جوان آنلاین: مرد سارق که مدعی است دوستش پس از سرقت طلا از داخل یک خودرو، سهم او را به بهانه بدلی بودن طلاها بالا کشیده بود، در جریان درگیری با ضربات چاقو او را به قتل رساند. متهم ۳۹ ساله پس از فرار از صحنه جنایت، مدتی زندگی مخفیانهای داشت تا اینکه هنگام سرقت لوازم داخل یک خودروی پژو بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد.
چندی قبل، مأموران پلیس در جریان کشف جسد خونین مرد جوانی در خانهای متروکه در اطراف فشم در شمال تهران قرار گرفتند و برای بررسی موضوع راهی محل شدند. بررسیهای اولیه نشان داد چند مرد معتاد که برای مصرف مواد مخدر وارد خانه متروکه شده بودند، با جسد مردی مواجه شدهاند که بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده بود. با اعلام این خبر، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران در محل حاضر شدند و تحقیقات جنایی را آغاز کردند. بررسیهای اولیه نشان میداد چند روز از مرگ مرد جوان گذشته است. از سوی دیگر، مقتول هیچ مدرک شناسایی همراه نداشت و همین موضوع شناسایی هویت او را با دشواری روبهرو کرده بود. به دستور بازپرس جنایی، جسد برای انجام معاینات تخصصی و شناسایی هویت به پزشکی قانونی منتقل شد. همزمان، کارشناسان تشخیص هویت با بررسی اثر انگشت مقتول، تحقیقات خود را برای کشف هویت او ادامه دادند تا اینکه مشخص شد مقتول حمید نام دارد و از سارقان سابقهدار است. تحقیقات نشان داد حمید اواخر زمستان سال گذشته پس از پایان دوران محکومیتش از زندان آزاد شده و در ماههای اخیر با رفتوآمد به پاتوق معتادان و افراد خلافکار، ارتباطات گستردهای با این افراد داشته است.
ردپای سارق سابقهدار در پرونده قتل
کارآگاهان پس از شناسایی هویت مقتول، تحقیقات خود را روی دوستان و افرادی متمرکز کردند که با او رفتوآمد داشتند. در جریان بررسیها مشخص شد حمید با افراد زیادی در ارتباط بوده، اما از مدتی قبل بیشتر روزها با مردی به نام ارشیا دیده میشده است. بررسی سوابق ارشیا نشان داد او نیز از سارقان سابقهدار است که سال گذشته از زندان آزاد شده بود. به گفته برخی از دوستانش، او پس از آزادی بار دیگر سرقتهای سریالی را از سر گرفته بود. کارآگاهان در ادامه تحقیقات و با بررسی اطلاعات بهدستآمده دریافتند حمید در روزهای پایانی زندگیاش همراه ارشیا در اطراف فشم دیده شدهاست. گفته میشد این دو نفر شبانه مشغول سرقت لوازم داخل خودروها بودهاند، سرنخی که احتمال نقش داشتن ارشیا در قتل حمید را تقویت کرد. با جمعآوری این اطلاعات، ارشیا به عنوان مظنون اصلی پرونده تحت تعقیب قرار گرفت. مأموران برای دستگیری او به محل زندگیاش رفتند، اما دریافتند که وی پس از حادثه به مکان نامعلومی گریخته است.
دستگیری هنگام سرقت از پژو
در حالی که کارآگاهان با انجام اقدامات اطلاعاتی، پاتوقها و محلهای احتمالی رفتوآمد متهم را زیر نظر داشتند، خبری از دستگیری سارق جوانی در اطراف تهران به تیم جنایی رسید. مأموران گشت پلیس این مرد را هنگام سرقت لوازم داخل یک خودروی پژو دستگیر کرده بودند. شباهت ظاهری متهم به ارشیای تحت تعقیب، ظن مأموران را برانگیخت. پس از انتقال مرد جوان به اداره پلیس و بررسی هویت او، مشخص شد وی همان ارشیاست که به اتهام قتل حمید تحت تعقیب قرار داشت. متهم در نخستین مراحل بازجویی، قتل دوستش را انکار کرد، اما با ارائه مدارک و شواهد بهدستآمده از سوی کارآگاهان، سرانجام به ارتکاب قتل اعتراف کرد. با اعتراف متهم، تحقیقات جنایی برای روشن شدن انگیزه قتل، نحوه وقوع درگیری و سایر ابعاد پنهان این پرونده ادامه دارد.
قتل به خاطر بالا کشیدن سهم سرقت
متهم مردی ۳۹ ساله است که چند سابقه سرقت در پرونده خود دارد، اما این بار به اتهام قتل دوستش بازداشت شدهاست. او در اعترافاتش مدعی شد پس از سرقت مقداری طلا از داخل یک خودرو، مقتول سهم او را بالا کشیده و به بهانه بدلی بودن طلاها، از پرداخت سهمش خودداری کرده است، همین اختلاف که به گفته متهم، در نهایت به قتل دوستش منجر شد.
به چه جرمی بازداشت شدی؟
به اتهام قتل یکی از دوستانم بازداشت شدم.
چرا دوستت را به قتل رساندی؟
با هم اختلاف پیدا کرده بودیم. اختلافمان مالی بود، اما او زیر بار نمیرفت و قبول نمیکرد که حق مرا خورده است.
به او پول قرض داده بودی؟
نه، ماجرا به پول قرضی ربطی نداشت. هر دوی ما سارق بودیم و او سهم مرا از سرقت پس نمیداد. هر بار هم که اعتراض میکردم، قبول نمیکرد که چیزی به من بدهکار است.
چه چیزی سرقت کرده بودید که بر سر آن اختلاف پیدا کردید؟
یک بار از داخل خودرویی مقداری وسیله و یک کیف سرقت کردیم که داخل آن مقداری طلا بود. همه طلاها دست حمید بود و او ادعا میکرد که همگی بدلی هستند. من حرفش را قبول نداشتم و فکر میکردم میخواهد سرم کلاه بگذارد و سهم مرا بالا بکشد.
پس سابقه سرقت داری؟
بله، چند بار به اتهام سرقت دستگیر شدهام. بیشتر سرقتهایم مربوط به لوازم داخل خودروهاست.
از کجا با حمید آشنا شدی؟
هر دو به اتهام سرقت به زندان افتاده بودیم و مدتی همسلول بودیم. او هم سارق لوازم داخل خودرو بود. قرار گذاشتیم بعد از آزادی با هم سرقت کنیم. حدود چهار ماه با هم کار میکردیم تا اینکه در نهایت اختلافمان بالا گرفت و ماجرا به قتل او ختم شد.
روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟
آن روز بعد از سرقت، برای مصرف مواد مخدر به خانهای متروکه در اطراف فشم رفتیم. هر دو شیشه مصرف کردیم. مدتی بود احساس میکردم حمید سرم کلاه میگذارد و سهم مرا نمیدهد. دوباره سر همین موضوع با او بحث کردم، اما او اصرار داشت که طلاهای سرقتی بدلی بوده و من اشتباه میکنم.
بعد چه شد؟
عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم. با هم درگیر شدیم و من با چاقو چند ضربه به او زدم.