جوان آنلاین: تحولات اخیر در میدان جنگ و افزایش توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران در کنار پیروزیهای راهبردی جبهه مقاومت در یمن، معادلات امنیتی منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ بهگونهای که به گفته سعدالله زارعی، کارشناس مسائل منطقه، مجموعه این تحولات از شکلگیری یک نظم امنیتی جدید و منطقهمحور حکایت دارد؛ نظمی که در آن، تکیه بر سازوکارهای گذشته و محوریت امریکا برای تأمین امنیت منطقه با تردید جدی مواجه شده و نقش و جایگاه ایران به عنوان نقطه کانونی معادلات جدید بیش از پیش مورد توجه کشورهای منطقه قرار گرفته است. زارعی در گفتوگو با روزنامه «جوان» همچنین تأکید کرده است که نمایش قدرت نظامی ایران میتواند ضمن تغییر محاسبات امریکا در میدان جنگ، از اثرگذاری رژیم تحریمها نیز بکاهد.
فضای جنگ با توجه به تحولات جدید در پی حملات ایران به ناوهای امریکایی به کدام سمت حرکت میکند و رونمایی از تسلیحات و توانایی دفاعی جدید چه تأثیری بر اراده امریکا در جنگ نظامی و اقتصادی خواهد داشت؟
در خصوص جنگ، بالاخره امریکاییها متوجه شدند که جمهوری اسلامی در فناوری نظامی، شگفتیهایی دارد و میتواند در بزنگاهها از این ظرفیتها برای ایجاد توازن در صحنه جنگ استفاده کند. آنها متوجه شدند که ایرانیها برای شهپادها، پهپادها و اجزای دیگر، بدیل دارند و میتوانند گزینههای جایگزین ارائه کنند. این به این معناست که برتری تکنولوژیک امریکا با چالش مواجه شده است.
بنابراین، تأثیر این مسئله در میدان عملیات این است که طرف امریکایی نمیتواند با اعتمادبهنفس سابق در صحنه جنگ حضور پیدا کند و از اقداماتی که در حوزه نظامی انجام میدهد، انتظار نتایج حداکثری داشته باشد. این موضوع در حوزه نظامی، فضای جدیدی در جنگ ایجاد میکند، روحیه امریکاییها را تضعیف و روحیه طرف ایرانی را تقویت میکند. در مورد تحریمها و فضای تحریمی نیز مجموعهای از اقدامات میتواند در این حوزه اثرگذار باشد. همانطور که خود اعمال تحریمها وابسته به یک سلسله اقدامات است و صرفاً با صدور یک بیانیه تحریمی نمیتوان تحریم را حاکم کرد، رفع تحریم نیز مستلزم یک سلسله اقدامات است که یکی از این موارد، نشان دادن اقتدار نظامی است.
یعنی وقتی ما در صحنه نظامی، قدرت آسیبزدن خودمان به دشمن را نشان میدهیم، گزینههای دشمن برای پیگیری و اعمال رژیم تحریم کاهش پیدا میکند. وقتی ما قدرت ضربه زدن داشته باشیم، کشورهایی که در محیط اطراف ما هستند، به فشارهای امریکا پاسخ مثبت نمیدهند. یعنی با آن همکاری نمیکنند یا در همکاریشان خلل ایجاد میشود. کمااینکه همین الان نیز در همکاریهای بین امریکا و کشورهای منطقه خلل ایجاد شده است. این مسائل در مجموع کمک میکند که در کنار عوامل دیگری، از جمله تابآوری، برنامهریزی، تعیین اولویتها، اداره منضبطتر اقتصادی کشور، فعالتر شدن مردم در حوزه اقتصادی و بهکار گرفتن سرمایههای مردم که در خانههاست برای ایجاد چرخهای فعالتر در حوزه اقتصادی، بتوانیم به نتایج مطلوب برسیم. مجموعه این عوامل در کنار قدرت نظامی میتواند تحریمها را برطرف کند یا دستکم تأثیرگذاری آنها را بهشدت تضعیف کند.
اگر در ابعاد بزرگتر، جبهه مقاومت را در نظر بگیریم، نیروهای مقاومت یمن نیز در این مدت پیروزیهای بسیار استراتژیک و منحصربهفردی داشتهاند. به موازات اقداماتی که ایران انجام میدهد، به نظر شما این تحولات چه تأثیری بر جنگ میان ایران و امریکا خواهد داشت؟
در واقع، آن چیزی که طی حدود ۴۰ روز گذشته بین ما و امریکا شاهد بودیم و تبلور آن در حمله ایران به ناوهای امریکایی و همچنین پایگاههای حساس امریکا در اردن بود، در کنار قدرتنمایی انصارالله در یمن و همینطور مسئله تعیین ضربالاجل برای اخراج نظامیان امریکا از عراق ــ که این ضربالاجل در تاریخ دهم یا یازدهم مهرماه به پایان میرسد و امریکاییها ناگزیرند خارج شوند ــ مجموعه این مسائل نشان داد که جبهه مقاومت در فضای آفند و در موقعیت تهاجمی قرار گرفته است.
آن چیزی که شاید کسی باور نمیکرد، این بود که جبهه مقاومت بتواند امریکا را وادار به کاهش شدید تجهیزات و نیروهای نظامی خود کند؛ اما اکنون این اتفاق افتاده است. هم اکنون ظرفیت اسمی پایگاههای مجموعه نیروهای امریکایی در منطقه، که حدود ۲۸ پایگاه است، در واقع به زیر ۵۰ درصد رسیده و نیمی از این ۲۸ پایگاه امریکا کاملاً تخلیه شدهاند. مجموعه عوامل، بیانگر فضای جدیدی در منطقه است و نشان میدهد که در آینده، با فضای تصمیمگیریهای تازه بر مبنای منافع کشورهای منطقه مواجه خواهیم بود و یک نظام جدید منطقهای شکل خواهد گرفت که در آن، ایران به عنوان نقطه کانونی باید پذیرفته شود.
این شرایط را میتوان در تحولات کنونی نیز مشاهده کرد و به نظر میرسد شرایط موجود، چنین وضعیتی را ایجاب میکند. بنابراین، محوریتبخشی به ایران، حتماً مهمترین خروجی تحولات منطقه طی ماههای آینده خواهد بود.
موضع متحدان امریکا در منطقه، بهویژه کشورهای عربی، در پی پیروزیهای یمن و همچنین اتفاقاتی که در رابطه با ایران رخ داده، تا چه اندازه تغییر کرده است؟
وقتی اظهارنظرهای مقامات سعودی، اماراتی، کویتی و برخی دولتهای دیگر را ملاحظه میکنم، میبینم که دو نکته در اظهارات و مطالب آنها برجسته است. نکته نخست این است که با رژیم امنیتی گذشته نمیتوانیم امنیت خودمان را تأمین کنیم. نکته دوم نیز این است که نمیتوانیم ایران را نادیده بگیریم. بنابراین، نه میتوانیم با رژیم امنیتی گذشته و با محوریت امریکا به امنیت دست پیدا کنیم و نه قادریم محوریت ایران در منطقه را نادیده بگیریم. این مسئله بیانگر آن است که سطحی از درک مشترک برای ایجاد یک نگاه جدید در منطقه شکل گرفته است؛ نگاهی که به دنبال ایجاد یک رژیم امنیتی منطقهمحور است که بتواند منافع همه کشورها را تأمین کند. اگر به همین توافق مطرحشده میان سه کشور منطقه نیز نگاه کنیم، گرچه ما نسبت به این توافق، در واقع، حسنظن نداریم، اما در عین حال متوجه هستیم که این توافق، نوعی تدارک منطقهای ناشی از نگرانیهای مشترکی است که این کشورها دارند. این مسئله نشان میدهد که ضرورت کنار گذاشتن رژیم امنیتی سابق و ایجاد یک رژیم امنیتی جدید، در میان همه کشورها و مقامات منطقه احساس میشود.