کد خبر: 1383380
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۱

جوان آنلاین: فرانسیس فوکویاما، متفکری که نامش بیش از سه دهه با ایده «پایان تاریخ» گره خورده، حالا در ۷۳سالگی از مسیری سخن می‌گوید که او را از محافظه‌کاری و نومحافظه‌کاری امریکایی به موضعی نزدیک به سوسیال‌دموکراسی رسانده؛ مسیری که در آن جنگ عراق، بحران مالی ۲۰۰۸، ظهور ترامپ و فرسایش نهاد‌های دموکراتیک هر کدام بخشی از باور‌های قدیمی او را کنار زده‌اند. او در کتاب تازه‌اش در قلمرو آخرین انسان
 (In the Realm of the Last Ma) که در ۸ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، این تغییر را نه صرفاً یک چرخش سیاسی، بلکه نوعی بازنگری در زندگی فکری خود روایت می‌کند. 
فوکویاما دوم سپتامبر ۲۰۲۶ در مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن درباره همین کتاب سخن گفت؛ کتابی که هم خاطرات فکری او است و هم روایتی از تحولات سیاسی جهان در چند دهه گذشته. او در این نشست به صراحت توضیح داد که چرا از برخی مواضع گذشته خود فاصله گرفته است. اهمیت این بازگشت به گذشته از آنجاست که فوکویاما زمانی یکی از چهره‌های نزدیک به جریان نومحافظه‌کار امریکا بود و در دهه ۱۹۸۰ برای دولت ریگان نیز کار کرده بود، اما بعد‌ها از جنگ عراق فاصله گرفت و به یکی از منتقدان آن تبدیل شد. 
در روایت تازه فوکویاما، دو اتفاق نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر دیدگاه او داشته‌اند: جنگ عراق و بحران مالی سال ۲۰۰۸. او در گفت‌وگویی با رویترز صریح‌تر از همیشه درباره این دو نقطه عطف سخن گفت: «اگر شما روشنفکری باشید که به برخی باور‌ها درباره استفاده از نیروی نظامی در سیاست خارجی و بازار‌های تنظیم‌نشده در اقتصاد اعتقاد داشته باشید و هر دو به فجایع بزرگی منجر شوند، باید در آن فرضیات بازنگری کنید.»
فوکویاما می‌گوید جنگ عراق باور او به اینکه مداخله نظامی امریکا می‌تواند دموکراسی را گسترش دهد، متزلزل کرد و بحران مالی ۲۰۰۸ نیز اعتقاد به اینکه بازار‌های آزاد در نهایت خودشان را اصلاح و متعادل می‌کنند، زیر سؤال برد. او اکنون، دیگر خود را محافظه‌کار نمی‌داند
 «move away from conservative politics» و معتقد است بسیاری از سیاست‌هایی که در سنت سوسیال‌دموکراتیک وجود داشته‌اند، از جمله بازتوزیع و نقش فعال دولت، برای حفظ ثبات دموکراسی‌های مدرن ضروری‌اند: «فکر می‌کنم اکنون خودم را یک سوسیال‌دموکرات می‌دانم». (گفت‌وگوی ۲۰۲۲ با ال‌پاییس).
اما شاید مهم‌ترین بخش این بازنگری، بازگشت فوکویاما به همان ایده‌ای باشد که نام او را جهانی کرد. 
او معتقد است که «پایان تاریخ» هرگز به معنای پایان یافتن جنگ‌ها، بحران‌ها یا حوادث تاریخی نبود. منظور او این بود که در پایان یک مسیر طولانی ایدئولوژیک، لیبرال‌دموکراسی و اقتصاد بازار به قدرتمند‌ترین گزینه موجود تبدیل شده‌اند. او هنوز هم از این ادعا که لیبرال‌دموکراسی در میان نظام‌های رقیب، قوی‌ترین و مطلوب‌ترین شکل سازمان سیاسی است دفاع می‌کند، ولی در عین حال درباره شکنندگی این نظام و امکان عقب‌گرد دموکراسی هشدار می‌دهد. او در گفت‌و‌گو با گاردین می‌گوید: «بیش از ۳۰ سال است که می‌گویم در جست‌وجوی نظام جایگزینی هستم که مدعی باشد از نظر انسانی رضایت‌بخش‌تر از دموکراسی لیبرال است.».
اما مسئله اصلی کتاب جدید دقیقاً همین‌جاست: حتی اگر لیبرال‌دموکراسی همچنان بهترین گزینه موجود باشد، هیچ تضمینی برای بقای آن وجود ندارد. 
فوکویاما اکنون بیش از هر چیز نگران کیفیت نهاد‌های سیاسی است. او در گفت‌و‌گو با رویترز تأکید کرده که دولت مدرن بدون دستگاه اداری کارآمد نمی‌تواند وظایف خود را انجام دهد و برخلاف ادبیات رایج در بخش‌هایی از جریان راست امریکا، «دولت عمیق (Deep State) لزوماً دشمن دموکراسی نیست: «استدلال من این است که دولت عمیق برای هر شکل از حکومت مدرن کاملاً ضروری است.» از نگاه او، بروکراسی حرفه‌ای و توانایی دولت برای ارائه خدمات عمومی از پایه‌های ثبات نظام سیاسی است. 
 ترامپ برای فوکویاما نمونه مهمی از همین بحران است. او معتقد است بخشی از موفقیت ترامپ را باید در احساس بی‌احترامی و دیده‌نشدن گروه‌هایی از جامعه جست‌و‌جو کرد؛ همان چیزی که فوکویاما در آثار قدیمی‌تر خود با مفهوم «تیموس» یا میل انسان به کسب احترام و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن توضیح داده بود. به باور او، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ انسان‌ها می‌خواهند احساس کنند شأن و صدایشان جدی گرفته می‌شود. او گفته بخش بزرگی از پایگاه ماگا (MAGA) احساس می‌کنند نخبگان لیبرال واقعاً برای آنها احترام قائل نیستند. 
اینجاست که «آخرین انسان» معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. در نظریه اولیه فوکویاما، آخرین انسان موجودی است که در جهانی باثبات و مرفه زندگی می‌کند، اما چیزی برای مبارزه ندارد. نیاز‌های مادی او تأمین شده، اما میل به معنا، افتخار و مبارزه از بین نرفته است. فوکویاما امروز می‌گوید همین میل می‌تواند به رشد پوپولیسم در چپ و راست منجر شود، زیرا انسان‌ها صرفاً با رفاه و ثبات راضی نمی‌شوند و گاهی برای یافتن معنا به سوی منازعه سیاسی کشیده می‌شوند. 
او در عین حال یک خطر جدید را نیز برجسته می‌کند: هوش مصنوعی. فوکویاما می‌گوید که به نظر او خطرناک‌ترین شکل هوش مصنوعی، «agentic AI» (هوش مصنوعی کارگزار شده) است، یعنی زمانی که انسان‌ها قدرت تصمیم‌گیری را به ماشین‌ها واگذار می‌کنند و توضیح می‌دهد که نگرانی‌اش درباره این است که انسان‌ها در سازمان‌ها و دولت‌ها بیش از حد اختیار را به ماشین‌ها واگذار کنند. او در گفت‌و‌گو با رویترز می‌گوید این فناوری پرسش‌های «جالب و نگران‌کننده‌ای» درباره معنای انسان بودن ایجاد خواهد کرد و حتی ممکن است به احساس انسان درباره کرامت خودش آسیب بزند. اگر ماشین‌ها بتوانند بخش بزرگی از رفتار‌های انسانی را تقلید کنند، این پرسش مطرح می‌شود که انسان چگونه شأن و هویت خود را تعریف خواهد کرد.
 او در عین حال، هشدار داده که حذف بخش بزرگی از مشاغل طبقه متوسط و تمرکز ثروت در دست صاحبان فناوری می‌تواند به دموکراسی آسیب بزند. 
 ظاهراً بازنگری‌های فوکویاما او را از دسته متفکران خوش‌بین سال‌های پس از فروپاشی شوروی بیرون کشیده است. هرچند او به مخالف دموکراسی لیبرال تبدیل نشده ولی حرف‌های امروز او بیش از پیش تعدیل شده است: تاریخ تمام نشده، دموکراسی تضمین‌شده نیست و بازار آزاد به‌تنهایی نمی‌تواند جامعه را اداره کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار