اگر مردم به اهل فن مراجعه کنند، اگر نخبگان ما بتوانند حقایق را بهدرستی تبیین کنند، اگر منکرهای بزرگ را شناسایی و معرفی کنند، آنگاه است که امر به معروف، معنای واقعی خود را پیدا میکند جوان آنلاین: «ما باید بفهمیم که درگیر یک جنگ همهجانبه هستیم؛ جنگ ارزشها در برابر ضدارزشها. ما برای اصلاح جامعه نیازمند یک نهضت آموزش، تمرین و تربیت هستیم. اگر ما این نگاه کلان و تمدنی را نداشته باشیم، بدیهی است که با وجود تمام هزینهها، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.»
حجتالاسلام محمدجواد نظافت، استاد حوزه علمیه، در گفتوگو با «جوان» درباره تبیین دیدگاه کلان خود درباره فلسفه قیام اباعبدالله گفت: «ما در بازخوانی فریضه امر به معروف و نهی از منکر دچار یک خطای راهبردی و محاسباتی بزرگ شدهایم. اغلب ما این فریضه را به یک سطح نازل از توصیههای اخلاقی فردی تقلیل دادهایم و آن را در حد یک تذکر لفظی مقطعی پایین آوردهایم، اما اگر به متن نهجالبلاغه و سیره اهلبیت (ع) مراجعه کنیم، میبینیم که امیرالمؤمنین این فریضه را نه در عرض سایر خوبیها، بلکه به عنوان زیرشاخهای از جهاد تعریف میکند. جهاد به معنای بیتفاوت نبودن نسبت به جبهه باطل و کنشگری فعال برای تغییر موازنه قواست.»
او در ادامه به این تحلیل راهبردی تأکید کرد: «جهاد، یعنی اینکه تو نسبت به هجمه ارزشهای بیگانه به حریم ارزشهای خودت، بیتفاوت نباشی. امر به معروف، ستون فقرات مؤمنان را در برابر هجمهها محکم میکند و نهی از منکر، بنیانهای کافران را متزلزل میسازد. ما باید بفهمیم که درگیر یک جنگ همهجانبه هستیم؛ جنگ ارزشها در برابر ضدارزشها. امام حسین (ع) حامل تمام ارزشهای الهی و یزید، نماد تمامعیار ضدارزشهاست. اگر ما این نگاه کلان و تمدنی را نداشته باشیم و بخواهیم با برخوردهای سطحی و تشکیلات خرد با جبهه باطل مقابله کنیم، بدیهی است که با وجود تمام هزینهها، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.»
نگاه کلان و تمدنی
حجتالاسلام نظافت درباره نحوه مواجهه با فساد در جامعه، دیدگاهی ساختارگرا ارائه داد و گفت: «باید بپذیریم که معروفها و منکرها درجهبندی دارند. امام حسین (ع) برای هر منکری قیام نکرد، بلکه برای منکر کلیدی جان داد، یعنی آن منکری که ریشه و منشأ سایر منکرات است. ما در شناسایی دشمن و آسیب، دچار سطحینگری شدهایم. به عنوان نمونه، دزدی غالباً یک معلول است، نه علت اصلی. ما وقتی میخواهیم با دزدی مبارزه کنیم، باید به ریشههایی مثل سوءمدیریت، بیکاری ساختاری، فقر عمومی و فقدان عدالت نگاه کنیم.»
وی در تشریح این دیدگاه افزود: «این منکرات ریشهای، همان منکرات کلان هستند. وظیفه ما به عنوان جریان مدافع حق، مبارزه با این منکرات ریشهای است. اگر ما صرفاً با معلولها برخورد کنیم و از علتها غافل باشیم، صورتمسئله پاک میشود. مبارزه با استکبار جهانی، به عنوان مظهر طاغوت زمان، مصداق بارز امر به معروف در سطح کلان است. باید با قدرت طاغوتی که میخواهد ارزشهای ما را نابود کند مقابله کرد، چرا که این قدرت، ریشه بسیاری از منکرات خرد در جامعه است. تا زمانی که ما با نگاه علتمحور به مسائل نگاه نکنیم و مدام درگیر معلولها باشیم، خروجی کارمان ناامیدکننده خواهد بود.»
این استاد حوزه درباره چالش روششناختی امر به معروف گفت: «واژهشناسی ما در این فریضه دچار اشکال است. در لغت، معروف یعنی چیزی که شناخته شده باشد و منکر یعنی آنچه به عنوان زشتی شناخته شده باشد. وقتی در یک جامعه، خوبیها به عنوان ارزش شناخته نشدهاند، امر از موضع بالا نه تنها کار نمیکند، بلکه نتیجه عکس میدهد. ما با وضعیتی روبهرو هستیم که جامعه از نظر ذهنی دچار وارونگی شده، یعنی جای ارزشها و ضدارزشها عوض شده است. مردم گاهی با فهم ناقص و از سر نادانی، خود را مرجع تشخیص میدانند و براساس سلیقه قضاوت میکنند.»
او با تأکید بر لزوم هنجارسازی افزود: «در این شرایط، مرحله مقدماتی امر به معروف، نه امر کردن، بلکه ارشاد، تعلیم، تربیت و هنجارسازی است. ما باید قبل از آنکه کسی را امر کنیم، آن خوبی را برایش به عنوان یک ارزش محبوب تعریف کنیم. باید منکر را طوری زشت نشان دهیم که تنفر عمومی نسبت به آن شکل بگیرد. وقتی جامعه به فهم مشترک از خوبی و بدی رسید، آنگاه امر و نهی اثر واقعی پیدا میکند. دعوت مقدم بر امر است. باید از موضع اقتدار خشک بیرون آمد و وارد موضع تبیین شد؛ باید حقایق را به زبان مردم بازگو کرد تا آنها خودشان معروف را انتخاب کنند.»
نظافت در بخش دیگری از تحلیل خود با اشاره به واقعه کربلا گفت: «سیره سیدالشهدا بر مدار انسجام، ادب و محبت بود. رفتار امام با سپاه حر و حتی آب دادن به دشمن تشنه، یک درس راهبردی است که ما باید به دقت آن را واکاوی کنیم. ما باید محبت و ادب حسینی را به کسانی که به ظاهر خارج از خیمه امام حسین (ع) هستند، بچشانیم. بسیاری از کسانی که به ظاهر بیرون از اردوگاه هستند، دشمن نیستند؛ آنها کسانی هستند که بهدلیل فقدان آموزش و تربیت درست، به بیراهه رفتهاند.»
وی ادامه داد: «همانطور که حر با ادب امام و نماز امام نجات پیدا کرد، ما نیز باید از برخوردهای دافعهساز پرهیز کنیم. ما باید بدانیم که جامعه تشنه حقیقت است، اما باید این حقیقت را در قاب ادب و احترام عرضه کنیم. وظیفه ما تقویت انسجام اجتماعی و تابعیت از رهبری در برابر دشمن مشترک است. کنشگری ما نباید باعث دفع نیروهای مستعد شود، بلکه باید مانند کشتی نجات امام حسین (ع)، آغوش باز داشته باشد تا نیروها را جذب کند. اگر ما بتوانیم این ادب حسینی را در تعاملات اجتماعی خود پیاده کنیم، خواهیم دید که چطور کسانی که در لایههای خاکستری جامعه هستند، به سمت جبهه حق جذب میشوند.»
مرزبانان اندیشه
این استاد حوزه درباره نقش علما، نخبگان و مسئولان گفت: «علما و نخبگان، مرزبانان اندیشه مردم هستند. در نهجالبلاغه از آنها به عنوان اوتاد یا لنگرگاههای جامعه یاد شده است. وظیفه آنها فقط تکرار احکام شرعی نیست؛ آنها باید آسیبشناسی فکری کنند. باید بفهمند جامعه در چه وضعیتی است و شبهات ذهنی مردم چیست. ما نیازمند یک نهضت آموزش، تمرین و تربیت هستیم. همانطور که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه ریشه انحراف یاران معاویه را فقدان تعلیم دانسته است، ما نیز باید بدانیم که اگر میخواهیم جامعه را اصلاح کنیم، باید از مسیر تعلیم عمیق وارد شویم.»
نظافت در پایان تأکید کرد: «مسئولان و نخبگان باید بدانند که وظیفهشان بسیار سنگین است. اگر مردم به اهل فن مراجعه کنند، اگر نخبگان ما بتوانند حقایق را بهدرستی تبیین کنند، اگر منکرهای بزرگ را شناسایی و معرفی کنند، آنگاه است که امر به معروف، معنای واقعی خود را پیدا میکند. ما باید یاد رهبر شهید و فرماندهان شهید را گرامی بداریم، چراکه آنها در عمل ثابت کردند که برای دفاع از حق، باید منسجم، مؤدب و تابع رهبری بود. امیدوارم که عزاداریهای ما، شروعی برای این بازخوانی عمیق و مسئولانه باشد تا بتوانیم در مسیر عزت ایران، نصرت جبهه حق و عاقبتبهخیری جوانان عزیزمان، گامهای مؤثرتر و دقیقتری برداریم. این، تنها راه نجات جامعه از ورطههایی است که دشمن برایمان تدارک دیده است.»