پرونده مرد جوانی که با دریافت ۲۰ میلیون تومان پیشپرداخت و وعده دستمزد ۲۰۰ میلیون تومانی از سوی همسر مردی میانسال، او را در پارکی در منطقه جنتآباد با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، پس از تأیید حکم قصاصش در دیوان عالی کشور برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده شد. جوان آنلاین: بامداد هجدهم تیرماه سال ۱۴۰۳، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران از کشف جسد مردی میانسال در پارکی در منطقه جنتآباد باخبر شد و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل حادثه شد.
بررسیهای اولیه نشان داد مرد ناشناس با شلیک گلوله به سرش به قتل رسیدهاست. در نزدیکی جسد نیز یک جعبه کمکهای اولیه حاوی وسایل تزریقات و عینکی شکسته کشف شد. در حالی که تحقیقات برای شناسایی مقتول ادامه داشت، مأموران متوجه زن میانسالی شدند که همراه دختر جوانش در پارک به دنبال شوهرش میگشت.
تحقیقات نشان داد زن میانسال تزریقاتچی است و جسد کشفشده متعلق به همسر او به نام سعید است. به این ترتیب، رفتار و اظهارات زن جوان در دستور بررسی قرار گرفت.
۳ سرنخ علیه همسر مقتول
بازپرس امور جنایی تهران پس از بررسیهای اولیه به سه موضوع مشکوک شد و دستور بازداشت زن میانسال را صادر کرد. نخست اینکه زن مدعی بود جعبه وسایل تزریقات را داخل خودرو گذاشته، اما همان جعبه در چند قدمی جسد پیدا شده بود. دوم اینکه زمان تماس تلفنی او با شوهرش با لحظه شنیده شدن صدای شلیک گلوله همزمان بود. سومین موضوع نیز حضور مادر و دختر در همان پارکی بود که جسد در آن کشف شدهبود.
زن میانسال ابتدا هرگونه دخالت در قتل را انکار کرد، اما وقتی با مدارک و شواهد روبهرو شد، اعتراف کرد مردی به نام ستار را برای کشتن شوهرش اجیر کردهاست.
روایت زن از اجیر کردن قاتل
زن میانسال درباره انگیزه خود از قتل همسرش گفت: حدود ۱۰ سال قبل یکی از دوستانم را برای ازدواج به ستار معرفی کردم. آنها ازدواج کردند و برای زندگی به شهرستان رفتند. مدتی قبل ستار با من تماس گرفت و از اختلاف با همسرش گلایه کرد و مرا مقصر مشکلات زندگیاش دانست.
او ادامه داد: من هم از اختلاف با شوهرم گفتم و پیشنهاد کردم فردی را برای قتل او اجیر کنم. ستار پذیرفت و قرار شد در ازای ۲۰۰ میلیون تومان شوهرم را به قتل برساند.
متهم درباره روز حادثه نیز گفت: ستار با من تماس گرفت و گفت برای انجام نقشه به تهران آمدهاست. از او خواستم قتل را به تعویق بیندازد، اما قبول نکرد و گفت باید زودتر به شهرستان برگردد. او به بهانه تزریق آمپول از من خواست به پارک بروم. در مسیر، خودرویم خراب شد و با شوهرم تماس گرفتم و محل توقفم را به او گفتم. تصور نمیکردم سعید به این سرعت خودش را به آنجا برساند. وقتی شوهرم آمد، با هم مشاجره کردیم و من از پارک بیرون رفتم. ساعتی بعد ستار تماس گرفت و خبر داد شوهرم را کشته است. او همچنین تهدیدم کرد اگر پولش را پرداخت نکنم، مرا هم خواهد کشت.
فرار قاتل به شهرهای غربی
همزمان با اعترافات زن میانسال، کارآگاهان برای دستگیری ستار وارد عمل شدند، اما مشخص شد او پس از جنایت از تهران فرار کردهاست. بررسیها نشان داد متهم به یکی از شهرهای غربی کشور گریخته و در آنجا مخفی شدهاست. در نهایت با انجام هماهنگیهای قضایی، محل اختفای او شناسایی و مرد جوان بازداشت شد. ستار در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و مدعی شد همسر سعید برای این جنایت ۲۰۰ میلیون تومان به او وعده داده و ۲۰ میلیون تومان نیز بهعنوان پیشپرداخت پرداخت کردهاست.
او درباره آشناییاش با زن میانسال گفت حدود چهار سال قبل، به دلیل ابتلا به بیماری و نیاز به تزریق روزانه آمپول، این زن را که در کار تزریقات بود، به او معرفی کردند. به این ترتیب با زن میانسال آشنا شد و او به تدریج از اختلافاتش با شوهرش برایش صحبت کرد.
متهم مدعی شد زن میانسال پیشنهاد قتل شوهرش را مطرح و پس از مدتی او را برای انجام این کار وسوسه کردهاست. به گفته او، زن میانسال عکس و مشخصات سعید را در اختیارش گذاشته و گفتهبود مقتول شبها برای پیادهروی به پارک نزدیک خانهشان میرود. ستار همچنین اعتراف کرد شب حادثه در پارک کمین کرده و در فرصتی مناسب با شلیک گلوله محمود را به قتل رساندهاست. او پس از جنایت، اسلحه را در باغچه خانهاش در تهران مخفی کردهبود که مأموران پس از دستگیری، آن را کشف کردند.
قاتل در یک قدمی چوبه دار
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. اولیایدم که دو دختر مقتول بودند، برای قاتل درخواست قصاص کردند.
پس از برگزاری جلسه محاکمه در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران، قضات ستار را به اتهام قتل عمد به قصاص و همسر مقتول را به ۱۰ سال و یک روز حبس محکوم کردند.
حکم قصاص قاتل پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای طی مراحل قانونی اجرا به شعبه یک اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد و روی میز قاضی روحانی قرار گرفت و به این ترتیب، نفسهای مرد جوان به شماره افتاد.