کد خبر: 1365514
تاریخ انتشار: ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۰
جام جهانی چگونه فوتبال، سینما، سیاست و رسانه را در یک روایت جهانی به هم پیوند می‌دهد؟
جام جهانی بزرگ‌ترین فیلم بدون فیلمنامه جهان جام جهانی را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزار‌های تولید «قدرت نرم» دانست. کشور‌ها دیگر صرفاً با توان اقتصادی یا نظامی ارزیابی نمی‌شوند؛ تصویر فرهنگی آنها نیز اهمیت یافته است. همان‌گونه که سینما می‌تواند تصویری ماندگار از یک جامعه در ذهن جهانیان ایجاد کند، فوتبال نیز قادر است برداشت افکار عمومی از یک کشور را تغییر دهد
 ناصر سهرابی

 جوان آنلاین: جام جهانی فوتبال را معمولاً یک رویداد ورزشی می‌دانند، اما واقعیت این است که این مسابقات بسیار فراتر از ورزش عمل می‌کنند. جام جهانی عرصه تلاقی فرهنگ، سیاست، رسانه و اقتصاد است؛ رویدادی که در آن ملت‌ها خود را روایت می‌کنند، دولت‌ها به دنبال نمایش قدرت نرم هستند و میلیارد‌ها نفر در تجربه‌ای مشترک سهیم می‌شوند. از این منظر، فوتبال و سینما بیش از آنکه دو حوزه جداگانه باشند، دو شیوه متفاوت برای روایت جهانند؛ یکی بر پرده نقره‌ای و دیگری بر چمن سبز. 
 
هر چهار سال یک‌بار جهان شاهد پدیده‌ای است که در روزگار پراکندگی افکار عمومی و گسترش شکاف‌های سیاسی و فرهنگی، همچنان توانایی گردهم آوردن میلیارد‌ها انسان را دارد. جام جهانی فوتبال در عصر شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های متکثر، یکی از معدود رویداد‌هایی است که هنوز می‌تواند توجه جهانی را به یک نقطه واحد معطوف کند. در نگاه نخست، مقایسه فوتبال و سینما شاید عجیب به نظر برسد. یکی ورزش است و دیگری هنر، اما هر دو بر پایه عنصر مشترکی بنا شده‌اند؛ روایت. سینما با فیلمنامه، تصویر و شخصیت‌پردازی، داستان می‌سازد و فوتبال با رقابت، هیجان و پیش‌بینی‌ناپذیری. تفاوت در این است که در فوتبال، برخلاف سینما، پایان داستان از پیش نوشته نشده است. 
شاید به همین دلیل مسابقات بزرگ فوتبال اغلب واجد همان عناصر دراماتیکی هستند که نظریه‌پردازان سینما برای خلق یک اثر موفق برمی‌شمارند؛ قهرمان، ضدقهرمان، تعلیق، شکست، پیروزی و غافلگیری. در جام جهانی، یک بازیکن گمنام می‌تواند به قهرمان ملی تبدیل شود و یک مدعی بزرگ در چشم‌برهم‌زدنی از صحنه حذف شود. این همان ویژگی است که فوتبال را به «بزرگ‌ترین فیلم بدون فیلمنامه جهان» تبدیل می‌کند. 

 نزدیکی فوتبال، سینما و سیاست
رابطه فوتبال و سینما البته به ساختار روایت محدود نمی‌شود. هر دو صنعت بر پایه ستاره‌ها شکل گرفته‌اند. همان‌گونه که سینما بدون چهره‌های شناخته‌شده بخشی از جذابیت خود را از دست می‌دهد، فوتبال نیز به اسطوره‌ها نیاز دارد. ستاره‌ها در هر دو عرصه فقط تولیدکننده سرگرمی نیستند؛ آنها حامل رؤیاها، امید‌ها و گاه هویت جمعی جوامع هستند. اما اگر سینما و فوتبال در حوزه فرهنگ به یکدیگر نزدیک می‌شوند، در عرصه سیاست نیز اشتراک‌های قابل توجهی دارند. فوتبال هرگز صرفاً یک بازی نبوده است. از دهه‌های نخست قرن بیستم، دولت‌ها به ظرفیت‌های سیاسی این ورزش پی بردند. پیروزی‌های بزرگ فوتبالی به نماد غرور ملی تبدیل شدند و شکست‌ها گاه فراتر از یک نتیجه ورزشی معنا پیدا کردند. تاریخ جام جهانی مملو از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد سیاست و فوتبال تا چه اندازه در هم تنیده‌اند. از رقابت‌های نمادین دوران جنگ سرد تا مناقشات منطقه‌ای و بهره‌برداری دولت‌ها از موفقیت‌های ورزشی برای تقویت مشروعیت سیاسی، فوتبال بار‌ها به عرصه‌ای برای بازنمایی قدرت تبدیل شده است. در عصر جدید، این پیوند ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. گسترش رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی باعث شده فوتبال، سینما و سیاست بیش از هر زمان دیگری در فضای عمومی به هم نزدیک شوند. یک گل در جام جهانی، یک تصویر از سکو‌ها یا یک صحنه از مراسم افتتاحیه می‌تواند در چند ساعت به موضوع بحث میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تبدیل شود. 

 فوتبال و تولید ابزار قدرت نرم
در چنین شرایطی، جام جهانی را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزار‌های تولید «قدرت نرم» دانست. کشور‌ها دیگر صرفاً با توان اقتصادی یا نظامی ارزیابی نمی‌شوند؛ تصویر فرهنگی آنها نیز اهمیت یافته است. همان‌گونه که سینما می‌تواند تصویری ماندگار از یک جامعه در ذهن جهانیان ایجاد کند، فوتبال نیز قادر است برداشت افکار عمومی از یک کشور را تغییر دهد. به همین دلیل میزبانی جام جهانی یا موفقیت در آن، برای بسیاری از دولت‌ها صرفاً یک مسئله ورزشی نیست. با این همه، فوتبال فقط ابزار سیاست نیست و همان‌قدر که می‌تواند در خدمت رقابت‌های سیاسی قرار گیرد، قادر است بستری برای همبستگی اجتماعی نیز فراهم کند. شاید هیچ رویداد فرهنگی یا ورزشی دیگری به اندازه جام جهانی نتواند انسان‌هایی با زبان‌ها، مذاهب، قومیت‌ها و دیدگاه‌های متفاوت را حول یک تجربه مشترک گرد آورد. 
در این میان، حضور تیم ملی فوتبال ایران در این دوره از جام جهانی نیز تنها در چارچوب یک رقابت ورزشی قابل فهم نیست و در بستر تنش‌های سیاسی گسترده‌تر معنا پیدا می‌کند، به‌ویژه در شرایطی که روابط پرتنش میان ایران و ایالات متحده بار دیگر در سطح جهانی بازتاب یافته است. در چنین فضایی، هر حضور بین‌المللی از جمله در عرصه ورزش، ناخواسته بار نمادین و سیاسی پیدا می‌کند و تیم‌ها فقط نماینده توانایی فنی خود نیستند، بلکه به نوعی حامل تصویر‌های سیاسی و رسانه‌ای از کشورشان نیز می‌شوند. تیم ملی ایران در این وضعیت، همزمان با فشار رقابت‌های ورزشی، در معرض خوانش‌های بیرونی قرار می‌گیرد که فراتر از زمین بازی شکل می‌گیرند، خوانش‌هایی که می‌توانند هر نتیجه را به نشانه‌ای از قدرت، ضعف یا حتی پیام سیاسی تعبیر کنند. با این حال، همین موقعیت پیچیده می‌تواند وجه دیگری نیز داشته باشد؛ فوتبال در لحظاتی خاص توانایی تعلیق موقت سیاست را دارد و می‌تواند تجربه‌ای مشترک از رقابت انسانی را جایگزین روایت‌های تقابلی کند. به این معنا، حضور ایران در چنین صحنه‌ای، نه فقط یک رویداد ورزشی، بلکه بخشی از میدان گسترده‌تری است که در آن هویت ملی، رسانه جهانی و سیاست بین‌الملل در هم تنیده می‌شوند، میدانی که در آن حتی یک بازی ۹۰دقیقه‌ای می‌تواند معنایی فراتر از نتیجه روی تابلو پیدا کند. از این منظر، فوتبال و سینما هر دو بخشی از نیاز انسان معاصر به معنا و روایت را پاسخ می‌دهند. یکی واقعیت را بازآفرینی می‌کند و دیگری خود واقعیت را به روایتی جمعی تبدیل می‌کند. سینما جهان را بازنمایی می‌کند و فوتبال جهانی تازه می‌سازد؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت و افسانه بار‌ها جابه‌جا می‌شود. 
شاید به همین دلیل پرسش «سینما مهم‌تر است یا فوتبال؟» اساساً پرسش دقیقی نباشد. هر دو بخشی از سازوکار فرهنگی جهان معاصرند؛ دو زبان متفاوت برای روایت تجربه انسانی. با این تفاوت که اگر سینما بزرگ‌ترین کارخانه رؤیاسازی قرن بیستم بود، جام جهانی فوتبال همچنان یکی از بزرگ‌ترین صحنه‌های رؤیاسازی قرن بیست‌ویکم باقی مانده است. شاید راز ماندگاری جام جهانی دقیقاً در همین نقطه نهفته باشد؛ در توانایی آن برای خلق یک تجربه جمعی در جهانی که هر روز فردی‌تر و پراکنده‌تر می‌شود. در عصر شبکه‌های اجتماعی، الگوریتم‌ها و رسانه‌های شخصی‌شده، انسان‌ها بیش از هر زمان دیگری در اتاق‌های جداگانه اطلاعاتی زندگی می‌کنند و کمتر بر سر یک روایت مشترک به توافق می‌رسند. جام جهانی، اما هنوز از معدود لحظاتی است که می‌تواند میلیارد‌ها نفر را فارغ از زبان، مذهب، طبقه اجتماعی و گرایش سیاسی، پای یک داستان واحد بنشاند. اهمیت فوتبال در این معنا، نه صرفاً در گل‌ها، جام‌ها و رکوردها، بلکه در قدرت آن برای بازآفرینی نوعی همبستگی نمادین است، همان سرمایه اجتماعی گمشده‌ای که بسیاری از جوامع معاصر با کمبود آن روبه‌رو هستند. 
از این منظر، جام جهانی چیزی فراتر از یک مسابقه یا حتی یک صنعت سرگرمی است. این رویداد به آینه‌ای جهانی تبدیل شده که انسان معاصر در آن خود را تماشا می‌کند؛ با همه رقابت‌ها، اضطراب‌ها، امید‌ها و رؤیاهایش، درست مانند سینما، اما با یک تفاوت بنیادین؛ در جام جهانی تماشاگران تنها شاهد داستان نیستند، بلکه خود نیز بخشی از آن هستند و همزمان در نوشتن آن مشارکت می‌کنند.

برچسب ها: جام جهانی ، فوتبال ، ورزش
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار