
از ماهها پیش از آغاز جنگ، دونالد ترامپ با سناریویی از پیش طراحیشده، جنگ روانی گستردهای را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. او با بهکارگیری ادبیاتی تحقیرآمیز، دور از شأن دیپلماسی و اخلاق انسانی، میکوشید شخصیت و جایگاه رهبر ایران را در افکار عمومی داخلی و جهانی مخدوش سازد. هدف این عملیات روانی آن بود که با تخریب شخصیت، اراده، اقتدار، استقامت و اعتمادبهنفس رهبر ایران را متزلزل کند و پیوند عاطفی و معنوی او با مردم را تضعیف سازد.
اما آنچه در میدان واقعیت رخ داد، روایتی کاملاً متفاوت بود. ملت بزرگ ایران و رهبر شهیدشان، نه با هیاهوی رسانهای، بلکه با صبر، استقامت، عزت و ایستادگی به این نبرد شناختی پاسخ دادند. در میان آتش و خون، آنان تصویری از آرامش، ایمان و اقتدار به نمایش گذاشتند که بسیاری از معادلات ذهنی سیاستمداران و افکار عمومی جهان را دگرگون ساخت. جهان در برابر دو الگوی کاملاً متفاوت قرار گرفت؛ از یک سو سیاستمداری که زبان تهدید، تحقیر و زور را برگزیده بود و از سوی دیگر، رهبری که با وقار، استقامت و تکیه بر مردم، نماد عزت، استقلال و آزادیخواهی شد.
اوج این تقابل را میتوان در آخرین تصویر ثبتشده از این نبرد روایتها مشاهده کرد؛ تصویری که شاید ماندگارترین پاسخ ملت ایران به همه تلاشهای دشمن برای تحقیر آنان بود. بدرقه باشکوه پیکر رهبر شهید، تنها یک مراسم تشییع نبود؛ نمایش عظیم سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و نفوذ فرهنگی ملتی بود که رهبر خود را نه از سر اجبار، بلکه از سر عشق، ایمان و وفاداری بدرقه کرد.
این بدرقه تاریخی، از تهران تا قم، از نجف تا کربلا و سرانجام در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) در مشهد مقدس، به حماسهای کمنظیر در تاریخ معاصر تبدیل شد. میلیونها انسان، فارغ از قومیت، زبان و ملیت، در سوگ او شریک شدند. نخبگان، اندیشمندان، شخصیتهای سیاسی، مسئولان و نمایندگانی از بیش از یکصد کشور جهان در این آیین حضور یافتند و میلیونها انسان دیگر نیز در نقاط مختلف جهان با برگزاری مراسمهای نمادین، همدلی و احترام خود را ابراز کردند. اگرچه در برخی کشورها، محدودیتها و فشارهای سیاسی، بهویژه از سوی امریکا و همپیمانانش، مانع حضور رسمی بسیاری از علاقهمندان شد، اما این موانع نتوانست از گسترش موج همدلی و احترام جهانی نسبت به این رخداد جلوگیری کند.
آنچه در این صحنه تاریخی به نمایش درآمد، صرفاً یک بدرقه باشکوه نبود، بلکه تجلی بازآرایی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در مقیاسی جهانی بود. سرمایهای که نه بر ابزارهای نظامی و اقتصادی، بلکه بر ایمان مردم، هویت تمدنی، فرهنگ مقاومت، عدالتخواهی و پیوندهای عمیق انسانی استوار است. این سرمایه اجتماعی و فرهنگی، نشانه ورود ایران به مرحلهای تازه از تحولات تمدنی و سیاسی است؛ مرحلهای که میتواند در هندسه قدرت منطقهای و جهانی تأثیرگذار باشد.
اگر قدرت سخت، امنیت یک کشور را تضمین میکند، قدرت نرم است که دلها را فتح میکند و مشروعیت میآفریند. حماسه بدرقه رهبر شهید نشان داد که سرمایه فرهنگی و معنوی ایران همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت این سرزمین است؛ سرمایهای که میتواند در شکلگیری نظمهای نوظهور جهانی نقشی تعیینکننده ایفا کند و امید ملتها و عدالتخواهان جهان را به آیندهای مبتنی بر کرامت انسانی، استقلال و عدالت بیش از پیش زنده نگه دارد.