
اعطاي جايزههاي غربي به شخصيتهاي منتقد و روشنفكرنماي ايراني و نيزعناصر وابسته به انگليس و آمريكا به حدي متداول شده است كه از فرداي انتخابات دهم، جريان «استعمار چند چهره» براي برونرفت از چالش ريزش آرا، بارها آن را به عنوان حربهاي تبليغاتي به كار بسته است. چند روز پيش، محسن مخملباف از سوي انگليسيها جايزه «آزادي براي خلق هنري» را دريافت كرد و خبر اهداي آن جايزه (75 هزار دلاري مشترك) از سوي مخملباف به آقاي منتظري در حالي در صدر اخبار برخي رسانهها قرار گرفت كه باز هم از منتظري به عنوان رهبر معنوي جنبش سبز نام برده شده است!
مطمئناً جريان شكست خورده انتخابات دهم كه در وقايع اخير آخرين ميخ را بر تابوت اصلاحات كوفتند، جزحفظ همان طيف حداقلي خود چارهاي ديگر ندارند و به همين زودي نميتوانند از كساني كه در بازه انتخابات دهم سنگ آنها را به سينه زدهاند، بگذرند. لذا در فضاي كنوني به اجبار و به اكراه، توهمات و تخيلات خويش را برجستهتر ساخته و با ديد و بازديدهاي صوري و نمايشي و نيز اهداي جايزههاي غربي به همفكرانشان، نام و نان غربي به يكديگر قرض ميدهند، غافل از آنكه در افكار عمومي تنها رنگ و ننگ سرسپردگي را بر بوم سياسي خود نقش كردهاند!
بي شك پاسخ به سؤالاتي از قبيل اينكه:
1- چرا پس از انتخابات دهم ميزان اعطاي اين جايزهها بهطور چشمگيري افزايش يافت؟
2- چرا نام اين جايزهها با ذائقه آزادي و حقوق بشرغربي و فعاليتهاي سياسي آميخته شده است؟
3- چرا اين نوع جايزهها از ميان هزاران نفر (بهزعم خود اعطاكنندگان) به افراد مشخص ايراني تعلق ميگيرد؟
4- اصولاً چرا اين نوع جايزهها پس از اعطا، به اشخاص سياسي زاويهدار با نظام اسلامي اهدا ميشود؟ بيانگرابعاد نويني از جنگ نرم انگليس و آمريكا عليه نظام جمهوري اسلامي ايران است.
به نظر ميرسد اعطاي جايزههاي غربي با محوريت دو عنصر رواني و مادي و با اهداف مشخص از سوي طراحان و عوامل جنگ نرم دشمن صورت ميگيرد:
الف) عنصر رواني: اعطاي جايزه به منظور تشويش، تطميع، تحريك و تقويت روحيات سياسي و ايجاد اميدواري در راستاي تاكتيكهاي هويتسازي، اسطورهسازي و قهرمان محوري صورت ميگيرد كه بازتاب خبر آن در اذهان مخاطبان نيز داراي چنين دامنه تأثيري است.
ب) عنصر مادي: كمك مالي به بهانه جايزه جهت هزينه برنامهها و همگراييهاي تشكيلاتي و مانورهاي سياسي و جلوهگريهاي به اصطلاح دموكراتيك (مخملباف در مراسم دريافت جايزه: جايزه گرفتن و جايزه دادن در جهان امروز بايد به نوعي مبارزه دموکراتيک تبديل شود.)
از اينرو جداي از عناصر سرسپردهاي چون داريوش شايگان (مشاور و مسؤول دفتر پهلويها و عضو کددار ساواک: نامزد جايزه گفتوگوي جهاني)، ژيلا بني يعقوب (روزنامهنگار وابسته و از بازداشتشدگان وقايع پس از انتخابات: دريافت جايزه آزادي بيان و شجاعت در روزنامهنگاري)، حنا مخملباف (دريافت جايزه ويژه فستيوال زنان جهان براي فيلم روزهاي سبز و اهداي آن به اميرعباس انتظام سلطنتطلب مشهور وابسته) و محسن مخملباف ( كارگردان سكولار و مقيم خارج كه بارها در شبكههاي غربي عليه ايران و نظام اسلامي به هتاكي پرداخته است: دريافت جايزه آزادي براي آفرينش و اهداي آن به منتظري، دريافت جايزه جشنواره نورنبرگ و اهداي آن به كروبي)، همچنين تعداي از افراد سكولار وابسته به غرب كه در گروههاي اقليت كشورهاي آسيايي به عنوان اپوزيسيون آن كشور مطرحاند، در«جامعه هدف» انگليس و آمريكا قرار گرفتهاند. از سويي جايزه دو روز پيش بهمن قبادي اين نكته را نيز متبادر كرده است كه عوامل استعمار نو، دايره مهرههاي خود را گستردهتر كرده و در آينده به سراغ عوامل درجه دو و سه در حوزه اپوزيسيون خواهند رفت.
مقام معظم رهبري روز دوشنبه در ديدار عوامل توليد سريال حضرت يوسف (ع) ضمن تشكر و قدرداني از اين كار هنري برجسته و تأكيد بر لزوم استفاده بيشتر از ظرفيت ملل مسلمان براي ترويج تفكر نظام اسلامي فرمودند: «چنين آثار هنري، قطعاً آثار بزرگي خواهند شد اما هيچگاه جايزه اسكار و يا نوبل هنري را دريافت نخواهند كرد زيرا امروز كوس رسوايي دستگاههاي جهاني پشتيبان هنر در دنيا زده شده است ... اين جايزهها هيچ ارزشي ندارند و هنرمندان نيز نبايد براي كسب اين جايزهها به دنبال ساخت اثر هنري باشند.»