نتایج نهایی انتخابات میاندورهای کنگره ایالات متحده و تسلط دموکراتها بر مجلس سنا، مجلس نمایندگان و کسب اکثریت فرمانداریها، قطعاً نمادی از اقبال عمومی و مشروعیت ایجابی این حزب نیست! نتایج نهایی انتخابات میاندورهای کنگره ایالات متحده و تسلط دموکراتها بر مجلس سنا، مجلس نمایندگان و کسب اکثریت فرمانداریها، قطعاً نمادی از اقبال عمومی و مشروعیت ایجابی این حزب نیست! این پدیده نمایانگر خشم فزاینده و عمیق جامعه امریکا از سیاستهای بحرانآفرین دونالد ترامپ رئیسجمهور و ساکنان کنونی کاخ سفید است. واکاوی دقیق رفتار انتخاباتی شهروندان امریکایی نشان میدهد که چرخش کرسیهای قدرت به سوی دموکراتها، نه ناشی از باوری راستین به برنامهها یا کارآمدی این حزب، بلکه محصول آشکار شکلگیری موجی گسترده از «رأی سلبی» علیه ماجراجوییهای نظامی شکستخورده، هزینههای سرسامآور جنگافروزی و بنبستهای معیشتی دولت جمهوریخواه بوده است.
در این معادله پیچیده، پیروزی دموکراتها در حقیقت نوعی مجازات سیاسی حاکمان پیشین از سوی جامعهای به تنگ آمده است. امریکاییها با انتخاب گزینه رقیب، تنها در پی ابراز انزجار از قمار پرهزینه تقابل با ایران و خسارتهای کمرشکن اقتصادی ناشی از آن برآمدند. اما نکته بنیادین و درسآموز این تحول، در دادههای آماری و پیمایشهای اجتماعی نهفته است. نظرسنجیهای معتبر در سراسر ایالات متحده آشکارا اثبات میکنند که اکثریت قاطع شهروندان از هر دو حزب سنتی کشور رویگردان شدهاند. جامعه امریکا امروز خود را در اسارت یک ساختار دوحزبی منجمد و ناکارآمد میبیند که دموکرات و جمهوریخواه در آن، تنها نقابهایی متفاوت از یک ماهیت مداخلهجو، پرهزینه و سلطهطلب هستند.
پیروزی در یک آوردگاه سیاسی با تکیه بر رأی اعتراضی و نفی رقیب، حامل پیامدی خطیر و ساختاری برای حاکمیت واشینگتن است. هنگامی که یک جریان سیاسی فاقد پشتوانه ایجابی، اعتماد عمومی و طرحی کارآمد برای برونرفت از چالشهای بنیادین باشد، هرگز توانایی موازنهسازی، ایجاد ثبات پایدار و مهار بحرانهای متراکم را نخواهد داشت. سران حزب دموکرات که امروز مست باده فتح موقت کنگره و فرمانداریها هستند، به زودی با واقعیتی دهشتناک و دیواری سخت مواجه خواهند شد؛ واقعیتی برآمده از این حقیقت که جامعه ملتهب امریکا نه به وعدههای آنان دلبسته و نه به آینده ساختار کنونی امید بسته است.
بحرانهای چندلایه در عرصه سیاست داخلی، شکافهای هویتی، نزاعهای عمیق طبقاتی و ناکامیهای راهبردی در سیاست خارجی و مهار قدرت فزاینده محور مقاومت، با این چرخشهای ظاهری قدرت مداوا نخواهد شد. دموکراتها که بر خاکستر سوخته سیاستهای شکستخورده ترامپ به پیروزی رسیدهاند، ابزار و سرمایه اجتماعی لازم برای رهایی جامعه امریکا از گرداب کنونی را در اختیار ندارند. ایالات متحده در دور باطلی از خشم، سرخوردگی و آرای سلبی گرفتار آمده است؛ چرخهای فرسایشی که نشان میدهد ساختار سنتی واشینگتن دیگر قادر به بازتولید هژمونی درونی و بیرونی خود نبوده و پیروزان امروز، ناکامان و شکستخوردگان فردای بحرانهای پیش رو خواهند بود.