
حاجی که هنوز حال و هوای عربستان از سرش نیفتاده، پله های برقی فرودگاه امام را یکی پشت دیگری رد میکند تا هرچه سریع تر خود را به ریل ساکها برساند. ساکهایی که در روز اول سفر از فرط لاغری در حال موت بودند و حالا از مرز فربگی گذشتهاند و دیگر خدا را بنده نیستند. این ساکها چیزی جز سوغات به همراه ندارند. کالاهایی که غالباً از کشورهای چین، امارات و سایر کشورهایی حاشیه خلیج فارس به ارمغان آمدهاند و با تمام بیکیفیتیشان خود را به جای تحفه عربستان غالب کردهاند تا چند روز دیگر با هزار ناز و تنعم در بین اقوام پخش شوند.
وقتی حاجیان با این ساک های پر و پیمان در فرودگاه به پیشوازان خود میپیوندند این سؤال پیش میآید که آیا حاجی ما واقعاً حاجی است؟ حاجی در این روزها عبادت را به گشت زنی در بازار یا گشت زنی در بازار را به عبادت ترجیع داده؟ و. . .
*سعی گمشده در وارث و وزیر
به هر حال بعد از یک سال باز موسم حج تمتع فضای کشور را فراگرفت تا چیزی بالغ بر 60 هزار حاجی زندگی را در لباس احرام به تجربه بنشینند.
قبل از این سفر معنوی برای تمامی حجاج کلاسهایی برگزار شد تا از این طریق انجام مناسک حج به آنها آموزش داده شود تا خدای ناکرده عملی به اشتباه انجام ندهند و به گیر و دار کفاره دادن نیفتند.
اما بسیاری از این حاج آقاها و حاجیه خانمها قبل از اینکه به چگونگی انجام اعمال بیندیشند تا خانه دل را آباد کنند به فکر تهیه لیستی از فک و فامیل و نقشه ای از بازارهای مکه و مدینه هستند تا از دیار عرب سوغاتی با مارک چین برایشان هدیه آورند.
آنهایی که مکه رفتهاند حتماً اسم بازارهای «باوارث» و «با وزیر» را شنیدهاند و وقت بسیاری را در بازار «بن داود» صرف خرید اقلام بی کیفیت و گران چینی کرده اند.
فروشگاههای این بازارها از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را برای عرضه انبار کردهاند و فقط چشم انتظار مسافران ایران زمیناند تا اجناس بنجل خود را به آنها بیندازند.
یکی از نکاتی که روحانیون کاروانها سعی میکنند تا در کلاسهای آموزشی خود به حجاج بیاموزند این است که فرصت را مغتنم بشمارند و سعی بین صفا و مروه را از دست ندهند و خود را گرفتار سعی وارث و وزیر نکنند و کمتر به فکر خرید و پر کردن جیب اعراب باشند زیرا بسیاری از اجناس موجود در این بازارها از کیفیت مناسب برخوردار نبوده و به هیچ وجه ارزش هدر دادن وقت را در سرزمین وحی ندارند و به عبارتی بهتر، کاری است بس عبث و بیهوده.
هرچند این توصیهها بارها توسط مدیران و روحانیون کاروانها داده میشود اما باز برخی حجاج ایرانی به جای پرداختن به عبات،دائم از این بازار به آن بازار میروند و با وسواس خاصی مشغول خرید میشوند گویی تا به حال در عمرشان بازار ندیدهاند و میخواهند در مدت همین چند روز کل اقلام بازار را به نام خود مصادره کنند. بعضی از حجاجی که امسال برای اولین بار به این سفر مقدس مشرف شدند بر این باورند که بیشتر این دست از افراد از جمله کسانی هستند که چندین و چند بار به سفر حج آمدهاند و فقط حج را برای خریدش میخواهند.
طبق یک نظرسنجی که در سال 1387 از حجاج ایرانی صورت گرفت 30 درصد وقت مفید زائران ایرانی صرف بازارگردی و خرید سوغات تلف میشود. این در حالی است که بسیاری از این حجاج سالیان سال در انتظار خروج اسمشان از دایره انتخاب سازمان حج و زیارت بوده که در این شرایط فیض عبادت را به لذت خرید میفروشند و انتخاب تسبیح و سجاده برای این فامیل و آن فامیل را به نماز اول وقت ترجیح میدهند.
* در محشر کعبه چه میکنیم؟
بزرگی میگفت؛حج به مثابه مرگ است که قبل از آن فرصت توبه کردن دست میدهد و میتوان از تمام کسانی که به آنها بدی شده حلالیت طلبید.
انسان با یک لباس ساده که در آخرت کفن نامیده میشود و در مراسم حج لباس احرام، محشر کبری را به چشم میبیند و بعد از آن فرصتی مییابد تا پاک و منزه زندگی را در کمال پختگی از نو آغاز کند برخلاف مرگ که دیگر فرصتی برای بازگشت نیست و مجالی برای حلالیت طلبی نمانده.
حال با خود تصور کنید در این صحرای محشر که همه به فکر اعمال خود هستند عدهای که اغلب ایرانیاند با ساکهایی پر از لباس، جانماز، مهر و تسبیح و. . . که به راحتی در همین شاه عبد العظیم خودمان در دسترس است در حال خریدند و با کیسههایی پر این طرف و آن طرف میروند. همین مورد باعث شده زائران ایرانی در بین زائران سایر کشورها به تمسخر گرفته شوند و چهره نا زیبایی را به فرهنگ ایران تحمیل کنند.
*سوغات مکه با مارک چین
بسیاری از زائران بر این باورند که بزرگان توصیه کرد. که سوغات آن هم از تولیدات همان دیار به منظور آشنایی به فرآوردههای شهر و کشور باید به همراه آورد تا اطرافیان از محصولات آن کشور مطلع شوند ولی جای سؤال این جاست چگونه جنسهای چینی میتواند بیانگر مشخصههای کشور عربستان باشد که با این حجم بالا مورد استقبال حجاج ایرانی قرار میگیرد؟
فتحی که برای اولین بار است تجربه زیارت بیت الله الحرام را به دست آورده میگوید: در سن 45 سالگی بعد از 10 سال این فیض نصیبم شد تا خانه خدا را ببینم و سر تسلیم در برابرش به زمین بچسبانم.
او در حالی که گوشه چشمانش تر شده میافزاید: به خودم قول دادم از دیار مدینه و مکه برای تمام اقوام سوغات بیاورم و دلشان را شاد کنم.
وقتی به او گفتم شما میتوانید اجناستان را از همین بازار ایران بخرید و اینقدر پول به جیب عربها نریزید و لب آنها را به خنده باز نکنید که با یک خمینی و دو خمینی جیب حجاج را خالی کنند، چهره اش را به اخم تزیین داد و زمین و زمان را به هم دوخت که ما باید برای دوستانمان از همان کشور سوغات بیاوریم وگرنه سفر کردن چه فایدهای دارد!؟
یکی دیگر از حجاج میگوید: در مراسم حج همه چیز باید در کنار هم باشد تا یک سفر معنوی کامل داشته باشیم. تحفه آوردن جای خودش، عبادت کردن هم جای خود. به هر حال ما وظیفه داریم تا اقوام را فراموش نکنیم و از دیار عرب یادگاری برایشان بیاوریم.
* خریدهای غیر ضروری
گاهی برخی از خریدهایی که توسط حجاج صورت میگیرد نه میتوان به آنها خرید ضروری گفت و نه سوغات، بلکه فقط به خاطر مناسب بودن قیمت زائران به آنها توجه میکنند و پول بی زبان را به پای آنها میریزند در حالی که همان جنس در کشور خودمان با قیمتی مناسب تر در دسترس است؛ «شاید مرغ همسایه غاز است و ما نمی دانیم». همین مسأله باعث شده تا همواره حجاج ایرانی در حمل و نقل ساک های خود و اضافه بار هواپیما دچار جریمه های سنگین شوند. خرید بیش از حد سوغات از عربستان غیر از بحث خروج ارز از کشور، نگاه بد دیگر مسلمانان جهان را به دنبال دارد؛ به طوری که بسیاری از فروشندگان عرب این بازارها معتقدند تنها مشتری اصلی آنها ایرانیها هستند.
شاید علت اصلی این موضوع که ایرانیان بی محابا به بازار عربها حمله میکنند و خورجین هایشان را پر میکنند، عدم نظارت صحیح گمرک جمهوری اسلامی ایران باشد که توجهی به حجم کالای ورودی توسط حجاج ندارد. اگر این سازمان با دقت و ظرافت بیشتری به این مسأله دقت کند به یقین دیگر شاهد ورود این حجم از کالاهای بی ارزش به کشور نخواهیم بود که اگر این روند عملیاتی نگردد بهتر است به این بیت از حضرت مولانا با دقت بیشتری توجه کنیم:
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
به گفته بزرگان عبادتی که زمینه ساز مادی گرایی باشد به قطع یقین راه به جایی نمی برد همان طور که عبادت بی توجه بی ثمر است.
حال باید دید آیا حج امسال حاجی به معنای واقعی با خود به همراه داشته و یا اینکه عده ای صرفاً با ساک های خالی به سفری عبادی رفتند و با صدای شنیدن اذان بر سر قیمت کالا چانه زدند؟