ابلاغیههای محرمانه امریکا به سنتکام و شرکای منطقهای برای سکوت در برابر حوادث تنگه هرمز، در کنار محدودسازی انتشار اخبار خسارات و تلفات، از ابعاد تازهای از جنگ روایتها در خلیج فارس حکایت دارد؛ جایی که واشینگتن میکوشد هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی تحولات میدانی را از افکار عمومی پنهان نگه دارد. جوان آنلاین: ابلاغیههای محرمانه امریکا به سنتکام و شرکای منطقهای برای سکوت در برابر حوادث تنگه هرمز، در کنار محدودسازی انتشار اخبار خسارات و تلفات، از ابعاد تازهای از جنگ روایتها در خلیج فارس حکایت دارد؛ جایی که واشینگتن میکوشد هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی تحولات میدانی را از افکار عمومی پنهان نگه دارد.
تنگه هرمز این روزها نه تنها صحنه تقابل نظامی و امنیتی است که به یکی از مهمترین میدانهای جنگ اطلاعاتی و رسانهای میان ایران و امریکا تبدیل شده است. مجموعهای از گزارشها و اظهارات منتشرشده درباره فشار واشینگتن بر نهادهای دریایی و کشتیهای تجاری برای خودداری از انتشار اخبار حوادث این آبراه راهبردی، که تا پیش از جنگ تحمیلی به ایران، تردد کشتیرانی در آن کاملاً آزاد بود، این پرسش مهم را مطرح میکند که چرا امریکا تا این اندازه نگران بازتاب رسانهای اتفاقاتی است که در تنگه هرمز رخ میدهد؟
اظهارات برت اریکسون، مدیر ارشد یک شرکت مشاور ریسک، درباره فشار امریکا بر سازمان تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) برای گزارش نکردن برخی حوادث اعلامشده از سوی ایران، از ابعاد این سیاست حکایت دارد. بنابراین این گزارشها صرفاً به مدیریت اطلاعرسانی نظامی محدود نمیشود، بلکه میتوان آن را بخشی از تلاش گسترده واشینگتن برای کنترل روایت تحولات میدانی و جلوگیری از انتشار اطلاعاتی دانست که ممکن است بر ارزیابی افکار عمومی و بازارهای جهانی اثر بگذارد. این رویکرد، بهویژه در شرایطی اهمیت پیدا میکند که هر حادثه در تنگه هرمز میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی خلیج فارس داشته باشد. این آبراه یکی از گلوگاههای اصلی انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در امنیت کشتیرانی آن، مستقیماً بر انتظارات بازار نفت، هزینه حملونقل دریایی و محاسبات اقتصادی کشورها تأثیر میگذارد. به همین دلیل، انتشار اخبار مربوط به انفجار نفتکشها، آسیب به شناورها یا تلفات احتمالی نیروهای نظامی، صرفاً یک موضوع خبری نیست، بلکه میتواند به عاملی اثرگذار بر بازار جهانی انرژی و فضای سیاسی امریکا تبدیل شود.
سانسور برای مهار هزینههای شکست
در این میان آنچه قابلتوجه است، همزمانی تلاشهای امریکا برای محدود کردن انتشار اخبار حوادث دریایی با گزارشهای پیدرپی درباره تحولات نظامی در تنگه هرمز است. از شکار پهپادهای امریکایی و به دست گرفتن کنترل یک فروند پهپاد جاسوسی گرفته تا گزارش انهدام دهها پهپاد MQ-۹ و MQ-۱ و همچنین اطلاعیههای نیروهای ارتش و سپاه درباره آسیب دیدن نفتکشهایی که از مسیرهای اعلامشده غیرمجاز عبور کردهاند، همگی بخشی از تصویری هستند که تهران از تحولات میدانی ارائه میکند. موضوعی که نشان میدهد جنگ روایتها در کنار تقابل نظامی، به یکی از مؤلفههای اصلی بحران تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، سکوت خبری میتواند برای واشنگتن کارکردی فراتر از جلوگیری از انتشار اطلاعات نظامی داشته باشد: کاهش نگرانی بازارها، جلوگیری از شکلگیری انتظارات منفی درباره امنیت مسیرهای انرژی و محدود کردن فشار افکار عمومی بر دولت امریکا. به بیان دیگر، هرچه هزینه واقعی تحولات میدانی کمتر در معرض دید افکار عمومی قرار گیرد، امکان مدیریت پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن نیز بیشتر خواهد بود. این مسئله برای دولت امریکا از منظر سیاست داخلی نیز اهمیت دارد. انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر ۲۰۲۶ و رقابت بر سر کرسیهای مجلس نمایندگان و سنا، فضای سیاسی واشینگتن را حساستر کردهاست. افزایش قیمت انرژی، نگرانی درباره امنیت تجارت دریایی و طولانی شدن یک بحران نظامی پرهزینه اکنون به موضوعی بحثبرانگیز در رقابتهای انتخاباتی تبدیلشده و حتی گفته میشود برخی نامزدهای جمهوریخواه از اینکه تصویر آنها در تبلیغات انتخاباتی در کنار ترامپ باشد، ابا دارند و از هماکنون میتوان پیشبینی کرد که آثار و پیامدهای ماجراجویی رئیسجمهور امریکا در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز، گریبان او و جمهوریخواهان را در انتخابات پیش رو خواهد گرفت.
مدیریت بحران یا تلاش برای تغییر روایت؟
در کنار تحولات میدانی، تحرکات دیپلماتیک و رسانهای امریکا نیز قابلتوجه است. انتشار خبر ارسال پیام جیدی ونس، معاون رئیسجمهور امریکا، به سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در شرایطی صورت گرفته که یک منبع ارشد امنیتی ایرانی تأکید کرده است تهران تاکنون پاسخی به این پیام نداده و گمانهزنیهای رسانهای درباره محتوای آن نیز صحت ندارد. این موضعگیری در کنار واکنش محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، معنای روشنی در سیاست اعلامی ایران دارد.
قالیباف در پیامی تصریح کرد که رویکرد «چماق و هویج» تأثیری بر ایران ندارد و پیشرفت تنها زمانی امکانپذیر است که هفت شرط ایران پذیرفته شود. با این توصیف، انتشار خبر نامهنگاریهای امریکایی و برجستهسازی مسیرهای ارتباطی، در کنار فشارهای نظامی و رسانهای، میتواند تلاشی برای تأثیرگذاری بر فضای سیاسی و افکار عمومی و نمایش ابتکار عمل دیپلماتیک از سوی واشینگتن تلقی شود؛ موضوعی که با مواضع صریح و قاطع مقامات مسئول در جمهوری اسلامی ایران، تلاشی بیحاصل و شکستخورده به نظر میرسد. نکته اساسی آن است که دیپلماسی نمیتواند جایگزین واقعیتهای میدانی شود.
همانطور که انتشار یک نامه بهتنهایی نشانه توافق یا تغییر موضع ایران نیست، بیانیههای رسانهای امریکا نیز نمیتوانند بهتنهایی وضعیت امنیتی تنگه هرمز را تعیین کنند.
هرمز، واقعیتی فراتر از اتاقهای جنگ رسانهای
تحولات اخیر، از گزارش نیروی دریایی سپاه درباره به دست گرفتن کنترل پهپاد MQM- ۱۷۰ امریکایی در غرب تنگه هرمز تا اعلام انهدام پهپادهای MQ-۱ و MQ-۹ و اطلاعیههای ارتش و سپاه درباره نفتکشهای آسیبدیده در مسیرهای غیرمجاز، نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان یکی از کانونهای اصلی منازعه نظامی و اطلاعاتی است که در جدیدترین خبر، روابط عمومی نیروی دریایی سپاه روز گذشته با اعلام توقف دو فروند نفتکش متخلف، یکی در محدوده شرق و دیگری در محدوده غرب تنگه هرمز، که قصد عبور از مسیر غیرمجاز را داشتند و در آبهای جنوبی تنگه هرمز دچار حادثه شدند، نوشت: این دو نفتکش تمامی سامانه ناوبری و موقعیتیاب خود را خاموش نموده و با حمایت ارتش تروریست امریکایی تلاش داشتند از مسیر غیرمجاز تنگه هرمز خارج شوند. پس از چندین هشدار رادیویی و بیتوجهی، این دو نفتکش وارد منطقه ناایمن شده و دچار حادثه شدند و در سواحل جنوبی تنگه هرمز متوقف شدند.
سخنان سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه، درباره ضرورت ارائه شواهد مستقل برای ادعای مینروبی تنگه هرمز، به یک موضوع مهم اشاره دارد: اختلاف بر سر وضعیت این آبراه را نمیتوان صرفاً با بیانیهها و ادعاهای رسانهای حلوفصل کرد و ارزیابی آن به شواهد قابلراستیآزمایی نیاز دارد. پیشتر سردار سرتیپ پاسدار علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه، نیز در اظهارنظری در واکنش به مقامات امریکایی گفته بود: «امریکاییها ادعا میکنند که تنگه هرمز باز است و ما کنترل تنگه هرمز را داریم؛ اگر میخواهند ببینند تنگه هرمز باز است یا بسته، بیایند و وارد میدان بشوند تا ببینند کنترل تنگه هرمز دست کیست؟»