چرا چشم بادامیها «مثلث آهنین» خود را در دریای جنوبی چین کامل میکنند؟ جوان آنلاین: در نقشه اتاقهای جنگ جهان، نقاطی وجود دارند که فراتر از وسعت جغرافیاییشان، وزن استراتژیکشان تاریخ را جابهجا میکند. دریای جنوبی چین که شاهراه حیاتی یکسوم تجارت دریایی جهان است، مدتی است به کانون تنشهای «خاکستری» بدل شده، جایی که نه جنگی تمامعیار در جریان است و نه صلحی پایدار. در این میان، یک نام کوچک بیش از هر جای دیگری سیاستگذاران در واشینگتن، مانیل و پکن را به تکاپو واداشته است؛ آبسنگ اسکاربورو. برای ناظران عادی، اسکاربورو شاید تنها یک صخره مرجانی در میان پهنه وسیع آب باشد، اما برای استراتژیستهای چینی، این نقطه همان ضلع گمگشته یک «مثلث آهنین» است که تکمیل آن میتواند توازن قوا در اقیانوس آرام را برای دههها به نفع پکن تغییر دهد. این مثلث فرضی که رأسهایش را جزایر پاراسل در شمال غربی، جزایر اسپراتلی در جنوب و اسکاربورو در شمال شرقی تشکیل میدهند، تنها یک طرح هندسی ساده نیست، بلکه نقشه راهی برای ایجاد یک منطقه «ممنوعه» است. پکن در سالهای گذشته با نبوغی که آمیخته به صبر راهبردی و جسارت سیاسی است، پاراسل و اسپراتلی را با ساخت و سازههای عظیم نظامی، باندهای فرود پرنده و سایتهای راداری را به دژهای غیرقابل نفوذ تبدیل کرده است. با این حال، اسکاربورو تا همین اواخر، به عنوان یک نقطه تعلیق باقی مانده بود. یک منطقه «خاکستری» که چین برای جلوگیری از تحریک مستقیم ایالات متحده و متحدان منطقهایش، از نظامیسازی کامل آن پرهیز میکرد. درگیریهای اخیر با فیلیپین، نشاندهنده یک چرخش بزرگ در دکترین شی جینپینگ است؛ چرخشی که نشان میدهد پکن دیگر حاضر نیست برای حفظ «وضع موجود» یا اجتناب از خشم واشینگتن، تکمیل این پازل ژئوپلیتیک را به تعویق بیندازد.
قطعه گمشده در پازل هژمونی پکن
اهمیت اسکاربورو در موقعیت منحصر به فردش نهفته است. این آبسنگ در کمتر از ۲۵۰ کیلومتری ساحل فیلیپین و در مجاورت جزیره لوزون واقع شده، همانجایی که پایگاههای کلیدی امریکا براساس توافقنامه همکاری دفاعی تقویت شده (EDCA) قرار دارند. تکمیل این مثلث به پکن اجازه میدهد تا یک چتر نظارتی و عملیاتی یکپارچه بر سرتاسر دریای جنوبی چین بگستراند. تصور کنید که رادارهای مستقر در این مثلث، بتوانند تمامی پروازهای نظامی، حرکت کشتیهای تجاری و تحرکات زیردریایی را در این پهنه رصد کنند. در این صورت، دریای جنوبی چین، نه یک آبراهه بینالمللی برای عبور و مرور آزاد، بلکه به یک «دریاچه چینی» تبدیل میشود که ورود هر ناو هواپیمابر امریکایی به آن، نیازمند دریافت «مجوز نانوشته» از پکن خواهد بود. چینیها به خوبی میدانند که تسلط بر اسکاربورو، اهرم فشاری است که مانیل را از درون میفرساید. فیلیپین که در سالهای اخیر تلاش کرده تا با تکیه بر پیمانهای امنیتی با امریکا، جای پای خود را در منطقه محکم کند، اکنون در وضعیتی متناقض گیر افتاده است. هرگونه تلاش برای مقابله با پیشروی چین در اسکاربورو میتواند به درگیری مستقیمی منجر شود که طبق معاهده دفاع دوجانبه، پای امریکا را وسط میکشد و این دقیقاً همان دامی است که پکن با محاسبات دقیق خود پهن کرده است. پکن با استفاده از «گارد ساحلی» و «ناوگان دریایی شبه نظامی» به جای نیروی دریایی ارتش، در حال انجام یک بازی فرسایشی است که در آن، طرف مقابل یا باید عقبنشینی کند یا آغازگر درگیری باشد. این راهبرد «خاکستری»، در واقع راه میانبری برای تکمیل همان مثلث آهنین است، بدون آنکه نیازی به شلیک گلولهای باشد که بتواند بهانه آغاز جنگی بزرگ را به دست غرب بدهد.
این رویکرد نشان میدهد که سیاست خارجی چین در دوران شی جینپینگ، از مرحله «ظهور مسالمتآمیز» به مرحله «تثبیت مقتدرانه» عبور کرده است. در حالی که سالها پکن استدلال میکرد که جزایر مصنوعیاش تنها برای «امور غیرنظامی» و «ایمنی دریانوردی» است، اکنون مثلث آهنین به وضوح ماهیت تهاجمی و دفاعی خود را آشکار کرده است. اسکاربورو، اگر به پایگاه تبدیل شود، به معنای دسترسی پکن به نزدیکترین نقطه به فیلیپین است، جایی که میتواند توانمندیهای ضددسترسی خود را به گونهای ارتقا دهد که واشینگتن دیگر نتواند روی قدرت مانور ناوگانهای خود هنگام بحران، حساب ویژهای باز کند.
خداحافظی با خویشتنداری
چرایی این تغییر رفتار را باید در نگاه کلان پکن به نظم جهانی جستوجو کرد. تحلیلگران بر این باورند که شی جینپینگ به این نتیجه رسیده که دوران «تعلل برای دوری از تقابل» به پایان رسیده است. از نگاه پکن، ایالات متحده با درگیری در بحرانهای اوکراین و خاورمیانه و با توجه به دوقطبیهای سیاسی داخلی، توان تمرکز راهبردی بر دریای جنوبی چین را از دست داده است. بنابراین اکنون «پنجره فرصت» برای تکمیل مثلث آهنین باز شده است. چین احساس میکند که هر روزی که در اسکاربورو دست به اقدام قاطع نمیزند، عملاً در حال واگذاری میدان به ائتلاف جدیدی است که واشینگتن، مانیل، توکیو و کانبرا در حال شکل دادن به آن هستند. تکمیل مثلث آهنین، برای شی یک ضرورت وجودی است. در محاسبات استراتژیک حزب کمونیست، امنیت ملی چین نه در مرزهای خشکی، بلکه در «دیوار دریایی» تعریف میشود که باید از نفوذ قدرتهای فرامنطقهای جلوگیری کند. اگر پاراسل و اسپراتلی دیوارهای دفاعی چین باشند، اسکاربورو دروازهای است که پکن را قادر میسازد تا همزمان با تهدید منافع متحدان امریکا، کنترل جریان انرژی و کالایی که از این دریا عبور میکند را در دست بگیرد. برای کشورهای جنوب شرق آسیا که با احتیاط و ترس این تغییرات را تماشا میکنند، این «مثلث آهنین» پیام روشنی دارد. در قرن پیشرو، جایگاه کشورها در این منطقه، نه براساس حقوق بینالملل، بلکه براساس دوری یا نزدیکی به این مثلث تعیین میشود.
با این حال، این قمار برای پکن بدون ریسک نیست. تکمیل مثلث آهنین و تبدیل اسکاربورو به یک قلعه، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. این اقدام میتواند در منطقه دقیقاً همان «ائتلاف ضدمهار» را تقویت کند که پکن بیش از همه از آن هراس دارد. ائتلافی که نه تنها امریکا، بلکه بازیگرانی، چون ژاپن و هند را نیز به سمت نظامیگری بیشتر در این آبراههها سوق میدهد. پکن در حال تغییر ماهیت مناقشه از یک «اختلاف ارضی کوچک» به یک «رویارویی بزرگ هژمونیک» است. در نهایت، اسکاربورو دیگر یک جزیره مرجانی در یک درگیری محلی نیست. این نقطه، «سنگبنای» نظم جدیدی است که چین برای آسیا طراحی کرده است. اگر مثلث آهنین بسته شود، پکن نه تنها تسلط فیزیکی بر دریای جنوبی چین را به دست میآورد، بلکه سیگنالی قدرتمند به کل جهان مخابره میکند که دوران برتری دریایی غرب در «اقیانوس آرام» به تاریخ پیوسته است. شی جینپینگ در حال بازترسیم نقشه ژئوپلیتیک جهان است. نقشهای که در آن خطوط قرمز، نه با دیپلماسی، بلکه با بتنریزی و استقرار رادارهای نظامی ترسیم میشوند. حال، آیا واشینگتن و مانیل میتوانند پیش از آنکه این مثلث کاملاً بسته شود، مانعی جدی بر سر راه پکن ایجاد کنند؟ پاسخ به این پرسش، نه در میز مذاکرات، بلکه در ماههای آینده و در واکنشهای احتمالی به مانورهای چین در این آبهای بحرانی نهفته است. بازی که در آن هر حرکت میتواند به یک بحران جهانی غیرقابلبازگشت بدل شود.