سه زمان، یک تصویر. ۴۶ سال حافظه دفاعی، ۲۰۰ روز ایستادگی و ۳۱۳ هزار نفر حضور سازمانیافته، رزمایشی که نشان داد مهمترین مؤلفه قدرت ایران، نه در انبارها و زرادخانهها که در اراده ملتی است سه زمان، یک تصویر. ۴۶ سال حافظه دفاعی، ۲۰۰ روز ایستادگی و ۳۱۳ هزار نفر حضور سازمانیافته، رزمایشی که نشان داد مهمترین مؤلفه قدرت ایران، نه در انبارها و زرادخانهها که در اراده ملتی است که خود را صاحب سرنوشت خویش میداند. رزمایش بزرگ «جانفدایان ایران» را نمیتوان صرفاً یک اجتماع ۳۱۳ هزارنفری در تهران دانست. آنچه در تهران و همزمان در نقاط مختلف کشور به نمایش درآمد، بخشی از یک واقعیت بزرگتر بود. مردم، همچنان متغیر اصلی قدرت ملی ایراناند و بقای تمدن بزرگ ایرانی اسلامی مدیون و مرهون این مردم است.
عدد ۳۱۳ هزار وقتی در کنار ثبتنام بیش از ۳۱ میلیون نفر در پویش «جانفدا» قرار میگیرد، به یک نشانه اجتماعی تبدیل میشود. این حضور آرمانی ملت ایران نشان میدهد که پدیده «جانفدا» فراتر از یک مراسم مقطعی تعریف شده است. این رزمایش در نقطهای معنادار از تاریخ ایران برگزار شد. در آستانه چهلوششمین سالگرد آغاز دفاع مقدس و پس از گذشت دویستمین شب حضور ملت مبعوث در میدان. به این ترتیب، سه زمان تاریخی در یک قاب قرار گرفتند: ۴۶ سال تجربه دفاع، ۲۰۰ روز آزمون مقاومت و ۳۱۳ هزار حضور سازمانیافته. این تلاقی یک پیام راهبردی دارد: حافظه تاریخی اگر به تابآوری امروز متصل شود و تابآوری نیز به سازمانیافتگی برسد، به سرمایه قدرت ملی و بازدارندگی پایدار تبدیل میشود. از این منظر، جانفدایان نمادی از فرهنگی است که «ایران» را نه صرفاً یک جغرافیا، بلکه خانه یک ملت، حافظ یک تمدن و حامل یک هویت تاریخی میداند، هویتی که در طول قرنها مهاجمانی همچون مغولان را نیز در خود هضم کرده و فرهنگ و زبان و تمدن خود را استمرار بخشیده است.
در محاسبات کلاسیک، از قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و فناوری بهعنوان مؤلفههای قدرت ملی سخن گفته میشود، اما همه اینها بدون ملت، متغیر اصلی و مستقل قدرت و به عنوان یک پشتوانه اجتماعی پایدار، بخشی از کارآمدی خود را از دست میدهند. رزمایش جانفدایان از همین زاویه قابل خواندن است: مردم، متغیر مستقل و سایر مؤلفههای قدرت، تا حد زیادی متغیرهای وابسته به ظرفیت اجتماعیاند. جامعهای که بتواند در فشار، بحران، جنگ روایتها، تحریم و عملیات شناختی انسجام خود را حفظ کند، صرفاً «تحملکننده بحران» نیست، بلکه بخش مهم و کلیدی ژنراتور و سازوکار تولید قدرت بازدارنده است. از همین رو، تصاویر تهران برای رسانههای جهان فقط تصاویر یک راهپیمایی نبود. رسانههای داخلی بر وحدت، تابآوری و آمادگی ملی تأکید کردند، و، اما رسانهها و مراکز مخالف جمهوری اسلامی نیز چارهای جز اذعان و اعتراف به آثار ماندگار این حضور نداشتند تا جایی که روزنامه معاریو صهیونی نیز با بغض و کینه، ناخواسته زبان به تحسین ملت ایران گشوده و تلویحاً اعتراف میکند که بعد از جنگ اخیر، ملت ایران متحدتر، مقاومتر، قدرتمندتر، جسورتر، شجاعتر و غیرتمندتر در صحنه دفاع از کشور خود حاضر شدهاند. سایر رسانههای جهان حتی در جبهه ائتلاف دشمنان نیز صریحاً و تلویحاً معترفاند که ایرانیان نشان دادند که نسل به نسل پای کار ایران هستند.
در جنگهای نوین، جنگ فقط با موشک و پهپاد پیش نمیرود، بخشی از آن در ذهن، اراده و ادراک ملتها جریان دارد. یکی از اهداف جنگ شناختی، ساختن تصویری از جامعهای خسته، بیاعتماد و بیآینده است. رزمایش جانفدایان، تصویری متفاوت از ظرفیت بسیج اجتماعی ارائه کرد: حضور سازمانیافته اقشار مختلف، جوانان، زنان، پیشکسوتان دفاع مقدس و گروههای اجتماعی مختلف در کنار نمایش بخشی از توانمندیهای بومی. این همان نقطهای است که «مردم» از مخاطب جنگ به یکی از بازیگران قدرت تبدیل میشوند. تمدن ایران نتیجه حضور مردمی است که در بزنگاههای بزرگ، مفهوم دفاع از سرزمین را با خاطره، هویت و فرهنگ خود پیوند میزند. از این منظر حضور جانفدایان، به عنوان ظرفیت پایدار اجتماعی، نماد مؤلفه قدرت ملی برای بقای تمدن ایرانی است؛ و امروز این حضور را باید در امتداد همان زنجیرهای دید که از حافظه دفاع مقدس آغاز شده، از تجربه نزدیک به نیمقرن بحرانها و آزمونها عبور کرده و اکنون در میانه جنگی تازه، خود را در قالبی جدید نشان داده است.
شاید ماندگارترین تصویر این رزمایش همین باشد: ۴۶ سال تجربه، ۲۰۰ روز آزمون و ۳۱۳ هزار حضور. سه حقیقت که کنار هم قرار گرفتند تا یک واقعیت را یادآوری کنند: قدرت ایران فقط آن چیزی نیست که در آسمان و زمین دیده میشود، بخش اعظم آن در اراده جامعهای نهفته است که خود را صاحب این سرزمین، این تاریخ و آینده کشور میداند.