کد خبر: 1365043
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰
بررسی مؤلفه‌های سبک زندگی عاشورایی در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد دستاران، کارشناس مذهبی:
عاشورا فراتر از تاریخ، الگویی جاودانه برای عزت‌مندانه زیستن است در فرهنگ عاشورا، معنویت از مسئولیت اجتماعی جدا نیست. دعا، اخلاق، خدمت به مردم، دفاع از حق و عدالت‌خواهی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند. معنویت عاشورایی انسان را نسبت به سرنوشت دیگران مسئول‌تر می‌سازد و بندگی خدا را با خدمت به مردم، حمایت از مظلوم و تلاش برای اصلاح جامعه پیوند می‌دهد
 محبوبه قربانی
جوان آنلاین: در ماه محرم‌الحرام، ماه حماسه و سوگ حسینی، بار دیگر دل‌ها به سوی کربلا و پیام جاودانه عاشورا روانه شده است. عاشورایی که نه فقط یک واقعه در تاریخ، بلکه مکتبی برای زیستن آگاهانه، عزتمندانه و مسئولانه است. در همین زمینه در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد دستاران، کارشناس معارف دینی و عاشورایی تلاش شده است تا از دل این نهضت تاریخی، مؤلفه‌های یک سبک زندگی امروزی استخراج شود. سبکی که بر بصیرت، عزت، مسئولیت‌پذیری، وفاداری و ایثار استوار است و می‌تواند پاسخگوی نیاز‌های انسان معاصر در عرصه فردی، خانوادگی و اجتماعی باشد. 
 
سال‌هاست شعار «عاشورا» طنین‌انداز است، اما بسیاری از مردم به‌ویژه نسل جوان، عاشورا را بیشتر شبیه به یک «واقعه تاریخی» در گذشته می‌بینند که اتفاق افتاده و تمام شده است. اگر بخواهیم این نگاه را تغییر دهیم و آن را به یک «سبک زندگی» عملی و روزمره تبدیل کنیم، مهم‌ترین مؤلفه‌های این سبک زندگی عاشورایی چیست؟
در پاسخ به این سؤال ابتدا باید گفت، سبک زندگی عاشورایی بر سه محور اصلی استوار است؛ بصیرت در شناخت حق، شجاعت در دفاع از حق و اخلاص در عمل به حق. سایر مؤلفه‌ها و شاخه‌های این سبک زندگی در حقیقت جلوه‌ها و نمود‌های همین سه اصل بنیادین هستند. در فرهنگ شیعه و بلکه در نگاه اکثر مسلمانان، عاشورا یک رخداد تاریخی صرف نیست، بلکه «الگوی زیستن» تلقی می‌شود؛ الگویی که می‌توان مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باور‌ها و رفتار‌های کاربردی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی را از آن استخراج کرد و در زندگی امروز به کار بست. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های سبک زندگی عاشورایی، حق‌محوری و حقیقت‌جویی است. از نگاه عاشورا، معیار تصمیم‌گیری انسان، منفعت شخصی، شهرت، مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر یا حتی همراهی اکثریت افراد نیست، بلکه «حق» است. امام حسین (ع) در نهضت عاشورا نشان داد که حاضر نیست برای حفظ موقعیت، آسایش، امنیت یا منافع خود با آنچه ناحق است، سازش کند. جمله معروف و تاریخی «مثلی لایبایع مثل یزید» تجلی همین نگاه حق‌محور است؛ نگاهی که حق را بر هر مصلحت دیگری مقدم می‌داند. نمونه بارز این رویکرد در دوران معاصر را می‌توان در سیره سیدنا القائد الشهید امام خامنه‌ای (قدس الله سره) مشاهده کرد که ترامپ را حتی شایسته مبادله پیام نیز نمی‌دانست. این نگاه، ریشه در همان اصل حق‌محوری دارد. اصلی که بر پایبندی به عدالت‌خواهی، ایستادگی بر ارزش‌ها و دفاع از حقیقت حتی در دشوارترین شرایط تأکید می‌کند و اجازه نمی‌دهد انسان برای کسب منفعت یا دفع تهدید، از اصول خود عقب‌نشینی کند. 
 
اشاره شما به سیره رهبری معظم انقلاب، نقطه عطفی در فهم عمق این حق‌طلبی است، اما فراتر از سیاست، در زندگی روزمره و روابط انسانی، پیام دیگری از عاشورا وجود دارد که به «عزت و کرامت انسانی» برمی‌گردد. امام حسین (ع) چگونه مرز میان «زندگی با ذلت» و «مرگ با عزت» را ترسیم کردند و این درس چه کاربردی در حفظ کرامت انسانی در جامعه امروز دارد؟
عزت و کرامت انسانی یکی دیگر از مهم‌ترین و مشهورترین پیام‌های عاشوراست. نهضت امام‌حسین (ع) به ما می‌آموزد که انسان نباید برای دستیابی به منافع کوتاه‌مدت، آسایش زودگذر یا حفظ موقعیت‌های دنیوی، کرامت و عزت خود یا دیگران را زیر پا بگذارد. در سبک زندگی عاشورایی، عزت انسانی ارزشی است که با هیچ منفعتی قابل معامله نیست. انسان عاشورایی شخصیتی عزتمند دارد، در برابر ظلم، تحقیر و بی‌عدالتی تسلیم نمی‌شود و حاضر نیست برای رسیدن به خواسته‌های خود، شأن و کرامت انسانی را نادیده بگیرد. این مؤلفه تنها به عرصه‌های سیاسی و اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه در روابط خانوادگی، محیط کار، تعاملات اجتماعی و حتی تصمیم‌های روزمره زندگی نیز کاربرد فراوان دارد. احترام متقابل در خانواده، حفظ حرمت دیگران، پرهیز از رفتار‌های تحقیرآمیز و دفاع از حقوق انسان‌ها، همگی از جلوه‌های عملی این اصل مهم به شمار می‌روند. 
امام‌حسین (ع) در اوج این عزتمداری فرمودند: «فَإِنِّی لا أَرَى الْمَوْتَ إِلا سَعَادَةً وَالْحَیاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلا بَرَمًا»؛ «به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمکاران را جز رنج و محنت نمی‌دانم» (تحف العقول، ص ۲۴۵) همچنین آن حضرت فرمودند: «مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیرٌ مِنْ حَیاةٍ فِی ذُلٍّ»؛ «مرگ با عزت برتر از زندگی با ذلت است» (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۲، ح ۴) این سخنان نشان می‌دهد که از منظر عاشورا، ارزش حقیقی زندگی در حفظ عزت و کرامت انسانی است و انسان مؤمن نباید برای حفظ زندگی ظاهری، تن به خواری، ظلم‌پذیری و از دست دادن شرافت انسانی بدهد. 
 
چگونه می‌توانیم با الهام از عاشورا از «بی‌تفاوتی» به «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» دست پیدا کنیم؟
همانطور که می‌دانیم، عزت فردی بدون توجه به جامعه معنا ندارد. یکی از چالش‌های جدی امروز ما، بی‌تفاوتی و انزواطلبی است، در حالی که عاشورا انسان را به بی‌تفاوت نبودن دعوت می‌کند. در مکتب عاشورا، انسان تنها مسئول خود و زندگی شخصی‌اش نیست، بلکه نسبت به سرنوشت جامعه نیز احساس تعهد و مسئولیت می‌کند. بر همین اساس، مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم و تلاش برای اصلاح امور اجتماعی از مهم‌ترین جلوه‌های این مسئولیت‌پذیری به شمار می‌رود. انسان مؤمن نمی‌تواند نسبت به مشکلات، آسیب‌ها و سرنوشت اطرافیان و جامعه خود بی‌اعتنا باشد. این نگاه ریشه در آموزه‌های دینی نیز دارد؛ چنانکه در حدیثی آمده است: «مَنْ أَصْبَحَ لا یهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیسَ بِمُسْلِمٍ»؛ آنکه صبح کند و دغدغه مسلمانان را نداشته باشد، مسلمان نیست. (کافی، ج۲، ص۱۶۳)
 
در فرهنگ عاشورا، «آزادی و آزادگی» چه تعریفی دارد؟ آیا این آزادگی فراتر از فشار‌های بیرونی، شامل آزادی درونی از اسارت‌های نفسانی نیز می‌شود؟
آزادی و آزادگی در فرهنگ عاشورا به این معناست که انسان اسیر هوا‌های نفسانی، ترس، طمع یا فشار‌های اجتماعی نشود. فرد آزادمنش کسی است که تصمیم‌های خود را آگاهانه و براساس ارزش‌های انسانی و الهی بگیرد، نه تحت تأثیر خواسته‌های نادرست یا فشار دیگران. امام‌حسین (ع) در روز عاشورا خطاب به سپاه دشمن فرمودند: «یا شیعةَ آلِ سُفیانَ! اِن لَم یکن لَکم دینٌ و کنتُم لا تَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فی دُنیاکم» (بحارالأنوار، ج۴۵، ص۵۱) یعنی اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی‌ترسید، دست‌کم در دنیای خود آزاده باشید. 
این سخن نشان می‌دهد، مردم کوفه چنان در ورطه بی‌دینی و دنیاطلبی گرفتار شده بودند که امام‌حسین (ع) دیگر از آنان انتظار رفتار دینمدارانه نداشتند، بلکه از آنها می‌خواستند به حداقل اقتضائات انسانی و فطری پایبند باشند. آن حداقل، آزادگی است، یعنی انسان حق را فدای منافع شخصی، ترس، طمع یا خواسته‌های دیگران نکند و در هر شرایطی کرامت و شرافت انسانی خود را حفظ کند. 
 
میان این حجم از فشار‌ها و تبلیغات گسترده دشمنان، چطور می‌توان هوشیار ماند؟ نقش «بصیرت» در سبک زندگی عاشورایی چگونه تعریف می‌شود و چرا امام حسین (ع) بر آگاهی و پرهیز از پیروی کورکورانه تأکید ویژه‌ای داشتند؟
سبک زندگی عاشورایی بر پایه بصیرت، آگاهی، شناخت درست، تفکر نقادانه و پرهیز از پیروی کورکورانه شکل می‌گیرد. عاشورا به ما می‌آموزد که انسان نباید بدون شناخت و بررسی، تحت تأثیر فضای عمومی، شایعات یا تبلیغات قرار گیرد، بلکه باید با آگاهی و تحلیل درست، مسیر حق را تشخیص دهد. بسیاری از کسانی که در برابر نهضت عاشورا قرار گرفتند، دچار غفلت، فریب تبلیغات دشمن یا تحلیل نادرست از شرایط شده بودند. آنها حقیقت را آنگونه که بود، نشناختند و به همین دلیل در جبهه باطل قرار گرفتند. از این رو، یکی از مهم‌ترین درس‌های عاشورا این است که انسان همواره قدرت تشخیص حق از باطل را در خود تقویت کند و تصمیم‌های خود را بر پایه آگاهی، بصیرت و شناخت صحیح از واقعیت‌ها بگیرد. 
 
وفاداری و تعهد از ارزش‌های نادری است که امروزه کمتر یافت می‌شود. یاران امام‌حسین (ع) الگو‌های بی‌نظیری از وفاداری بودند. چگونه می‌توانیم این وفاداری را در عهد و پیمان‌های زندگی روزمره، روابط خانوادگی و تعهدات حرفه‌ای بازتولید کنیم؟
وفاداری و تعهد نیز از برجسته‌ترین ویژگی‌های یاران امام حسین (ع) در واقعه عاشورا بود. آنان با وجود همه سختی‌ها، تهدید‌ها و خطرها، دست از حمایت امام خود برنداشتند و تا آخرین لحظه بر عهد و پیمان خویش استوار ماندند. امام‌حسین (ع) در شب تاسوعا درباره یاران خود فرمودند: «إِنّی لا أعلَمُ أصحاباً أوفی بِالعَهدِ وَلا خَیراً مِن أصحابی» (ینابیع المودّة، ج۳، ص۶۵) «من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود نمی‌شناسم.»
سبک زندگی عاشورایی این درس بزرگ را به ما می‌آموزد که انسان در روابط فردی و اجتماعی خود اهل وفاداری و مسئولیت‌پذیری باشد. امروز نیز وفاداری به معنای پایبندی به عهد و پیمان، انجام مسئولیت‌های خانوادگی، حفظ دوستی‌ها، عمل به تعهدات شغلی و ایستادگی بر سر ارزش‌ها و باور‌های درست است. نمونه‌های روشن این روحیه را در دوران معاصر نیز می‌توان مشاهده کرد. رزمندگان و امت اسلام، به‌ویژه مردم ایران در هشت سال دفاع‌مقدس و همچنین در حوادث و جنگ‌های سال‌های اخیر، با ایثار، استقامت و وفای به عهد، جلوه‌هایی از این فرهنگ را به نمایش گذاشتند، به گونه‌ای که حتی دشمنان نیز به پایبندی آنان به تعهدات و آرمان‌هایشان اذعان کرده‌اند. این همان روح وفاداری و تعهدی است که در مکتب عاشورا به زیباترین شکل تجلی یافت. 
 
شاید بتوان «ایثار» را قلب تپنده عاشورا دانست. ایثار در کربلا به اوج خود رسید، اما در زندگی مدرن و مادی ما ایثار چه معنایی دارد؟ آیا ایثار فقط به معنای فداکاری‌های بزرگ و نادر است یا جلوه‌های کوچک‌تری نیز در زندگی روزمره دارد؟
ایثار و ازخودگذشتگی از مهم‌ترین آموزه‌های عاشورا است. این مکتب به ما می‌آموزد که گاهی ارزش‌ها و آرمان‌های الهی از منافع و خواسته‌های شخصی مهم‌تر هستند. ایثار در زندگی روزمره می‌تواند در قالب کمک به دیگران، گذشت در روابط خانوادگی و اجتماعی، ترجیح دادن نیاز دیگران بر خواسته‌های خود و تلاش برای خیر عمومی جلوه پیدا کند. البته اوج ایثار، ایثار خون و جان در راه خداست. ایثارگر کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند یا برای رضای الهی از خواسته‌ها و تمنیات شخصی خود بگذرد. 
در طول حوادث عاشورا، صحنه‌های بی‌نظیری از ایثار و فداکاری به چشم می‌خورد. نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا (ع) بود که جان خویش را در راه حفظ دین خدا تقدیم کرد. یاران آن حضرت نیز هر یک با نهایت وفاداری و ایثار، جان خود را فدای امام خویش کردند. اظهارات ایثارگرانه اصحاب امام‌حسین (ع) در شب عاشورا مشهور است. طبق نقلی، گروهی از یاران آن حضرت عرض کردند: «والله لا نفارقک و لکن انفسنا لک الفداء، نقیک بنحورنا و جباهنا و ایدینا...» (وقعه الطف، ص۱۹۹) «به خدا سوگند از تو جدا نخواهیم شد؛ جان‌های ما فدای تو باد. با جان، چهره و دستان خود از تو دفاع خواهیم کرد.»
جلوه‌ای دیگر از این روحیه را می‌توان در رفتار حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) مشاهده کرد. ایشان ابتدا امان‌نامه‌ای را که از سوی دشمن برایش آورده بودند نپذیرفت و در شب عاشورا نیز بر وفاداری خود به امام تأکید کرد. روز عاشورا هنگامی که به آب فرات رسید و مشک را پر کرد، دست زیر آب برد تا بنوشد؛ اما وفاداری و ایثار او اجازه نداد در حالی که امام و اهل‌بیت (ع) تشنه هستند، خود آب بنوشد. از این رو تشنه‌کام از فرات بازگشت و سرانجام در راه انجام مأموریت خود به شهادت رسید. این رفتار، یکی از ماندگارترین جلوه‌های ایثار در تاریخ است؛ اینکه انسان در اوج نیاز، خواسته خود را کنار بگذارد و به فکر نیاز دیگران باشد. 
نمونه‌های این فرهنگ ایثار را در دوران معاصر نیز می‌توان مشاهده کرد. شهدای دفاع‌مقدس، شهدای مدافع حرم، شهدای امنیت و شهدای جنگ‌های تحمیلی اخیر و همه کسانی که در راه حفظ دین، دفاع از میهن و اعتلای کلمه الله از جان خود گذشته‌اند، در حقیقت از مکتب عاشورا الهام گرفته‌اند. آنان با گذشتن از آسایش، خانواده و حتی جان خویش، نشان دادند که فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی همچنان زنده است و می‌تواند الهام‌بخش سبک زندگی انسان امروز باشد. 
 
صبر و استقامت، دو بال پرواز عاشوراییان بود، اما گاهی صبر را با انفعال اشتباه می‌گیریم. تفاوت «صبر عاشورایی» با صبر منفعلانه چیست و چگونه می‌توانیم این استقامت آگاهانه را در برابر سختی‌های زندگی حفظ کنیم؟
صبر و استقامت مفهومی است که در گفتار، رفتار، جهاد و شهادت عاشوراییان به روشنی دیده می‌شود. سبک زندگی عاشورایی، صبر منفعلانه و تسلیم شدن در برابر مشکلات نیست، بلکه استقامت آگاهانه در مسیر حق و پایداری بر ارزش‌هاست. انسان عاشورایی در برابر سختی‌ها، شکست‌ها، فشار‌ها و تهدید‌ها از باور‌ها و ارزش‌های خود دست نمی‌کشد و راه درست را ادامه می‌دهد. 
امام حسین (ع) برای تقویت روحیه یاران خود، چشم‌اندازی روشن و امیدبخش از سرانجام صابران ترسیم می‌کرد. آن حضرت شهادت همراه با صبر و پایداری را پلی برای رسیدن به نعمت‌های الهی معرفی نمود و برای دلگرمی و انگیزه‌بخشی به یاران خود فرمود: «صَبْراً بَنِی الْکرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ یعْبُرُ بِکمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَی الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِیمِ الدَّائِمَةِ؛ صبر و مقاومت کنید‌ای بزرگ‌زادگان! زیرا مرگ چیزی جز پلی نیست که شما را از رنج‌ها و سختی‌ها عبور می‌دهد و به سوی بهشت گسترده و نعمت‌های همیشگی می‌رساند.»
این سخن نشان می‌دهد که صبر در نگاه عاشورایی، همراه با امید، هدفمندی و نگاه به آینده‌ای روشن است، نه تحملی از روی ناچاری و بی‌انگیزگی. امام‌حسین (ع) همچنین خانواده خود را نیز به صبر و بردباری دعوت می‌کرد و به آنان سفارش فرمود: «بنگرید! اگر من کشته شدم، به خاطر من گریبان چاک ندهید و صورت مخَراشید.» این سفارش بیانگر آن است که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز باید صبر، متانت و حفظ کرامت انسانی را سرلوحه رفتار خود قرار داد. 
امروز نیز این درس بزرگ عاشورا می‌تواند راهنمای زندگی ما باشد. در مشکلات اقتصادی، چالش‌های خانوادگی، فشار‌های اجتماعی و همه دشواری‌های زندگی، صبر و استقامت به معنای تسلیم نشدن، حفظ امید، ادامه مسیر درست و پایبندی به ارزش‌هاست. چنین صبری است که انسان را از بحران‌ها عبور می‌دهد و زمینه رشد، موفقیت و آرامش حقیقی را فراهم می‌سازد. 
 
اگر بخواهیم نقش «خانواده» و «معنویت» را در این سبک زندگی بررسی کنیم، می‌توان گفت که نهضت عاشورا یک پروژه تربیتی و فرهنگی نیز بود. چگونه می‌توانیم خانواده‌های خود را به کانون‌هایی برای پرورش نسل‌های آگاه و وفادار تبدیل کنیم؟
حضور زنان و کودکان در نهضت عاشورا نشان می‌دهد که این حرکت تنها یک قیام سیاسی نبود، بلکه یک جریان بزرگ تربیتی، فرهنگی و تمدن‌ساز نیز به شمار می‌رفت. در این میان، نقش حضرت زینب (س) در تبیین، روشنگری و انتقال پیام عاشورا بسیار برجسته است. اگر خطبه‌ها، روشنگری‌ها و مجاهدت‌های حضرت زینب (س) و دیگر بازماندگان کربلا نبود، پیام عاشورا به نسل‌های بعد منتقل نمی‌شد. در همین زمینه این بیت مشهور به زیبایی نقش حضرت‌زینب (س) را بیان می‌کند: «سرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود / کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود.»
عاشورا به ما می‌آموزد که خانواده تنها نهادی برای تولید نسل نیست، بلکه مهم‌ترین بستر تربیت انسان‌های مؤمن، آگاه، مسئولیت‌پذیر، مقاوم، وفادار و عدالت‌طلب است. در گفتمان اهل‌بیت (ع)، خانواده کانون انتقال ارزش‌ها و مفاهیم دینی و عاشورایی به نسل‌های آینده به شمار می‌رود. یاران باوفای امام‌حسین (ع) نیز در دامان همین خانواده‌های مؤمن و تربیت‌یافته پرورش یافته بودند. 
از دیگر ویژگی‌های سبک زندگی عاشورایی، پیوند میان معنویت و مسئولیت اجتماعی است. در فرهنگ عاشورا، عبادت از زندگی اجتماعی جدا نیست. دعا، اخلاق، خدمت به مردم، امر به معروف، دفاع از حق و تلاش برای تحقق عدالت، همگی اجزای یک منظومه واحد هستند. معنویت عاشورایی انسان را از جامعه و مسئولیت‌های اجتماعی دور نمی‌کند، بلکه او را نسبت به سرنوشت دیگران حساستر و مسئول‌تر می‌سازد. در این نگاه، بندگی خدا با خدمت به مردم، دفاع از مظلوم و تلاش برای اصلاح جامعه معنا پیدا می‌کند؛ و در آخر... 
اگر بخواهیم عاشورا را به یک سبک زندگی تبدیل کنیم، می‌توان همه آموزه‌های آن را در سه محور اصلی خلاصه کرد؛ نخست، رابطه درست با حقیقت که در حق‌طلبی، بصیرت و شناخت صحیح حق از باطل جلوه می‌یابد. دوم، رابطه درست با خود که بر عزت‌نفس، آزادگی، خودسازی و معنویت استوار است؛ و سوم، رابطه درست با دیگران که در عدالت‌خواهی، مسئولیت‌پذیری، وفاداری، ایثار و خدمت به مردم معنا پیدا می‌کند. 
با چنین نگاهی، عاشورا از یک رویداد تاریخی صرف فراتر می‌رود و به «مدرسه‌ای دائمی برای زیستن» تبدیل می‌شود. مدرسه‌ای که پیام آن محدود به زمان و مکان خاصی نیست و می‌تواند در هر عصر و جامعه‌ای، راهنمای زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار