جوان آنلاین: سیدعلی میرفتاح، روزنامهنگار منتقد و سردبیر سابق روزنامه اعتماد که در جریان جنگ ۱۲ روزه، برخلاف برخی روشنفکران وطنی، محافظهکاری را کنار گذاشت و در چندین یادداشت و گفتوگو در کنار مدافعان وطن ایستاد، اخیراً به نکتهای قابل تأمل درباره دستاوردهای این جنگ اشاره کرده است؛ اعترافی که بیش از آنکه صرفاً ارزیابی عملکرد حاکمیت باشد، میتواند نقدی بر نگاه بخشی از نخبگان و خواص کشور به توانمندیهای داخلی باشد.
او با اشاره به اینکه از دوره قاجار و حتی پیش از آن، همواره تصور میکردهایم عقل و فهم مردم از حاکمان بیشتر است و بسیاری از ما در محافل خصوصی خود را داناتر از مسئولان میدانستیم، میگوید: «در این جنگ چیزهایی دیدیم که مشخص شد بخش قابل توجهی از کسانی که مسئولیت حکمرانی دارند، اتفاقاً از هوش و درایت بالایی برخوردارند. آنها بسیاری از مسائل و پیچیدگیهایی را میدیدند که ما متوجه آنها نبودیم و درباره موضوعاتی فکر کرده بودند که ما اساساً به آنها فکر نمیکردیم.»
میرفتاح با اشاره به پیچیدگی ارتباطات لجستیکی و نظامی در جریان حملات به پایگاههای امریکا در منطقه، از وجود عقل راهبردی در بخشی از ساختار حکمرانی سخن میگوید و پیشرفتهای نظامی کشور را حیرتانگیز توصیف میکند. او همچنین عملکرد دستگاههای اجرایی در جنگ را قابل توجه میداند و به احیای شبانه جادهها، ترمیم دکلهای برق، حضور وزرا در میدان و جلوگیری از بروز اختلال در زندگی مردم اشاره میکند. به اعتقاد او، اداره کشور در شرایطی که با یکی از بزرگترین قدرتهای جهان وارد جنگ شده و زیر بمباران و حملات موشکی قرار داشته، دستاوردی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. این موفقیتها صرفاً به حوزه نظامی محدود نبوده و بخشهای اجرایی را نیز دربرگرفته است. میرفتاح معتقد است همین تجربه، ایران را در موقعیتی قرار داده که میتواند درباره آینده سخن بگوید و بسیاری از پارادایمهای پیشین را تغییر دهد. این اعتراف، اما این پرسش جدی را پیش روی برخی خواص و مدعیان قرار میدهد که چرا بخشی از آنان که سالها خود را بهرهمند از قدرت تحلیل بیشتر میدانستند، در بزنگاههای تاریخی از تشخیص ظرفیتهای ملت و کشور عقب ماندند؟ چگونه همانهایی که زمانی نسخه تغییر پارادایم میپیچیدند، تغییر را در عقبنشینی و تسلیم در برابر دشمن جستوجو میکردند، اما مردم در میدان عمل، معنای دیگری از قدرت ملی و مقاومت را به نمایش گذاشتند؟
مسئله فقط اشتباه در پیشبینی یا ارزیابی یک جنگ نیست بلکه فاصله گرفتن از واقعیت جامعه است. ملت ایران در میدان، پیش از آنکه برخی خواص به درک ظرفیتهای دفاعی، مدیریتی و اجتماعی کشور برسند، مسیر خود را انتخاب کرده بود. شاید مهمترین درس جنگ ۱۲ روزه همین باشد: گاهی خواص باید به جای آنکه برای ملت نسخه بپیچند، از تجربه و تشخیص ملت درس بگیرند.