کد خبر: 195046
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۸ - ۱۸:۱۴
در روزهای اخیر سران 27 کشور عضو اتحادیه اروپا با انتخاب رئیس شورای اروپا و مسؤول سیاست خارجی اتحادیه عزم خود را برای اجرای مفاد پیمان لیسبون به نمایش گذاشتند. هر چند پس از موافقت جمهوری چک با پیمان لیسبون و تصویب آن آخرین موانع برای به اجرا گذاشتن پیمان لیسبون برداشته شد اما انتخاب دو چهره ناشناس یعنی رومپوی نخست وزیر بلژیک و گاترین اشتون کمیسر تجارت خارجی اتحادیه اروپا به عنوان رئیس شورا و مسؤول سیاست خارجی برداشت‌های متفاوتی را در سطح اتحادیه اروپا و خارج آن سبب شد که با توجه به بازخورد تصمیم سران اتحادیه اروپا در بروکسل به این رویداد می‌توان در چند سطح نگاه کرد؛ نخست اینکه به لحاظ همگرایی سازمانی اتحادیه اروپا موفق شد گامی دیگر را جهت تکامل سازمانی بردارد و بدین ترتیب آرمان ایالات متحده اروپا را به واقعیت نزدیک سازد.واقعیت این است در نگاهی تطبیقی به روند همگرایی‌های منطقه‌ای در نقاط مختلف جهان به جرأت می‌توان گفت همگرایی اروپایی موفق‌ترین حرکت در مسیر همگرایی دولت‌ها و ملت‌ها واقع در یک قاره بوده که نظیر آن را در سایر نقاط کره زمین کمتر می‌توان سراغ داشت. اتحادیه آفریقا نمونه الگوبرداری شده از اتحادیه اروپاست که معلوم نیست تا چند سال دیگر خواهد توانست در نقطه‌ای که امروز اتحادیه اروپا به آن دست یافته است، برسد. اتحادیه آسیایی و آمریکای لاتین نیز فعلاً در حد شعار یا گام‌های اولیه است.
دوم اینکه با وجود تعیین رئیس شورای اروپا و مسؤول سیاست خارجی هنوز معلوم نیست این دو شخصیت بتوانند نظرات و خواست‌های دولت‌ها و ملت‌های اروپایی را تأمین کنند چرا که علاوه بر واکنش سرد و منفی برخی مطبوعات و شخصیت‌های سیاسی در اروپا نسبت به انتخاب این دو نفر در عمل مشخص شد که بین اعضای اصلی اتحادیه اروپا اختلاف نظر وجود دارد، به عبارتی بهتر با وجود رایزنی‌های گسترده انگلیسی‌ها برای انتخاب تونی بلر، فرانسه و آلمان ترجیح دادند سکان هدایت اتحادیه اروپا را به شخصیتی ناشناس یعنی رومپوی نخست‌وزیر بلژیک بسپارند. بدون شک این اختلاف نظر که فعلاً در پس پرده همگرایی پنهان شده است در آینده ممکن است در جبهه‌ای دیگر اجرای پیمان لیسبون را با چالش مواجه سازد. سومین سطح قابل توجه تأثیر این حرکت رو به جلوی اتحادیه اروپا در مسیر همگرایی برچگونگی تعامل اتحادیه با سایر قدرت‌های رقیب است. اتحادیه اروپا تاکنون نشست‌های متعددی را با سران روسیه، آمریکا و چین برگزار کرده است. در این نشست‌ها سران 27 کشور عضو اتحادیه حضور فعال داشته‌اند اما آیا رئیس شورای اروپا می‌تواند در چانه‌زنی با رؤسای روسیه، چین و آمریکا خواست اعضای اتحادیه را تأمین کند. بدون تردید رؤسای این کشورها از این پس به اتحادیه اروپا به عنوان رقیبی جدی‌تر نگاه خواهند کرد که همین مسأله ممکن است بر نوع نگاه و تعامل آنها بر اتحادیه تأثیرات مثبت و منفی به همراه داشته است. برای مثال آمریکایی‌ها در حالی از تصمیم اخیر سران اتحادیه اروپا در تعیین رئیس و وزیر خارجه اتحادیه ابراز خرسندی کردند که به نظر می‌رسد در عمل واشنگتن چندان از تبدیل شدن اتحادیه اروپا به غولی متحد و دارای بروندادی واحد خشنود نباشد. در واقع بسیاری از کشورهای رقیب اتحادیه اروپا در قطب‌بندی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی سعی می‌کردند از رقابت موجود بین اعضای اتحادیه برای بالا بردن قدرت چانه‌زنی خود استفاده کنند. چنانکه شکل‌گیری تروئیکای اروپا در این قالب قابل تأمل است اما آیا زمانی که اروپا دارای رئیس و وزیر خارجه‌ای واحد است می‌توان همچون گذشته با آن چانه‌زنی کرد.
چهارمین سطح شکل‌گیری آرایش جدیدی از دسته‌بندی قدرت در نظام بین‌المللی است. جام جهانی تاکنون مدل‌های متفاوتی همچون توازن قوا، دوقطبی انعطاف‌پذیر و تک چند قطبی را تجربه کرده است که مورد آخری البته با مخالفت‌هایی روبه‌رو بوده است چرا که برخی تحلیلگران و نظریه‌پردازان بین‌المللی بر خلاف نظر هانتینگتون مبنی بر جهان تک چند قطبی بر این باورند در دوران پس از فروپاشی نظام دو قطبی جهان به سمت نظام سلسله مراتبی حرکت کرده است و در صورت افزایش قدرت روسیه، چین، اتحادیه اروپا و قدرت‌های نوظهور نظیر هند و برزیل شکل‌گیری چهان چند قطبی ؟؟ مکمل است. اما صرف‌نظر از این مدل‌ها به نظر می‌رسد آمریکا سعی خواهد کرد با توجه به پیوندهای این کشور با بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا در سازمان پیان آتلانتیک شمالی ناتو و همچنین برخورداری آنان از آبشخور فکری یکسان یعنی لیبرالیسم به صف‌بندی جدید در برابر روسیه و چین دست بزند که در صورت تحقق چنین مدلی آمریکا و اتحادیه اروپا در یک جبهه قرار خواهند گرفت و بدین ترتیب روسیه و چین که در قالب شانگهای موسوم به ناتوی شرق خطر را احساس کرده‌اند سعی خواهند کرد بر سطح تعاملات دوجانبه و بین‌المللی خود بیفزایند. هر چند این مدل می‌تواند به صورت یک فرضیه مطرح شود اما با وجود این روند تحولات پرشتاب بین‌‌المللی به گونه‌ای است که به صراحت و قاطعیت نمی‌توان گفت چنین صف‌بندی‌ای با خط‌کشی دقیق بین طرفین شکل گیرد خصوصاً اینکه اوباما در ماه‌های اخیر سعی کرده است با نزدیک‌تر ساختن روابط چین با آمریکا و همین‌طور هند دکترین چندجانبه‌گرایی را عملیاتی سازد.
در مجموع با توجه به تحولات اتحادیه اروپا از یک سو و رویکرد اوباما از سوی دیگر هر چند ممکن است دو طرف مایل به تقویت همکاری‌های استراتژیک دو سوی آتلانتیک باشند اما با وجود این تجربه نشان داده است رقابت اقتصادی برای تصاحب بازارهای مصرف، جنگ تجاری بین آمریکا و اروپا را همانگونه که بارها به وقوع پیوسته است وارد فضای جدی‌تری خواهد ساخت و اگر آمریکا و اروپا در مؤلفه‌های مختلفی وحدت داشته باشند، زمینه‌‌های چالش و تقابل نیز بین دو طرف گسترش خواهد یافت. طبیعی است در صورت بروز چنین حالتی روسیه و چین سعی خواهند کرد از آن برای پیشبرد منافع خود سود ببرند و این میسر نمی‌شود مگر زمانی که روسیه زمانی خود را
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار