کد خبر: 196377
تاریخ انتشار: ۰۴ آذر ۱۳۸۸ - ۱۷:۵۰
او تا کی می خواهد پل بسازد؟
امیر کوشا

بهترین آرایه ای که افشین قطبی می توانست پس از شکست تحقیرآمیز مقابل تیم آخر گروه چهار تیمی انتخابی جام ملت های آسیا به زبان آورد، همین بود که گفت از شکست برابر اردن درس های بزرگی گرفته است. او باز هم سری به ضرب المثل ها می زند و سعی می کند قدرت تخیل و احساسات و باورهای مردمی را به بازی بگیرد که آرام آرام تمامی اعتماد خود به سرمربی تیم ملی کشورشان را از کف می دهند.

افشین قطبی راه حل ساده ای را برای ادامه حیات خود در فوتبال ایران بگزیده است. او که ساختار تیمی اش در تمامی بعدها دچار مشکلاتی عدیده است، به جای رفع عیوب همیشگی تیم خود، اصلاح شکل حرکتی تیم رو به جلو، از بین بردن چاله های بزرگ موجود در قلب خط دفاعی و البته دور کردن ترس و هراسی همیشگی که خود او در وجود بازیکنان انداخته، می کوشد با ادبیاتی متمایز از سایر مربیان، سیاهی های پرونده کاری اش را با دستمالی سفید پاک کند. اما آن چه از قبل آخرین ادعای قطبی برای توجیه شکست باقی می ماند، این نگرانی را در وجود همگان زنده می کند که آیا مردی که در تمامی روزهای مربیگری اش ادعا کرده جز او در فوتبال ایران کسی امواج مثبت نمی فرستد و کسی جز او درکی کامل از فوتبال ندارد، برای رسیدن به دستاوردهای بالاتر و بزرگتر و ساختن پلی محکمتر به سوی موفقیت، به دنبال شکست هایی تازه خواهد رفت یا نه!

پل بعدی کجا نصب می شود؟ در بازی با سنگاپور؟ مقابل تایلند؟ با ناکامی دوباره در بازی ملی و یا در روزی که در تهران بازی حیثیتی دیگری را واگذار کنیم؟

****

هدف خارج کردن افشین قطبی نیست. فدراسیون فوتبال ایران، اعتمادی ویژه را تقدیم افشین قطبی کرده که هم زمان را برای او خرج کرده و هم هزینه ای بالا را برای او صرف کرده است. امروز نیاز به اصلاح ساختار در تیم ملی و بدنه تصمیم گیری کمیته تیم های ملی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. هرچند علی کفاشیان برای این جمله اش که «با هر شکست نمی توان مربی و رییس فدراسیون را عوض کرد» به دنبال تحکیم کابینه و جایگاه خود بود، اما نمی توان این حقیقت را نادیده گرفت که امروز در تیم ملی بیش از آن که نیازمند تغییرات و غزل و نصب داشته باشیم، محتاج بازنگری در چگونگی تصمیم گیری ها و نظارت بر عملکرد کمیته فنی و کادر فنی تیم ملی هستیم.

نمونه بارز، عملکرد کمیته فنی تیم های ملی است که پس از اولین پیروزی تیم ملی وقابل اردن، تشکیل جلسه داد و رونوشتی را تقدیم فدراسیون فوتبال کرد که در آن چیزی جز تعاریف و تمجید از عملکرد تیم ملی دیدیه نمی شد. آیا کارشناسانی که از دیدگاه مهدی تاج و کفاشاین صلاحیت حضور در این کمیته را یافته بودند، ضعف های دفاعی و ایراد در ساختار هجومی را به چشم ندیدند؟

افشین قطبی نمی تواند و نباید از این حق برخوردار شود که روی نوار خودکامگی و بی تفاوتی اش نسبت به واقعیت های فوتبال ایران حرکت کند. او که مردانی نه چندان صاحب دانش را از هلند با خود به تهران آورد که البته اصول تمرین دادن بازیکنان در تمرینات قبل از بازی را نمی دانند و همین تمرینات غلط باعث اعتراض ملی پوشان قدیمی و مصدومیت فرهاد مجیدی هم شد، باید با یک مربی ایرانی روی نیمکت همراهی و همکاری اش را آغاز کند. این که یک سرپرست آرام و بی صدا که صرفا به خواسته های قطبی تن دهد را روی این نیمکت بگذاریم و بعد نیمکت را از ذهن مربی داخلی که لااقل به روح و روان بازیکنان ایرانی آگاه است خالی نگه داریم، با هیچ یک از اصول حرفه ای برای موفقیت سازگار نیست.

فدراسیون فوتبال و کمیته تیم های ملی امروز باید نقشی را بازی کنند که حبیب کاشانی در پرسپولیس ایفا کرد. او که می دانست حواشی سرمربی تازه وارد آن قدر بالا هست که هر لحظه غفلت از او مساوی با ناکامی باشد، حمید استیلی را به عنوان یک آشنا با فوتبال ایرانی و پرسپولیس کنار قطبی قرار داد و البته پاسپورت او را ضبط کرد! قطبی چه زمان در فوتبال ایران موفق شد؟ صرفا روزهایی که زیر نظر کاشانی بود! مصطفوی به او آزادی عمل داد و چوبش را خورد... کفاشیان به او همان آزادی را بخشیده و همان ناکامی را دوباره در آغوش می کشد!

این تیم، تیم قطبی نیست! این را باید هم فدارسیون درک کند و هم کمیته ای که وظیفه اش در تمجید خلاصه نمی شود!‌


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار