کد خبر: 1375918
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۱
محمد بابایی 
1 امریکا پس از ناکامی در رسیدن به اهداف خود از مسیر نظامی، اکنون به جنگ اقتصادی تمام‌عیار روی آورده است؛ جنگی که هدف آن صرفاً محدود کردن منابع مالی ایران نیست

امریکا پس از ناکامی در رسیدن به اهداف خود از مسیر نظامی، اکنون به جنگ اقتصادی تمام‌عیار روی آورده است؛ جنگی که هدف آن صرفاً محدود کردن منابع مالی ایران نیست، بلکه تغییر معادله قدرت و واداشتن تهران به پذیرش شرایطی است که واشینگتن تعیین می‌کند. راهبرد امریکا در این مرحله را می‌توان در یک هدف خلاصه کرد: کاهش قدرت چانه‌زنی ایران، محدود کردن صادرات نفت، افزایش هزینه‌های اقتصادی و تلاش برای دور زدن ایران در تنگه هرمز، اجزای یک پازل واحدند که قرار است به‌تدریج مهم‌ترین اهرم‌های فشار و مقاومت تهران را خنثی کند. در این میان، تنگه هرمز برای ایران بخشی از معادله بازدارندگی و قدرت چانه‌زنی است. تا زمانی که تهران بتواند در شرایط بحرانی بر امنیت و جریان عبور انرژی از این مسیر اثر بگذارد، دست‌کم یک اهرم مهم برای تغییر محاسبات طرف مقابل در اختیار دارد. 
بنابراین، تلاش برای بی‌اثر کردن این اهرم را نباید یک موضوع صرفاً اقتصادی یا فنی تلقی کرد. اگر ایران به این جمع‌بندی برسد که حتی مهم‌ترین ابزار فشار متقابلش نیز در حال خنثی شدن است، طبیعی است که محاسبات راهبردی‌اش تغییر کند. نشانه‌های این تغییر را می‌توان در ادبیات مقام‌های ایرانی مشاهده کرد. تهران دیگر صرفاً از تحمل تحریم‌ها یا دشواری‌های اقتصادی سخن نمی‌گوید، بلکه بر یک تناقض مشخص انگشت می‌گذارد: نمی‌توان از ایران انتظار داشت صادرات نفت خود را از دست بدهد، در حالی که کشور‌های پیرامونی همچنان به صادرات نفت ادامه می‌دهند و در عین حال، در سازوکار فشار اقتصادی امریکا نیز همراهی می‌کنند. 
این ادبیات حامل یک پیام روشن است: ایران نمی‌خواهد فشار اقتصادی به یک بازی یک‌طرفه تبدیل شود. از این منظر، هرگونه همکاری کشور‌ها با سازوکار فشار اقتصادی امریکا، صرفاً یک تصمیم اقتصادی از نگاه تهران نخواهد بود، بلکه می‌تواند به‌عنوان بخشی از یک اقدام خصمانه و تغییر معادله امنیتی منطقه تلقی شود. به نظر می‌رسد تهاجمی‌تر شدن ادبیات و رویکرد ایران، میانجی‌های منطقه‌ای را نیز نسبت به شکنندگی وضعیت موجود حساس‌تر کرده است. سفر فرمانده ارتش پاکستان و رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک در منطقه را نمی‌توان صرفاً تلاش برای باز کردن یک مسیر مذاکراتی تازه دانست. بخشی از این تحرکات، به نظر می‌رسد با هدف جلوگیری از عبور بحران از نقطه‌ای است که بازگرداندن آن به مسیر دیپلماسی دشوار شود. 
اما مشکل اصلی اینجاست که کاخ سفید یا نمی‌خواهد یا نمی‌تواند حتی با بخشی از خواسته‌ها و شروط تهران کنار بیاید. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نیست که کدام طرف فشار بیشتری وارد می‌کند. پرسش مهم‌تر این است که کدام طرف زودتر به این نتیجه می‌رسد که ادامه بازی موجود، پرهزینه‌تر از تغییر قواعد بازی است. در این میان، تنگه هرمز می‌تواند به نقطه اتصال جنگ اقتصادی و بازدارندگی نظامی تبدیل شود؛ نقطه‌ای که اگر دیپلماسی نتواند آن را مدیریت کند، ممکن است بحران را از میدان اقتصاد به میدان امنیت بکشاند؛ و شاید مهم‌ترین خطای محاسباتی امریکایی‌ها همین باشد: تصور اینکه می‌توان اهرم‌های قدرت ایران را یکی‌یکی خنثی کرد و تهران صرفاً نظاره‌گر باشد.

برچسب ها: امریکا ، جنگ ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار