حمایت مالی از طرحهای نوآورانه، صنایع را به سمت کاهش مصرف و ارتقای بهرهوری انرژی هدایت میکند جوان آنلاین: تشدید ناترازی انرژی و افزایش فاصله میان ظرفیت تولید و الگوی مصرف، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت منابع انرژی را افزایش داده است، زیرا توسعه زیرساختهای جدید تولید، به سرمایهگذاریهای سنگین و زمان طولانی نیاز دارد و بدون ارتقای بهرهوری، هزینههای اقتصادی ناشی از عدم تعادل در عرضه و تقاضا ادامه خواهد یافت. در همین چارچوب، دولت بنا دارد با طراحی سازوکارهای جدید تأمین مالی، ظرفیت شرکتهای فناور و سرمایه صنایع را برای اجرای طرحهای کاهش مصرف انرژی به کارگیرد تا مدیریت ناترازی از مسیر توسعه فناوری، بهبود بهرهوری و اصلاح فرایندهای تولید دنبال شود.
تأمین مالی پروژههای فناورانه برای کاهش مصرف انرژی صنایع، بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی انرژی در دستور کار دولت قرار گرفته که بر استفاده از توان شرکتهای فناور، مشارکت مالی صنایع و هدایت منابع به سمت طرحهایی متمرکز است که کاهش واقعی مصرف انرژی را هدف قرار میدهند و تمرکز بر بهینهسازی تجهیزات، ارتقای فناوری خطوط تولید و اجرای راهکارهای کممصرف، ظرفیتهای موجود در بخش تولید را کارآمدتر میکند و فشار ناشی از افزایش تقاضای انرژی بر زیرساختهای تأمین را کاهش میدهد.
تسهیلات حمایتی و صنعتی در راه است
الگوی تأمین مالی پیشبینیشده برای این طرح، بر پایه تقسیم مسئولیت میان بخش دولتی و صنایع طراحی شده است، بهگونهای که بخشی از منابع مورد نیاز پروژهها از طریق تسهیلات حمایتی و بخش دیگر از محل آورده صنعت تأمین میشود و این ساختار، ضمن کاهش ریسک ورود بنگاهها به پروژههای بهینهسازی، انگیزه اقتصادی لازم را برای مشارکت فعال صنایع ایجاد میکند زیرا بازده این سرمایهگذاریها از محل کاهش هزینههای مصرف انرژی و افزایش بهرهوری فرایند تولید قابل دستیابی خواهد بود.
به زعم کارشناسان، اجرای چنین برنامهای، مسئله تأمین مالی را به یکی از محورهای اصلی اصلاح مصرف انرژی تبدیل میکند و بسیاری از واحدهای صنعتی، ظرفیت فنی لازم برای کاهش مصرف را در اختیار دارند؛ اما هزینه اولیه خرید تجهیزات جدید، اصلاح خطوط تولید یا استقرار سامانههای هوشمند مدیریت انرژی، مانعی برای اجرای این پروژهها محسوب میشود و ورود ابزارهای مالی هدفمند میتواند این مانع را کاهش دهد و امکان انتقال فناوریهای جدید به بخش تولید را افزایش دهد.
در این چارچوب، شرکتهای فناور نقش تأمینکننده صرف تجهیزات را بر عهده ندارند؛ بلکه به عنوان ارائهدهندگان راهکارهای تخصصی برای مسائل واقعی صنعت وارد فرایند میشوند و استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت مصرف، توسعه تجهیزات کممصرف، بهینهسازی فرایندهای صنعتی و طراحی سامانههای پایش انرژی، از جمله حوزههایی است که ظرفیت کاهش مصرف در صنایع بزرگ را دارد.
حرکت به سمت اصلاح ساختار مصرف
اهمیت این رویکرد در آن است که مدیریت ناترازی انرژی را از یک مسئله صرفاً تأمینمحور خارج و به سمت اصلاح ساختار مصرف هدایت میکند. البته افزایش ظرفیت تولید انرژی، به سرمایهگذاریهای سنگین و دورههای زمانی طولانی نیاز دارد؛ اما کاهش مصرف غیرضروری و افزایش بهرهوری میتواند بخشی از فشار موجود بر شبکه انرژی را کاهش دهد.
صنایع بزرگ انرژیبر مانند فولاد، پتروشیمی، صنایع معدنی و برخی واحدهای تولیدی گسترده، سهم قابل توجهی از مصرف انرژی را به خود اختصاص میدهند و اجرای طرحهای بهینهسازی در این بخشها، آثار مستقیم بر کاهش شدت مصرف انرژی خواهد داشت؛ چراکه کاهش مصرف گاز و برق در این واحدها، علاوه بر افزایش بهرهوری اقتصادی بنگاهها، امکان تخصیص بهتر منابع انرژی به سایر بخشهای اقتصادی و خانوارها را نیز فراهم میکند.
سرمایهگذاری در بهرهوری، جایگزین توسعه پرهزینه ظرفیت انرژی
از سوی دیگر، تجربه سیاستگذاری انرژی در بسیاری از کشورها، افزایش بهرهوری را به عنوان یکی از کمهزینهترین روشهای مدیریت تقاضا مطرح کرده است؛ لذا در این الگو، سرمایهگذاری در فناوریهای کاهش مصرف، بخشی از هزینههای ناشی از توسعه زیرساختهای جدید را کاهش میدهد و امکان استفاده مؤثرتر از منابع موجود را فراهم میکند.
در این میان، اجرای موفق پروژههای بهینهسازی به ایجاد نظام ارزیابی دقیق وابسته است و هر طرح باید بر اساس میزان صرفهجویی واقعی، کاهش هزینههای تولید و آثار اقتصادی قابل اندازهگیری بررسی شود تا منابع مالی به پروژههایی اختصاص پیدا کند که بیشترین بازده را ایجاد میکنند. پس چنین رویکردی، از هدررفت منابع جلوگیری میکند و اعتماد صنایع برای ورود به طرحهای مشابه را افزایش میدهد.
البته توسعه فناوریهای کممصرف، وقتی اثر اقتصادی بیشتری خواهد داشت که میان نیاز صنعت و توان شرکتهای فناور ارتباط مستقیمی ایجاد شود و بسیاری از مسائل انرژی در واحدهای تولیدی، نیازمند راهکارهای اختصاصی است و استفاده از فناوریهای متناسب با شرایط هر صنعت، بازده بیشتری نسبت به راهکارهای عمومی ایجاد میکند.
همچنین تأمین مالی پروژههای نوآورانه، امکان حضور گستردهتر شرکتهای فناور در حل مسائل صنعتی را فراهم میکند و بازار جدیدی برای محصولات و خدمات دانشبنیان شکل میدهد که این روند، علاوه بر کاهش مصرف انرژی، ظرفیت تولید فناوری داخلی را افزایش میدهد و وابستگی صنایع به تجهیزات کمبازده را کاهش میدهد.
در مجموع، مدیریت ناترازی انرژی به مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزه تولید، مصرف، فناوری و سرمایهگذاری نیاز دارد و استفاده از ظرفیت شرکتهای فناور و مشارکت صنایع در اجرای طرحهای بهینهسازی، میتواند بخش مهمی از این فرایند را پوشش دهد و زمینه افزایش بهرهوری در بخش تولید را فراهم کند.