در سالهای اخیر، مناطق شمالی ایران با پدیدهای هولناک به نام «ساختوسازهای خارج از قواره» روبهرو شدهاست جوان آنلاین: در سالهای اخیر، مناطق شمالی ایران با پدیدهای هولناک به نام «ساختوسازهای خارج از قواره» روبهرو شدهاست. آنچه در جنگلها، کوهپایهها و سواحل شمال در حال رخ دادن است، نه توسعه شهری، بلکه نوعی «تهاجم ساختمانی» است. ویلاهایی که با استفاده از متریالهای بیکیفیت، فرآیندهای دمدستی و بدون رعایت کوچکترین استانداردهای مهندسی بنا شدهاند، نهتنها زیباییهای شمال را از بین بردهاند، بلکه تلهای مرگبار برای ساکنان و گردشگران فراهم کردهاند.
معماری بیهویت و مغایر با فرهنگ و محیطزیست
یکی از بزرگترین آسیبها، تخریب «بافت و اصالت» است. معماری اصیل در شمال، همیشه با اقلیم (بارندگی زیاد، رطوبت و شیب زمین) سازگار بودهاست، اما امروزه شاهد ویلاهایی با معماریهای کپیبرداریشده از مناطق خشک یا سبکهای غربی نامتناسب هستیم که هیچ پیوندی با فرهنگ ایرانی و اقلیم شمال ندارند. این سازهها با ایجاد تداخلهای بصری شدید و استفاده از مصالحی که با طبیعت همخوانی ندارند، به یک «بیابانِ سیمانی» تبدیل شدهاند که روحِ سبز شمال را از بین میبرد. این عدم تناسب، علاوه بر تخریب زیباییشناسی، باعث تغییر در گردش آب و تخریب اکوسیستم نیز میشود.
تهدید مرگبار: سازههای بدون ستون در پهنای گسل
بحران اصلی، جایی است که مهندسی با بیخیالی برخورد میکند. بسیاری از این ویلاهای لوکس یا نیمهنیمهکاره، از نظر سازهای فاقد ستونهای اصلی، پایههای عمیق و مهاربندیهای لازم هستند. در مناطق شمالی که لرزهخیزی بالا است و روی گسلهای فعال قرار دارند، ساختوساز بدون رعایت اصول «طراحی لرزهای» یعنی دعوت به یک فاجعه انسانی است. یک زلزله با شدت متوسط که در مناطق استاندارد آسیب چندانی ایجاد نمیکند، در این سازههای «دمدستی» و «بدون ستون»، میتواند باعث فروپاشی ناگهانی کل بنا شود. ما در حال ساختن «تابوتهای سیمانی» هستیم که با کوچکترین لرزش، جان انسانها را به خطر میاندازند. این ناترازی میان «تراکم ساختمانی» و «کیفیت سازه»، پتانسیل ایجاد یک بحران مرگبار را در زمان زلزله دارد.
تبعات گسترده این ساختوسازها
تبعات این روند را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
۱. تبعات جانی و امنیتی: احتمال وقوع تلفات انبوه در اثر زلزله یا رانش زمین به دلیل تغییر شیب و عدم پایداری خاک در اثر ساختوساز غیرمجاز.
۲. تبعات اقتصادی: کاهش ارزش واقعی زمینهای استاندارد و ایجاد یک بازار سیاه ساختمانی که در نهایت باعث از بین رفتن سرمایههای واقعی کشور میشود.
۳. تبعات محیطزیستی: قطع درختان، مسدود شدن مسیرهای طبیعی آب، تخریب خاک و نابودی تنوع زیستی که تأثیرات آن بر آینده اقلیم ایران غیرقابل جبران است.
با چه کسانی و چگونه باید مقابله کرد؟
مقابله با این جریان، نیازمند یک رویکرد چندجانبه است، چراکه این ساختوسازها معمولاً در سایه نفوذ یا کوتاهی برخی نهادها شکل میگیرند.
الف) نهادهای نظارتی و اجرایی (مسئول اصلی): مقابله مستقیم باید با شهرداریها، ادارات منابع طبیعی، سازمان جنگلها و شهرها، و بخشداریها و دهداریها صورت گیرد. این نهادها وظیفه دارند در برابر تخلفات، قاطعانه ایستادگی کنند. عدم برخورد با ساختوسازهای خارج از قواره، به معنای تأیید ضمنی آنهاست.
ب) نهادهای قضایی و انتظامی: نهادهای مسئول باید وارد عمل شوند. ساختوساز غیرمجاز، نوعی جرم علیه امنیت عمومی است.
ج) نهادهای علمی و صنفی: سازمان نظام مهندسی باید مسئولیت خود را در قبال نظارت بر کیفیت مصالح و اجرای دقیق نقشهها ایفا کند. مهندسان باید از امضای نقشههایی که با واقعیت زمین و نیازهای سازهای همخوانی ندارند، خودداری کنند.
د) نقش جامعه و رسانه (نظارت مردمی): مردم و رسانهها باید به عنوان «ناظران اجتماعی» عمل کنند. افشای ساختوسازهای بیکیفی که در مناطق حساس قرار دارند، میتواند فشار عمومی را بر مسئولان برای اصلاح روند افزایش دهد.
نتیجهگیری: متأسفانه شاهد هستیم در این پدیده نابهنجار برخی افراد سودجو که فاقد کمترین سواد در حوزه معماری و مهندسی هستند، سراسیمه و ناشیانه در حال ساخت آلونکهایی با نام ویلا هستند. فراموش نکنیم که سازههای بیقواره در شمال، فراتر از یک تخلف در حریم شهری، یک گناه بزرگ و نابخشودنی در حق طبیعت و یک خطر بزرگ برای زندگی انسانهاست. اگر امروز با قاطعیت در برابر این «معماری بیریشه» و «سازههای بیستون» ایستادگی نکنیم، روزی خواهد رسید که هزینه این بیخیالی را با خون انسانها و نابودی آخرین پناهگاههای سبز کشور پرداخت خواهیم کرد. ظلم بزرگی است که به خاطر سود برخی کاسبان معماری (بسازبفروشان) مشکلات متعدد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای کشور ایجاد شود.