شجاع خلیلزاده، عارف حاجیعیدی و حالا هم یاسر آسانی. سه بازیکن، سه اتفاق، سه بازی و یک رفتار شرمآور و مشترک که نتیجه مماشات در فوتبال ایران است. شجاع خلیلزاده، عارف حاجیعیدی و حالا هم یاسر آسانی. سه بازیکن، سه اتفاق، سه بازی و یک رفتار شرمآور و مشترک که نتیجه مماشات در فوتبال ایران است.
حرکت یاسر آسانی در دقایق پایانی دیدار استقلال با همنام خوزستانی جای دفاع ندارد، اما عجیب هم نیست تکرار این رفتارهای خجالتآور وقتی هیچ برخورد جدی و سفت و سختی با چنین حرکات زشتی در فوتبال ایران نمیشود.
فوتبال میدان رقابت است و طبیعی است که در این رقابت بازیکنان تحت فشار و حساسیت بازیها قرار گیرند، اما قرار نیست هر رفتار نامتعارف و شرمآوری را به پای حساسیت بازی و فشار ناشی از آن بگذاریم، چراکه در این صورت دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!
مسئله این نیست که چه بازیکنی از کدام تیم مرتکب چنین رفتار شرمآوری شده است. مسئله این است که چرا هنوز بازیکنان تصور میکنند میتوانند هر رفتاری انجام دهند و خود را پشت فشار بازی، تحریک تماشاگران، اعتراض به اشتباهات داوری و مسائل از این دست پنهان کنند! بیتردید بازیکنی که پیراهن یکی از بزرگترین تیمهای فوتبال ایران را به تن میکند، خوب میداند با چه فشاری مواجه خواهد شد و نمیتواند به بهانه فشار داور و حساسیت بازی هر رفتار شرمآوری از خود بروز دهد، چراکه فوتبال زمین مسابقه است، نه صحنه اجرای رفتارهای شرمآور و ناشایست.
شاید بد نباشد کمی به عقب برگردیم و از خود بپرسیم چرا کار فوتبال ایران به اینجا کشید که باید هرازچندگاهی شاهد تکرار چنین صحنههایی باشد، زیرا مسئله نه صرفاً رفتار شرمآور آسانی که ریشهیابی دلیل تکرار مکرر این بیاخلاقیهاست.
شاید اگر فروردین ۱۴۰۴ با شجاع خلیلزاده که در دیدار چادرملو- تراکتور واکنشی شرمآور به تماشاگران داشت برخورد میشد، دو سال بعد، حاجیعیدی همان حرکت را در مصاف استقلال-سپاهان (فصل ۱۴۰۶-۱۴۰۵) و عصر شنبه (آبان ۱۴۰۵) یاسر آسانی در واکنش به داور دیدار استقلال- استقلال خوزستان تکرار نمیکردند. متأسفانه، اما فوتبال ایران ظاهراً در برخورد با رفتارهای غیراخلاقی و شرمآور بازیکنان به واکنشهای مقطعی عادت کرده تا برخوردهای بازدارندهای که درس عبرت شود برای سایرین. یک روز شجاع خلیلزاده، روز دیگر عارف حاجیعیدی و حالا هم یاسر آسانی. هرچند که اگر خوب نگاه کنیم به موارد مشابه زیادی برخورد خواهیم کرد. از شادیهای گل نامتعارف (محمد نصرتی و شیث رضایی در دیدار پرسپولیس- داماش، مهر ۱۳۹۰) تا واکنش مسئولان یک تیم به یک بازیکن (خداداد عزیزی خطاب به امید عالیشاه در دیدار تراکتور- چادرملو) که گاهی حاشا و گاهی توجیه میشوند. اینجاست که باید پرسید چرا از همان ابتدا برخوردی جدی و قاطع صورت نگرفته تا هر روز شاهد یک نمونه جدید از این رفتارهای زشت نباشیم، زشتیهایی که کمکم دارد در فوتبال ایران عادی میشود!
اگر در نخستین اتفاق، آقایان مسئول بدون توجه به نام بازیکن و تیمی که در آن توپ میزند مجازاتی متناسب با رفتار انجامشده و صدالبته بازدارنده در نظر میگرفتند امروز کار به جایی نمیرسید که بخواهیم شاهد توجیه رفتارهایی باشیم که شأن فوتبال ایران را زیر سؤال برده است. وقتی یک رفتار زشت با واکنشی مقطعی و دفاعیههای عجیب که بیشتر عذر بدتر از گناه است ماستمالی میشود، باید هم شاهد تکرار مکرر آن باشیم. زمانی که یک رفتار زشت را بار اول نادیده میگیریم، بار دوم با آن مماشات میکنیم و مرتبه سوم از تکرارش تعجب، یعنی دیگر مشکل یک بازیکن، یا یک تیم نیست. مشکل فرهنگی است که به عادی شدن بیاخلاقی میدان داده است. مشکل انضباط فوتبال است که دیگر وجود خارجی هم ندارد!