کد خبر: 1366311
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
زخم‌های پنهان جنگ تحمیلی سوم بر زندگی روزمره شهروندان
آوار‌های جنگ در اذهان می‌ماند صدای انفجارها، مدت‌هاست خاموش شده، خیابان‌هایی که پیش‌تر در تیررس حملات دشمن بودند، دوباره به مسیر عادی خود بازگشته، اما بخشی از این جنگ، هنوز در ذهن برخی باقی مانده است
محیا حسینی

جوان آنلاین: صدای انفجارها، مدت‌هاست خاموش شده، خیابان‌هایی که پیش‌تر در تیررس حملات دشمن بودند، دوباره به مسیر عادی خود بازگشته، اما بخشی از این جنگ، هنوز در ذهن برخی باقی مانده است. در بی‌خوابی‌های شبانه، در اضطرابی که با شنیدن هر صدای بلند برمی‌گردد، به خصوص برای آنهایی که عزیز یا عزیزانشان را در این جنگ از دست داده‌اند. 
از صبح نهم اسفند ۱۴۰۴ که حملات گسترده آغاز شد، زندگی میلیون‌ها نفر در ایران دستخوش تغییر شد. جنگی که ده‌ها روز ادامه یافت، تنها زیرساخت‌ها و ساختمان‌ها را هدف قرار نداد، بلکه روان جامعه را نیز در معرض فشاری بی‌سابقه قرار داد. 
امروز که مدت زیادی از آن روز‌ها می‌گذرد، بسیاری از آثار جنگ نه در خیابان‌ها بلکه در رفتار و احساسات مردم دیده می‌شود. مردمی که شاید ظاهر زندگی‌شان به روال عادی بازگشته باشد، اما در درون هنوز در وضعیت هشدار زندگی می‌کنند. 
مادر جوانی که در تهران زندگی می‌کند، می‌گوید هنوز شب‌ها تلفن همراهش را کنار بالش می‌گذارد تا اگر خبری شد، از آن عقب نماند. او می‌گوید: «قبلاً شب‌ها گوشی را خاموش می‌کردم. حالا هر صدایی بیاید بیدار می‌شوم. انگار ذهنم هنوز باور نکرده خطر تمام شده است.»
این تجربه منحصر به او نیست. در روز‌های پس از جنگ، بسیاری از شهروندان از اختلال خواب، نگرانی مداوم، کاهش تمرکز و حساسیت بیش از حد به اخبار صحبت می‌کنند. برخی دیگر از ترسی حرف می‌زنند که بدون دلیل مشخصی در طول روز همراهشان است، ترسی که نه به امروز، بلکه به احتمال تکرار فردا مربوط می‌شود. 
ذهن کودکان، اما آوار‌های جنگی دیگری دارد. برخی از پدران و مادران می‌گویند که پس از جنگ، فرزندشان نسبت به گذشته کم‌حرف‌تر شده است. برخی از آنها هنگام شنیدن صدای هواپیما یا حتی صدای بلند موتور خودرو‌ها مضطرب می‌شوند. کودکانی که شاید نتوانند مفهوم جنگ را توضیح دهند، اما آثار آن را با زبان رفتارشان بروز می‌دهند. 
روانشناسان سال‌هاست هشدار می‌دهند که آسیب‌های روانی ناشی از جنگ معمولاً دیرتر از خسارت‌های فیزیکی دیده می‌شوند. ساختمان و جاده را می‌توان بازسازی کرد، اما بازسازی احساس امنیت فرایندی طولانی‌تر و پیچیده‌تر است. به همین دلیل، بسیاری از کشور‌ها پس از پایان درگیری‌های نظامی، برنامه‌های گسترده حمایت روانی را در کنار بازسازی اقتصادی و عمرانی دنبال می‌کنند. 
بسیاری از روانشناسان و متخصصان سلامت روان در کشور نیز بر ضرورت توجه به این موضوع تأکید دارند، اینکه در کنار جبران خسارت‌های مادی جنگ، برای کاهش و درمان پیامد‌های روانی آن نیز برنامه‌ریزی شود. 
بی‌تردید جنگ تحمیلی سوم، تجربه‌ای جمعی بود که میلیون‌ها نفر آن را به شکل‌های مختلف زیست کردند. از خانواده‌ای که ناچار به ترک خانه شد تا کودکی که هفته‌ها با صدای انفجار از خواب پرید، از کارگری که شغلش را از دست داد تا آنها که هر روز نگران از دست دادن عزیزانشان بودند یا حتی عزیزی را از دست دادند. 
شاید سال‌ها بعد، جنگ تحمیلی سوم در کتاب‌های تاریخ با تعداد روزها، عملیات‌ها و خسارت‌هایش روایت شود، اما برای بسیاری از مردمی که آن را زندگی کردند، جنگ بیش از هر چیز با تجربه‌هایی شخصی به یاد خواهد ماند، با شب‌هایی که به صبح نمی‌رسید، با نگرانی‌هایی که هر خبر تازه‌ای آنها را زنده می‌کرد و با فقدان‌هایی که هیچ آماری قادر به توصیفشان نیست. 
حالا دیگر صدای انفجار‌ها به گوش نمی‌رسد، اما بدون شک مسئولیت کاستن از پیامد‌های جنگ همچنان ادامه دارد، مسئولیتی که تنها به بازسازی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها محدود نمی‌شود و سلامت روان جامعه را نیز دربر می‌گیرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار