اولین ۱۳ آبان است که مینابیها، روز دانش آموز را بدون این دانش آموزان پرپر شده جشن میگیرد. جشنی که خود بیشتر بار غم و بغض به همراه دارد. در محل مزار شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، بعضاً همکلاسیها و یا دانش آموزان همشهری آنها نیز دیده میشدند که با شاخ گل، به مراسم روز دانش آموز آمده بودند. جوان آنلاین: اولین ۱۳ آبان است که مینابیها، روز دانش آموز را بدون این دانش آموزان پرپر شده جشن میگیرد. جشنی که خود بیشتر بار غم و بغض به همراه دارد. در محل مزار شهدای مدرسه شجره طیبه میناب، بعضاً همکلاسیها و یا دانش آموزان همشهری آنها نیز دیده میشدند که با شاخ گل، به مراسم روز دانش آموز آمده بودند.
اما مادران و اقوام شهدای معصوم مدرسه شجره طیبه از همه بیشتر به چشم میآمدند؛ در حالی که ساکت و بیسر و صدا و بغض کرده در گوشه مزار یا یادمان عزیزانشان نشسته بودند.
ورود به میناب قهرمان
ورود به شهر میناب، با ورود به هر شهر شهید پرور دیگری که در کشورمان بیشمار هستند، فرق جدی دارد. به قول یکی از افراد خوش ذوق همراه کاروان رسانهای، در این شهر به جای عکس سرداران و نیروهای رزمی شهید شده در جنگهای تحمیلی، عکس کودکان پرپر شده در مدرسه شجره طیبه بر در و دیوارها، بیلبوردها و بلوارهای جلوه میکند. همین مسئله خود یک بار غمی بر دل انسانی که برای بار اول بعد از 9 اسفند 1404 به این شهر میآید، میاندازد. البته حال و هوای شهر به هیچ وجه مرده و دل زده نیست. همچون تمام شهرهای کشورمان در این ایام ظفر و پیروزی، میناب هم شهری زنده و فعال میباشد. اما نام این شهر گره خورده با قتلگاه کودکان و معلمان مظلوم مدرسه شجره طیبه، که در اولین ساعات جنگ تحمیلی سوم، پرپر شدند.
خانوادههای شهید مینابی
در میان جمع خبرنگاران و اهالی رسانه، یک نفر به حالت گلایه میگفت که بخاطر اثرات روحی و تکرار مصاحبههایی که با خانوادههای شهدای میناب شده است، از سوی مسئولین مصاحبه با خانوادهها در برنامههای رسانهای محدود شده است. اما در محل گلزار شهدای مدرسه شجره طیبه که در آرامستان اصلی شهر و به صورت مجزا واقع شده بود، برخی از والدین و اطرافیان شهدا دیده میشدند. خبرنگاران از طیفهای مختلف سیاسی، همگی در مظلومیت این شهدا منقلب و همنظر بودند و از یکدیگر در مصاحبه گرفتن و حلقه زدن همچون پروانه گرد شمعِ این عزیزان، سبقت میگرفتند.
برخی خانوادههایی هم که در محل گلزار شهدا بودند، خیلی تمایلی به مصاحبه نداشتند و مایل به تکرار خاطرات تلخ خود که بارها در مصاحبهها و میادین تجمعات شبانه تکرار کردند، نبودند. مادر شهید دانش آموز محمد مهدی جنگیچی به سختی با چند نفری که گردش جمع شده بودیم، صحبت میکرد. میگفت محمد مهدی من پرسپولیسی بود. عاشق فوتبال بود. پیکرش در پارک مجاور منزل که زیاد به آنجا برای بازی میرفت، دفن شده است. اما به رسم برخی دیگراز شهیدان که پیکرشان در محلهای دیگر دفن شده است، اینجا برایش یادبودی درست شده است. یکی از گلایههای پرتکرار و تقاضاهای والدین دانش آموزان شهید، رسیدگی به همین مزارهای پراکنده در شهر که همچون چراغهایی جای جای شهر را نورباران کردند، بود. رسیدگی به خود مزار شهدا نیز از گلایههای دیگر این خانوادهها بود.
در انتهای همنشینی با مادر شهید محمد مهدی جنگیچی، به او گفتند که به برکت خون با برکت فرزندش، جانیان آمریکایی رسوا و محاکمه میشوند. شخصی گفت که در همین روز ۱۳ آبان نیز با شکست در انتخابات کنگره، بانیان در حال سقوط هستند. مادر با بصیرت اما علاوه بر اینکه کمی ذوق زده شد، گفت: «سگ زرد برادر شغال است و فرقی با تغییر سیاستمداران در آمریکا ایجاد نمیشود.»
مراسمی با عنوان «روایت ستارهها؛ بازنمایی میناب قهرمان»
شامگاه چهارشنبه ۱۳ آبان ماه، در آیین «روایت ستارهها؛ بازنمایی میناب قهرمان» که با حضور خانوادههای شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه و جمعی از چهرههای فرهنگی، هنری و رسانهای برگزار شد، وزیر میراثفرهنگی با اشاره به ابعاد انسانی این واقعه گفت: هیچ سخنی نمیتواند عمق اندوه خانوادههایی را که فرزندان خود را از دست دادهاند توصیف کند و هیچ اقدامی قادر به پرکردن جای خالی این دانشآموزان نیست.
صالحیامیری با بیان اینکه ملت ایران خود را وامدار فرزندان خانوادههای شهدا میداند، تأکید کرد: صدای خانوادههای شهدا باید بیش از هر روایت دیگری شنیده شود؛ زیرا سخنان آنان میتواند ابعاد انسانی این فاجعه را برای افکار عمومی آشکار کند.
وی با ذکر بازتاب واقعه میناب در سفر خود به اسپانیا تشریح کرد که در اجلاس مادرید با حضور بیش از ۱۷۶ هیئت و ۹۰ وزیر، به جای قرائت یادداشت رسمی، درباره کودکان شهید میناب سخن گفت و بسیاری از مقامهای حاضر برای ابراز همدردی پیشقدم شدند. پس از آن نیز حدود ۴۰ چهره فرهنگی اسپانیایی در سفارت ایران در مادرید آمادگی خود را برای همراهی با روایت این واقعه اعلام کردند. به گفته وی، یک هنرمند اسپانیایی موسیقی مرتبط با میناب اجرا کرده، یک نویسنده برای نگارش کتاب اعلام آمادگی کرده، یک فعال رسانهای با حدود یکمیلیون و ۷۰۰ هزار مخاطب و یک کارگردان سینما نیز برای انتشار محتوا و ساخت فیلم بلند ابراز تمایل کردهاند.
وزیر میراثفرهنگی همچنین از تشکیل ستاد ملی شهدای فاجعه میناب به دستور رئیسجمهور و افزایش دستگاههای مشارکتکننده از پنج مجموعه به ۲۲ دستگاه خبر داد و گفت پروژهها بهتدریج در میناب و هرمزگان رونمایی خواهد شد. وی با اشاره به نقش مردم هرمزگان در جنگ رمضان و نبرد هرمز و گرامیداشت شهید تنگسیری، بر ضرورت قرارگرفتن این نقش در کانون روایت دفاع از ایران تأکید کرد.
صالحیامیری در بخش پایانی با اشاره به پیگیری حقوقی پرونده مدرسه شجره طیبه توسط معاونت حقوقی ریاستجمهوری، دستگاه قضایی و وزارت امور خارجه، از درخواست خود از استاندار هرمزگان برای حضور خانوادههای شهدا در جلسات ستاد خبر داد و از همراهی رسانه ملی قدردانی نمود.
در میانهی این مراسم با پنل تخصصی اهالی رسانه، و با حضور افرادی همچون بابک خواجه پاشا(کارگردان)، فرزند شهید تنگسیری، محمد مهاجری و محمود گبرلو پنلی تخصصی برگزار شد و دیدگاههای این افراد برای بازنمایی صحیح روایت فاجعه تروریستی میناب، در مقابل حضار به بحث و تبادل نظر گذاشته شد. در این برنامه که با حضور برخی خانوادههای شهدای میناب، اهالی فرهنگ و هنر، پیشکسوتان و اصحاب خبر و رسانه و با رویکرد آسیب شناسی و تولید ایده برای بازنمایی صحیح فاجعه حمله به مدرسه شجره طیبه میناب شکل گرفت؛ عمده تاکید صاحب نظران بر ضعف روایت بود.
در انتهای این مراسم، پدر دو دانش آموز شهیده، شهیدان اسرا و سلما ذاکری، عبارت «کابوس بیداری» را برای توصیف حال خود و خانوادهها بکار برد. منظورش این بود که ما در بیداری، کابوس فاجعه حمله به مدرسه و پرپر شدن عزیزانمان را میبینیم. او در انتهای برنامهی شبهنگامِ اهالی هنر و رسانه با نام «روایت ستارهها؛ بازنمایی میناب قهرمان»، میکروفون را در دست گرفت و بعد از عکس یادگاری خانوادهی شهدا با وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، دقایقی برای حضار صحبت کرد. میگفت خانواده شهدا بیش از هر چیز، به این نیاز دارند که خون کودکانشان پایمال نشود.
در صحبتهایش گلایه از برخی کمکاریها بود، روضه بود، امیدواری و دلداری به ملت ایران هم بود!. جالبترین بخش صحبتش، همین بخش آخر بود. او که حال منقلب همه حضار در برنامه را دید، گویی خود احساس کرد باید به بقیه دلداری بدهد. حالی که تقریبا هر چند دقیقه یکبار و در خلال میانبرنامهها، صحبتهای حضار و پنل تخصصی، و با مرور خاطرات بازدید صبح از مدرسه؛ سبب جمع شدن اشک در چشمان حضار و بغض آنها میشد. مختار ذاکری با اشاره به سالروز ۱۳ آبان و مناسبت روز دانش آموز با لباس و جایگاهی که این کودکان در آن شهید شدند، بجای اینکه از بقیه دلداری بشوند، به بقیه دلداری داد که نگران حال بد آنها نباشند. او گفت ما امروز حالمان خیلی بهتر است و و شما نگران ما نباشید. او در آخرین جمله خطاب به مسئولین و به نمایندگی از ایشان به وزیر میراث فرهنگی گفت: «برای ما در این زمانی که گذشت، عالم حزن رفت، عالم فرح آمد. یک کاری کنید که برای ملت هم عالم فرح بیاید»