کد خبر: 196243
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۸۸ - ۲۳:۰۶
در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، نام عمار یاسر در بیان و قلم و بیانیه‌های سیاسیون کشور به صورت پدیدار شد. هم مقام معظم رهبری به بازخوانی و تبیین ویژگی‌های عمار پرداختند و هم اصولگرایان و هم معترضین و ... دلیل اصلی پرداختن به عمار یاسر توسط مقام معظم رهبری، بصیرت عمار یاسر است که در تشخیص حق و باطل سرآمد بود و در دفاع از حق تردید به خود راه نمی‌داد. اما دیگرانی نیز به عمار پرداختند، آنان به دنبال این بودند که خون کشتگان حوادث پس از انتخابات را به گردن نظام بیندازند و نظام اسلامی را با حکومت معاویه مقایسه کنند و حدیث پیامبر درباره شهادت عمار را با کشته‌شدگان حوادث اخیر تطبیق دهند.
چون پیامبر درباره عمار فرموده بودند که:«در پیری به دست گروه یاغی شهید خواهی شد» تجدید نظرطلبان تلاش می‌کردند با سوء استفاده از عواطف دینی، کشته‌شدگان را با عمار مقایسه کنند که در رکاب امیرالمومنین آمده بود و «گروه یاغی» نیز نظام جمهوری اسلامی را معرفی می‌کردند. این تشبیه مضحک، عکس ادعای معاویه بود زیرا معاویه، علی (ع) را مقصر شهادت عمار می‌‌دانست و دلیل آن را آوردن عمار به صفین توسط علی (ع) می‌دانست، در حالی که کشندگان عمار مصداق حدیث پیامبر بودند و معاویه علیه حکومت اسلامی به یاغیگری می‌پرداخت. اما قیاس مع الفارق حوادث اخیر و ماجرای شهادت عمار را نباید در شکل ماجرا جست، بلکه باید در حق و باطل بودن جبهه‌ها جست‌وجو کرد. شکل قضایا می‌تواند شبیه باشد، اما آنچه متفاوت است محتواست به طور مثال در حکومت پهلوی افرادی اعدام می‌شدند و در نظام جمهوری اسلامی نیز این اتفاق می‌افتد، در رژیم پهلوی شاه شخص اول مملکت محسوب می شد و در نظام جمهوری اسلامی ولی‌فقیه عالی‌ترین مقام کشور است. آیا می‌شود هر دو را یکی دانست و به محتوا و خاستگاه دو حکومت توجه نکرد؟
معاویه مدعی حکومت اسلامی بود و امیرالمومنین نیز خود را وارث نبوت و رسالت می‌دانست؛ آیا این دو یکی بودند؟ برای روشن شدن بیشتر نقش عمار و خصایص و توفیقات وی ذکر چند نکته ضروری است. امید است یاران انقلاب اسلامی بتوانند همطراز عمار یاسر در تاریخ اسلام ماندگار بمانند.
1-عمار جزو رویش‌های اسلام نبود. وی از اولین پیوستگان به پیامبر بود و پدر و مادرش از اولین شهدای راه اسلام بودند. عمار 51 سال از عمر خود را در راه اسلام سپری کرد اما هیچ موقع در فتنه‌های بعد از پیامبر گرفتار نشد و در تشخیص حق و باطل و پیروی از خطوط اصیل و سیاسی اسلام، دچار تردید نشد.
2-به‌‌رغم اینکه عمار در جوانی به پیامبر پیوسته بود، گذر عمر و پیری روح آرمانخواهی او را آلوده ننمود، به محافظه‌کاری و دنیاگرایی آلوده نشد و برای این مجاهدت، همین بس که پس از 90 سال با مرگ در بستر از دنیا نرفت و با شهادت خود در تاریخ اسلام جاودانه ماند.
3-بسیاری از کسانی که پیامبر را درک کرده بودند، خون دلها به امیرالمومنین خوراندند، به نفاق روی آوردند، بیعت کردند و شکستند، قرائتی مستقل از امیرالمومنین نسبت به اسلام ارائه می‌کردند و در بیت پیامبر هم نفوذ کرده بودند. اما عمار که با همه این جماعت بزرگ شده بود و همه آنان را به خوبی می‌شناخت، در هیچ شرایطی خط امیرالمومنین را گم نکرد. با امیرالمومنین در سکوت 25 ساله رفت و با امیرالمومنین به جنگ‌های داخلی وارد شد و در التزام رکاب وی تا مرز شهادت کوشید.
4-ثبات سیاسی عمار مثل زدنی بود. به‌رغم اینکه عمار از حدیث پیامبر درباره شهادت خود مطلع بود، اما در صفین حاضر شد، زیرا معاویه را مصداق یاغیگری و باطل می‌دانست و تظاهر معاویه به اسلام او را نسبت به باطل بودن معاویه دچار تردید نکرد و می‌‌دانست که اگر به دست سپاه معاویه کشته شود، مصداق شهید فی‌سبیل‌الله خواهد بود؛ زیرا سخن پیامبر درباره حقانیت امیرالمومنین را بارها شنیده بود و از جایگاه ویژه وی نزد پیامبر مطلع بود.
5-عمار از اولین یاران پیامبر بود، اما در مواجهه با رویش‌هایی که اطراف امیرالمومنین جمع شده بودند دچار فخرفروشی و غرور نشد. سابقه خود در اسلام را مانند چماقی بر سر یاران امیرالمومنین که پیامبر را درک نکرده بودند، نکوبید. عمار می‌دید که امیرالمومنین، مالک اشتر، محمدابن ابوبکر و ... که سابقه‌ کمتری از وی در اسلام دارند، در اولویت انتصاب قرار می‌دهد، اما هیچ موقع در نفس اماره (مثل طلحه و زبیر) گرفتار نشد و در شرایط سخت به جنگ روانی عمروعاص و معاویه علیه امیرالمومنین پاسخ می‌داد. آنچه عمار را عمار نمود، مبانی درستی بود که از پیامبر آموخته بود و تشخیص درستی بود که در طوفان حوادث و فتنه‌ها به کار می‌بست، امام خویش را خوب می‌شناخت و به بهترین شکل ممکن از وی اطاعت می‌کرد. به همین خاطر پس از سال‌ها عمر پربرکت، توفیق شهادت یافت. امیرالمومنین از سال 38 تا 40 هجری (حد فاصل شهادت عمار و امیرالمومنین) هر موقع نام عمار را به زبان می‌آورد اشک از چشمانش سرازیر می‌شد؛ خطبه 182 نهج البلاغه گواه این مدعاست. امیرالمومنین در آن خطبه فریاد:«أین العمار و أین ذو شهادتین و...» سر می‌دهد و گریه می‌کند و سه ویژگی برای آنان بر‌می‌شمارد: 1- قرآن را خوب می‌فهمیدند 2-به قرآن عمل می‌کردند 3- از امام خویش فرمانبردار بودند و اطاعت می‌کردند. امید است یاران حقیقی انقلاب اسلامی بتوانند عمارگونه باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار