جوان آنلاین: تغییر مدیریت صندوق توسعه ملی فرصتی برای بازنگری در مسیری است که این نهاد طی سالیان گذشته پیموده است. به طوری که در سال ۱۳۸۹با هدف تبدیل بخشی از درآمدهای نفت و گاز به ثروت ماندگار ایجاد شد. قرار بود نسبتی میان درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی و هزینههای جاری دولت ایجاد کند و بخشی از درآمدهای امروز را برای سرمایهگذاری و افزایش توان اقتصادی کشور در سالهای آینده نگه دارد. همین مأموریت، جایگاه صندوق را از یک نهاد مالی معمولی بالاتر میبرد. طبعاً تغییر مدیریتی در آن فرصتی برای ارزیابی عملکرد و اصلاح مسیر تبدیل بوده است. بدیهی است پرداخت منابع صندوق به خودی خود دستاورد محسوب نمیشود. یعنی اگر منابع صندوق به یک پروژه اختصاص پیدا کند، اما پروژه بازده مورد انتظار را ایجاد نکند یا اصل سرمایه با تأخیر طولانی به صندوق بازگردد، صرف اعلام رقم تسهیلات پرداخت شده چیزی درباره موفقیت آن سرمایهگذاری نمیگوید. بنابراین ارزیابی واقعی نیازمند اطلاعاتی درباره نرخ بازده، میزان بازپرداخت، وضعیت پروژههای تأمین مالی شده و حجم مطالبات معوق است.
شاهد بودیم طی چند سال گذشته، حضور رسانهای مسئولان صندوق گاهی از حد اطلاعرسانی حرفهای فراتر رفت و به دفاع از عملکرد مدیریتی نزدیک شد. طبعاً انتشار گسترده اخبار مربوط به جلسات، برنامهها، تفاهمنامهها و اظهارات مدیران، آنهم در برخی رسانههای خاص، نمیتواند جای گزارش عملکرد را بگیرد. بدیهی است یک نهاد دارای منابع بین نسلی بیش از آنکه به خبرسازی نیاز داشته باشد، به گزارش دقیق نیاز دارد. بنابراین تغییر مدیریت صندوق توسعه ملی بدون تغییر در این رویکرد رسانهای، بخش مهمی از ظرفیت اصلاح را نادیده میگیرد؛ لذا روابط عمومی صندوق نباید اتاق دفاع از مدیران باشد. چراکه وظیفه آن انتقال دقیق اطلاعات، افزایش شفافیت و فراهم کردن امکان ارزیابی عملکرد است.
پوستاندازی صندوق بنابراین فقط به تغییر مدیر محدود نمیشود. ساختار رسانهای، نظام گزارشدهی و شیوه ارائه اطلاعات نیز باید تغییر کند. به طوری که انتشار منظم گزارشهای عملکرد با جزئیات مالی، اعلام وضعیت مطالبات، ارائه گزارش پروژههای سرمایهگذاری و مشخص کردن میزان بازده منابع، بسیار بیشتر از مجموعهای از مصاحبهها و خبرهای تشریفاتی به اعتبار صندوق کمک میکند. حتی عملکرد ناموفق نیز اگر شفاف و دقیق گزارش شود، از پنهان ماندن واقعیت و انتقال هزینه آن به سالهای بعد بهتر است.
مدیریت جدید همچنین باید نسبت خود را با دولت دوباره تعریف کند. چراکه صندوق توسعه ملی قرار نیست حساب ذخیرهای برای جبران مشکلات مالی دولت باشد. بارها دیدیم هر بار که منابع صندوق برای پوشش نیازهای کوتاه مدت دولت مصرف میشود، بخشی از ظرفیت سرمایهگذاری بلندمدت کشور از بین میرود؛ لذا استفاده از منابع صندوق در موارد استثنایی ممکن است با مجوزهای قانونی انجام شود، اما تبدیل این استثنا به یک رویه دائمی، صندوق را از فلسفه اصلی خود دور میکند.
مسیر آینده صندوق باید بر چند شاخص قابل اندازهگیری استوار باشد. به طوری که سهم منابع اختصاص یافته به سرمایهگذاری مولد، نرخ بازگشت سرمایه، میزان وصول مطالبات، سهم بخش خصوصی از تأمین مالی، ارزش داراییهای ایجاد شده و میزان افزایش ثروت صندوق از جمله شاخصهایی هستند که باید به صورت دورهای منتشر شوند. با چنین روشی، عملکرد هر دوره مدیریتی قابل مقایسه خواهد بود و ارزیابی صندوق از فضای کلیگویی فاصله خواهد گرفت.
از دیگر سو میدانیم منابع صندوق توسعه ملی متعلق به امروز و فرداست. نفتی که درآمد آن وارد صندوق شده، یک دارایی پایانپذیر است. اگر این درآمد صرف ایجاد دارایی و ظرفیت اقتصادی نشود، چیزی برای نسلهای بعد باقی نمیماند. بنابراین مدیر صندوق باید خود را در برابر یک ترازنامه تاریخی و نه فقط در برابر گزارش عملکرد یک دوره اداری پاسخگو بداند.
در مجموع تغییر مدیر صندوق توسعه ملی میتواند نقطه آغاز این اصلاح باشد. شرط آن این است که صندوق از مدیریت خبر فاصله بگیرد و به سمت مدیریت دارایی، سرمایهگذاری و کارنامه حرکت کند. نخستین اقدام نیز باید انتشار یک گزارش جامع از وضعیت منابع، تعهدات، مطالبات، سرمایهگذاریها و بازده داراییها باشد. پس از آن، بازطراحی تیم رسانهای و تغییر ادبیات اطلاعرسانی باید دنبال شود. چراکه صندوق توسعه ملی بیش از هر چیز به شفافیت، انضباط مالی و پاسخگویی نیاز دارد. وقت آن رسیده است که پوستاندازی از همین جا آغاز شود.