رفتاری و روانشناسی عملی مقامات نظامی و امنیتی و سیاسی و یا روند تصمیم‌گیری آنان واقف شده و به آن آگاه است؟ این موضوع به معنی این است که حزب‌اللـه به سطحی از توانمندی دست یافته که زمینه مدیریت کلان و راهبردی رژیم صهیونیستی را در اختیار داشته و می‌تواند برای آن برنامه‌ریزی کرده و آنان را هدایت کند.
کولیک نیز در پژوهش خود ضمن دسته‌بندی سه‌گانه از این جنگ پنهان، بر سطح استراتژیک به عنوان مهم‌ترین سطح جنگ اطلاعاتی و پنهان پرداخته و به مسؤولان صهیونیستی هشدار می‌دهد. مسأله امنیت که صهیونیست‌ها و تفکر استکباری در غرب، هر گونه اقدامی را برای خود شایسته و امکان‌پذیر و قابل توجیه می‌دانند و از همین طریق برای خود، اقتدار کسب می‌کنند و لذا تجاوز روزانه هواپیماهای رژیم صهیونیستی به فضای لبنان، شبکه‌های وسیع و متعدد جاسوسی در این کشور کوچک، اجرای ترورهای کوچک و بزرگ، کاشتن دستگاه‌های استراق سمع پیشرفته در جنوب لبنان، استخدام و به کارگیری نیروهای یونیفل و بین‌المللی و شخصیت‌هایی مانند سمیر جعجع، جمیل، خانواده شمعون، جریان‌های گوناگون سیاسی و مردم عادی از طریق توزیع مواد مخدر به منظور جاسوسی و وطن‌فروشی و وابستگی را مباح می‌داند. تاریخ و گذشته 60 ساله لبنان نشان می‌دهد که روش‌ها و ابزارها و نقاط اتکای جاسوسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، آنقدر نخ‌نما شده که کشف و مهار آن نیاز به تلاش و دقت فوق‌العاده‌ای ندارد.
اگر حزب‌الله برای بازدارندگی تجاوزات روزمره صهیونیست‌ها از نقاط مختلف این رژیم،‌ به جمع‌آوری اطلاعاتی می‌پردازد، برخلاف صهیونیست‌ها که کشتار مردم عادی، کودکان،‌ پناه‌آورندگان به مؤسسات بین‌المللی و مناطق مسکونی را برای اجرای سیاست‌زمین‌سوخته و تحمیل اراده نظامی و سیاسی خود با خونسردی به اجرا می‌گذارند، مسؤولان حزب‌الله، مرکز پتروشیمی و مخازن شیمیایی شهر حیفا را به علت احتمال آسیب به شهروندان عادی و به دلیل غیر انسانی بودن آن، در جنگ 33 روزه هدف قرار نمی‌دهند.
آنچه صهیونیست‌‌ها و آقای کولیک را نگران کرده این است که همانگونه که برای عقل هاشم مسؤول جاسوسان ارتش لحد و یا مسؤول یگان ارتباطات ارتش صهیونیستی (سرهنگ ایرزگیرشتاین ) در مارس 2000 و فوریه 1999 رخ‌ داد، برای اشکنازی و باراک و دیگر جنایتکاران جنگی این رژیم اتفاق نیفتد و رسوایی آنان را صد چندان نکند.
کولیک در پژوهش خود که عملاً برای آماده‌سازی توان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تهیه شده، نگران این است که همان «کوری اطلاعاتی» که در جنگ 33 روزه اتفاق افتاد، مجدداً برای این رژیم روی ندهد و «درک واقعی از اطلاعات واقعی» در دستگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی صهیونیست‌ها به وجود آید.
آنچه صهیونیست‌ها را از دیگران متمایز می‌کند و تجربه زندگی آنان در اروپا و غرب و نگاه و ارزیابی دیگر ملت‌ها به آنان را مورد تأکید قرار می‌دهد، این است که به زندگی‌مادی و زنده ماندن بیش از هر چیز اهمیت می‌دهند و گزینه‌های خود را با این دو سامان می‌بخشند و لذا رهبران صهیونیست نیز به خوبی می‌دانند که این جنگ پنهان به نقاط اوج خود نزدیک شده و ریسک‌پذیری اطلاعاتی و عملیاتی و نظامی آنان را به شدت کاهش داده و هر تدبیر و تصمیم پیشدستانه، به جای حزب‌الله، خود صهیونیست‌ها را در نقاط امن آنان غافلگیر خواهد کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار