کد خبر: 1388640
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۳
حوریه ملکی 
1 ناترازی مزمن انرژی از یک چالش مقطعی و فصلی فراتر رفته و به گره‌ای کور در مسیر پایداری زیست شهری، حیات صنایع و گردش چرخ‌های اقتصاد ملی بدل شده است

ناترازی مزمن انرژی از یک چالش مقطعی و فصلی فراتر رفته و به گره‌ای کور در مسیر پایداری زیست شهری، حیات صنایع و گردش چرخ‌های اقتصاد ملی بدل شده است. در مواجهه با این بحران فراگیر، ساده‌انگارانه‌ترین رویکرد که بار‌ها در گفتمان‌های رسمی تکرار می‌شود، خلاصه کردن صورت‌مسئله در شعار تکراری صرفه‌جویی و احاله دادن همه بار مسئولیت به دوش شهروندان است. 
اگرچه ترویج استفاده از پنل‌های خورشیدی خانگی و پشت‌بامی اقدامی پسندیده در جهت تنوع‌بخشی به سبد خرد تولید برق و تقویت حس مسئولیت مدنی به شمار می‌آید، اما هرگز نمی‌تواند پاسخگوی نیاز عظیم و روزافزون شبکه سراسری باشد. این قبیل اقدامات خرد هرچند مفیدند، ولی در عمل حکم مسکنی ضعیف در برابر دردی مرگبار دارند، چراکه چرخ‌های سنگین صنایع مادر، کارخانه‌های تولیدی، شبکه‌های حیاتی خدمات شهری، بیمارستان‌ها، بازار‌های متراکم و زیرساخت‌های کلان‌شهر‌ها و روستا‌ها به تزریق مقادیر زیاد، پیوسته و مگاواتی انرژی نیازمندند و چنین ظرفیت عظیمی جز از مسیر احداث مزارع خورشیدی مقیاس‌بزرگ در گستره ملی حاصل نخواهد شد. 
ریشه بحرانی که امروز گریبان‌گیر کشور شده، فقط در ناتوانی نیروگاه‌ها در تولید برق خلاصه نمی‌شود، بلکه این چالش نتیجه دهه‌ها توسعه نامتوازن، رشد لجام‌گسیخته جمعیتی و اتخاذ تصمیم‌های فاقد پیوست کارشناسی و بی‌پشتوانه نسبت به ظرفیت‌های سرزمینی و زیرساختی است. 
بارگذاری‌های بی‌ضابطه جمعیتی، صنعتی و خدماتی در کانون‌های شهری و تمرکز نامتعادل امکانات بدون سنجش توان اکولوژیک و زیربنایی، تعادل اکوسیستم انرژی را برهم زده است. از سوی دیگر، بخش عمده‌ای از انرژی گرانبهای تولیدی به دلیل عدم پایبندی به استاندارد‌های اصلی و جهانی در مهندسی معماری و شهرسازی پیش از مصرف به هدر می‌رود. 
ساخت‌وساز‌هایی که در آنها هیچ توجهی به نورگیری بهینه اتاق‌ها در طول روز نشده است، ساختمان‌هایی که با مصالح نامرغوب ساخته شده و به تونل‌های فرار سرما و گرما بدل گشته‌اند و غفلت از اصول عایق‌بندی و طراحی غیرفعال خورشیدی، شهر‌ها را به هیولا‌های بلعنده حامل‌های انرژی تبدیل کرده‌اند. در چنین شرایطی که سازه‌های شهری عملاً برای اتلاف انرژی پی‌ریزی می‌شوند، تقلیل دادن علاج واقعه به کم‌مصرفی شهروندان، نادیده گرفتن عمق شکاف‌های ساختاری است. 
بزرگ‌ترین مانع در این میان، فرهنگ نهادینه‌شده مدیریت جزیره‌ای، فقدان نگاه کل‌نگر و نبود اراده مشترک برای اتخاذ تصمیم‌های واحد و هماهنگ میان نهاد‌ها و سازمان‌های اجرایی است. هر دستگاهی در حصار اداری و سازمانی خویش می‌پندارد که نقشه راهش بی‌نقص است و ناکارآمدی ساختاری موجود را با انداختن بار ملامت بر دوش مردم یا سایر دستگاه‌ها توجیه می‌کند. این گسست و تشتت در سیاست‌گذاری، هم‌افزایی ملی را عقیم گذاشته و پروژه‌های تحول‌آفرین را در پیچ‌وخم دیوان‌سالاری متوقف می‌سازد. در این فضا، بازطراحی رویکرد‌ها و ایجاد یک وحدت رویه راهبردی امری حیاتی است، به‌طوری‌که دستگاه‌های زیرساختی، متولیان زمین، نهاد‌های اعطای تسهیلات و مراجع صدور مجوز به جای تقابل و فرافکنی، ذیل یک نقشه راه کلان به همگرایی دست یابند و بستر را برای جلب سرمایه‌گذاری‌های سنگین داخلی و خارجی در حوزه مزارع بزرگ تجدیدپذیر هموار کنند. 
اتصال ده‌ها مگاوات برق پاک به شبکه سراسری در پهنه‌های مستعد خورشیدی نشان می‌دهد که ظرفیت فنی و اقلیمی استان‌های ایران در بالاترین سطح وجود دارد، اما بهره‌برداری تام از این خوان نعمت نیازمند کنار گذاشتن بخشی‌نگری و ایجاد هماهنگی فراگیر میان‌بخشی است. 
در همین بستر، تجمیع ظرفیت‌های تولید برق خورشیدی می‌تواند نمایی عینی از عبور از بن‌بست جزیره‌گرایی و حرکت به‌سوی خرد جمعی را پیش چشم قرار دهد و باید دانشگاه‌ها را از جایگاه صرف مشاوره‌ای خارج کرده و به محور شناسایی دقیق ناترازی‌ها، طراحی راهکار‌های فنی، اجرای پروژه‌های مشترک مقیاس‌بزرگ خورشیدی و پایش میدانی نتایج تبدیل کند. مزارع عظیم خورشیدی در صورت برخورداری از پیوست علمی دقیق، قادرند نقشی بنیادین در جبران فوری ناترازی شبکه، افزایش تاب‌آوری زنجیره‌های تأمین و تضمین پایداری صنایع در ایام اوج بار ایفا کنند. 
ایران بر فراز یکی از درخشان‌ترین کمربند‌های تابشی جهان واقع شده و روز‌های آفتابی پرتعداد در فلات مرکزی، شرق و جنوب کشور، یک مزیت راهبردی بی‌نظیر برای جهش اقتصادی و تأمین انرژی پایدار به‌شمار می‌آید. گذار از وضعیت فرسایشی کنونی نیازمند نگاهی ملی، جامع‌نگر و شجاعانه است که در آن، اصلاح استاندارد‌های ساخت‌وساز، مهار بارگذاری‌های نامتوازن جمعیتی و پیوند نظام‌مند دانش با تصمیم‌گیری در اولویت قرار گیرد. خروج از سایه سنگین ناترازی تنها زمانی میسر می‌شود که دست از رویکرد‌های جزیره‌ای و تقلیل‌گرایانه برداشته شود و دولت با ریل‌گذاری کلان و تسهیل‌گری واقعی، ساخت مزارع بزرگ‌مقیاس خورشیدی را به پروژه‌ای فراگیر، مشترک و بی‌بازگشت برای آینده کشور تبدیل سازد تا امنیت انرژی صنایع، شهر‌ها و روستا‌های این سرزمین برای نسل‌های آینده بدون هرگونه اضطراب تضمین شود.

برچسب ها: خورشید ، انرژی ، برق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار