جوان آنلاین: کتابخوانی و مطالعه در جامعهای که میتوان مدعی شد فرهنگ در آن جایگاه ویژهای دارد، همواره مسئلهای جدی و اساسی است. در اینباره به نظر میرسد برخی سیاستهای ریشهای اشتباه، تقاضا برای کتابخوانی در کشور را کنترل میکند و همین مسئله به طور عادی روی عرضه نشر نیز تأثیر مستقیم دارد. طبق آمار ارائه شده از سوی معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، انتشارات امیرکبیر با فروش ۱۶ هزار و ۵۷۴ نسخه کتاب، در میان ۱۰۰ ناشر حاضر در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، رتبه چهارم پرفروشترین ناشران کشور را به خود اختصاص داده است. استقبال مخاطبان از آثار انتشارات امیرکبیر در حوزههای ادبیات، تاریخ، علوم انسانی و کودک و نوجوان، این ناشر باسابقه را در جمع برترین ناشران نمایشگاه قرار داد. در بخش بزرگسال، مجموعه آثار زندهیاد نادر ابراهیمی از جمله «بار دیگر شهری که دوست میداشتم»، «با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ»، «انقلاب ما به ما چه داد؟»، «آتش بدون دود»، «چهل نامه کوتاه به همسرم» و «یک عاشقانه آرام» در شمار پرفروشترین آثار انتشارات امیرکبیر قرار گرفتند.
همچنین آثار شاخصی، چون «نگاهی به تاریخ جهان» (سه جلدی)، «کمدی الهی»، «صد سال تنهایی»، «خوشههای خشم»، «جین ایر»، «خال سیاه عربی»، «کاهن معبد جینجا»، «جنگ و صلح»، «نان و شراب» و «شازده کوچولو» نیز با استقبال گسترده مخاطبان همراه شدند و سهم مهمی در موفقیت امیرکبیر در این رویداد مهم فرهنگی داشتند.
در بخش کودک و نوجوان نیز مجموعههای «قصههای خوب برای بچههای خوب»، «سرداران ایرانزمین» و «روزی روزگاری ایران» در کنار آثاری همچون «شلهزرد»، «قصههای زیبای مولوی»، «سنگ کوچولو»، «غارنشینان»، «آرزوی زازا» و «خواهرم ستاره» از پرفروشترین آثار انتشارات امیرکبیر بودند. نکته قابل توجه در آمار فروش هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، استقبال چشمگیر مخاطبان نوجوان از آثار انتشارات امیرکبیر است. براساس آمار رسمی منتشر شده، مجموعههای «قصههای خوب برای بچههای خوب» و «سرداران ایرانزمین» در فهرست ۱۰۰ عنوان کتاب پرفروش نمایشگاه قرار گرفتند و در کنار مجموعه «روزی روزگاری ایران» به سه برند اصلی و پرمخاطب امیرکبیر در حوزه نوجوان تبدیل شدند. موفقیت این سه مجموعه تنها به نمایشگاه مجازی محدود نمیشود؛ آمارهای فروش نمایشگاه حضوری کتاب تهران در باغ کتاب نیز نشان میدهد «قصههای خوب برای بچههای خوب»، «سرداران ایرانزمین» و «روزی روزگاری ایران» از پرفروشترین آثار نوجوان انتشارات امیرکبیر بودهاند. استمرار این استقبال، نشاندهنده رویکرد ویژه و سرمایهگذاری هدفمند امیرکبیر در تولید آثار هویتمحور، تاریخی و ادبی برای نسل نوجوان است؛ مسیری که در سالهای اخیر به یکی از محورهای اصلی فعالیت این ناشر تبدیل شده است. با مجدالدین معلمی، مدیر انتشارات امیرکبیر که در هفتمین نمایشگاه مجازی کشور در لیست پرمخاطبترین انتشاراتیها قرار گرفت، گفتوگو کردیم.
فکر میکنید صنعت نشر و فرهنگ کتابخوانی بهطور کلی در حال حاضر در کشورمان در چه وضعیتی است و با چه چالشهایی روبهرو است؟
به نظر بزرگترین چالش حوزه نشر، تاریک بودن فضا و بیاطلاعی از جدول نقاط ضعف و قوت این عرصه است. نشر از یک تاریکی اطلاعاتی نهادینه شده رنج میبرد و کسی در این عرصه نیست که بتوان به او مراجعه کرد تا یک گزارش تحلیلی آماری و گزارش پیشرفت و پسرفت یا توفیق و شکست را از وضعیت نشر ارائه بدهد. بنابراین در این وضعیت تاریک که شما حتی نمیدانید پرفروش بازار دقیقاً کدام کتاب است، هر کسی بر گوشهای از مشکلات حوزه نشر انگشت میگذارد و صرفاً آن را برجسته میکند. گروهی میگویند بزرگترین چالش حوزه نشر کاغذ است. گروهی ادعا میکنند اصلیترین مسئله، نبود قانون مشخص است. برخی مدعی هستند مسئله ممیزی است و عدهای عدم توسعه مخاطب را مطرح و برخی از بینالمللی نشدن این عرصه یاد میکنند. میتوان حدود ۲۰ تا ۳۰ مورد از مشکلات و چالشهای حوزه نشر را ردیف کرد که همه درست است، اما تا همه اینها وزندهی نشوند و کلانمسئله این حوزه که شفاف نبودن اطلاعاتی است مشخص نشود، هیچوقت مسئله اصلی روشن نخواهد شد.
با این توصیفات به نظر میرسد ما هنوز درباره حوزه نشر کتاب و مطالعه در مقطع پیش از درک ریشه مشکلات قرار داریم و به طور عادی در این وضعیت اجماعی نیز روی مسائل وجود ندارد تا بتوان به آن رسیدگی کرد و برای رفع آن کوشید، چون وقتی شما اولویتها را جابهجا در نظر میگیرید، به طور قطع به نتایج دلخواه برای پیشرفت هم نائل نخواهید شد.
ما امروز با همان مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنیم که برای مثال ۲۰ سال پیش به عنوان مشکلات اصلی مطرح بودند و فکر میکنم برای مثال تا ۱۰ سال دیگر هم همین مشکلات پابرجا هستند، همین باعث میشود هیچوقت از پلهای به پله دیگر در رفع مشکلات و موانع گام برنداریم. بنابراین در این وضعیت معمولاً فعالان حوزه نشر ناظر بر آن ضربالمثلی که میگویند «سلمانیها سر هم را میتراشند» عمل میکنند. برخی عنوان میکنند که مردم ایران کتاب نمیخوانند و مسئله را گردن مردم میاندازند و آنها را مقصر معرفی میکنند، درحالیکه به نظر من مردم اصلاً جزو مسئله کلان حوزه نشر نیستند و هر جایی که کتاب خوب عرضه شده، آنها استقبال کردهاند و متناسب با استعداد و ظرفیت این عرصه آمدند و خرید کردند. شما نمایشگاه کتابی را در هیچ گوشهای از کشور نمیبینید که خلوت باشد و استقبال مردم از آن کم باشد. با این همه، اوضاع حوزه نشر در حال حاضر رو به صعود یا سقوط نیست، اما چالشهای همیشگی همچنان برقرار است و وضعیت باثباتی که به نظر میرسد وجود دارد، قدری متزلزل است. در بخش اقتصادی وقتی تورمهای زیاد مشاهده میشود، فعالان این حوزه ممکن است زمین بخورند. وقتی صعود آنچنانی را مشاهده نکنیم، ثبات میتواند شکننده باشد. در عین حال اگر ما بتوانیم مسائل حوزه نشر را لیست کنیم و برای هر کدام ضریبدهی انجام دهیم و گام به گام و یکبهیک آنها را حل کنیم، میشود امیدوار بود که وضعیت نشر بهتر از قبل میشود، والا بیشتر در حد دلخوشیها و شعارهای رسانهای و پارهای توفیقات موقت، اما ناپایدار باقی میماند.
به نظر میرسد روی سخن شما بیشتر با مدیران دولتی است که مسئول مدیریت کلان این مسئله هستند.
در واقع روی صحبت من با همه فعالان حوزه نشر است که باید دست به دست هم داد تا اول از همه بتوان مسائل اصلی را شفاف کنیم. طبیعی است که مهمترین، پررنگترین و مؤثرترین عنصر تأثیرگذار در حوزه فرهنگ خود دولت است. زمانی که ما چشم خودمان بر سیاستگذاریهای دولت در حوزه نشر است و منفعل عمل میکنیم و نقش خود را نمیبینیم، اتفاق مثبتی هم رقم نخواهد خورد. زمانی که وابستگی کاغذ به تصمیمات دولتی خیلی پررنگ است، طبیعی است که وزن دولت و وزارت فرهنگ در اینباره پررنگ باشد، اما مسئول این بخش فقط دولت نیست و من فکر میکنم خود فعالان حوزه نشر هم از یک همفهمی، همدلی و اشتراک درک و تعامل جدی برای رفع موانع برخوردار نیستند. عدم وجود اتحادیههای کارآمد، باثبات، مقتدر و پیشبرنده به ما آسیب زده و از آنطرف هم دولتی که خیلی مسئلهاش حوزه فرهنگ نیست، این وضعیت را تشدید کرده است.
فکر میکنید همین مجازی برگزار شدن نمایشگاه کتاب تهران چقدر به حوزه نشر و کتاب آسیب زد؟ به نظر میرسد وضعیت کشور آنقدر ثبات داشت که بشود به راحتی نمایشگاه را در فضایی واقعی و با حضور مردم برگزار کرد. نظر شما چیست؟
هر نمایشگاه کتابی یک فرصت عرضه برای فعالان حوزه نشر است. ما، چون شبکه توزیع درست و درمانی در بخش کتاب نداریم و بسیاری از شهرها و مراکز استان از رسیدن کتابهای درجه یک، بهروز و کتابهای خوب محرومند، طبیعی است که این نمایشگاه یک فرصت است، اما اینکه این فرصت مجازی همه دغدغهها و مشکلات عرضه و توزیع کتب را رفع کرد، حرف درستی نیست. نمایشگاه مجازی هیچوقت جای نمایشگاه حضوری را نمیگیرد. در نمایشگاه حضوری فرصت ارتباط با مخاطب ایجاد میشود. فرصت ارتباط با نویسندهها ایجاد میشود و آنها میتوانند استقبال مردم را ببینند و با مخاطب آثارشان چهره به چهره ارتباط داشته باشند و در عین حال خود مردم میتوانند کتاب را ببینند و ورق بزنند و کیفیت کتابها را مشاهده و مقایسه کنند و طبیعی است که در نمایشگاه مجازی فرصت و امکانی در اینباره فراهم نیست و مردم فقط با یک صفحه طرف هستند که فقط عنوان کتابهاست، آنهم در حجمی که سالانه حدود ۱۲۰ هزار عنوان کتاب در کشور منتشر میشود. شاید روزی بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب. در این فضا طبیعی است که تمایز کتاب خوب از کتاب متوسط و ضعیف قدری سخت میشود. نمایشگاه حضوری به طور قطع باید اولویت باشد و برای همین در نمایشگاه مجازی هم یک قاعدههایی گذاشتند که ما اصلاً دلیل آن را نفهمیدیم. چرا هشت روز؟ چرا بن حذف شد؟ چرا ۱۰ درصد عرضه شد؟ چرا تمدیدها یک روز، یک روز شد؟ چرا تبلیغات ضعیف بود؟ چرا حقی که برای خرید روی هر کد ملی اختصاص یافت را به طور مؤثر به اطلاع عموم نرساندند. اینها همه از ضعفهای اجرایی نمایشگاه مجازی کتاب حکایت داشت. با اینحال ما از برگزاری همین نمایشگاه مجازی هم استقبال کردیم و نتایج آن برای انتشارات امیرکبیر خوب بود. پس از انتشارات انقلاب اسلامی تقریباً رتبه دوم یا سوم را گرفتیم. قلمچی دوم شد که البته انتشارات عمومی محسوب نمیشود. برای ما بد نبود، اما اگر نمایشگاه حضوری برگزار میشد برای ما دلچسبی و تأثیرگذاری بیشتری داشت.
بنابراین شما اعتقادی به این ندارید که مردم ما کتابخوان نیستند، چون همواره رسانهها القائاتی در این زمینه انجام میدهند بدون اینکه پشتوانه علمی داشته باشد.
ابداً به این مسئله اعتقادی ندارم، اما معنایش هم این نیست که مردم خیلی کتابخوان هستند. در کشوری که انقلابی به این عظمت رقم خورده، انتظاری که از مردم انقلابی داریم قطعاً در حوزه مطالعه بیش از این است، اما اگر این را بخواهیم مبنای مقایسه قرار دهیم و بگوییم مردم در جاهای دیگر دنیا خیلی کتاب میخوانند و مردم ما در مقایسه با آنها کم مطالعه میکنند، این اصلاً حرف دقیقی نیست. اگر بگوییم سالیان پیش مردم بیشتر کتاب میخواندند و الان نمیخوانند یا کمتر میخوانند، باز این حرف درستی نیست. این را با عدد و ارقام و صدها دلیل و استدلال میتوان ثابت کرد که مسئله اصلی در امر مطالعه، مردم نیستند. مسئله نظام غلط توزیع است. نظام غلط قیمتگذاری است. نظام غلط فروشگاهی است و هزاران اشتباه دیگر که اثرش را روی فرهنگ عمومی میگذارد.
متحد نبودن و انسجام نداشتن تشکلهای حوزه نشر در مقابل تصمیمات غلط برخی مدیران دولتی، مسئله قابل انتقادی است. فکر میکنید علاج این موضوع از چه طریقی باید انجام شود؟
لیست مسائل و مشکلات حوزه نشر متعدد و متکثر است و مهمترین مسئلهای که در صدر این لیست قرار میگیرد، این است که بفهمیم مهمترین مشکلاتمان دقیقاً شامل چه چیزهایی است. ما در نظام توزیع کتاب مشکلات جدی داریم. اساساً مؤسسهای که بخواهد کتاب را در کشور تبلیغ کند نداریم. بیشترین سؤالی که از ما میشود این است که چه کتابی بخریم؟ چه کتابی برای سنین مختلف مناسب است؟ متأسفانه ما در کشور کتابفروشی به معنای واقعی نداریم و تقریباً نیمی از کتابفروشیهای کشور در پنج یا شش مرکز استان کشور متمرکز است و باقی شهرستانها نیمی از کتابفروشیها را به خود اختصاص میدهند. بسیاری از شهرستانهای کشور اصلاً کتابفروشی ندارند و نظام قیمتگذاری غلط است. نظام مخاطبیابی غلط است. وقتی این حجم از اشتباهات وجود دارد و شما روی یک مورد دست بگذارید و بگویید کاغذ یا ممیزی یا نمایشگاه، این ذهنیت مخاطب و سیاستگذار را به انحراف میکشاند.
در واقع تقاضا وجود دارد، اما برای آن به نسبت امکانی فراهم نشده است.
معتقدم اصلاً به این مسائل فکر هم نشده است. الان من در مقام تولیدکننده کتاب از سیاستگذار کلان عرصه نشر و کتاب سؤال میکنم که پرمخاطبترین کتاب بازار چیست؟ تقریباً هیچ کسی در کشور این را نمیداند. این ندانستن سبب میشود سیاستگذاری تولیدی به شکلی غلط اتفاق بیفتد یا وقتی در نمایشگاه کتاب تهران انتشاراتیهای انقلابی پرمخاطبترین انتشاراتیها میشوند، برخی برایشان علامت سؤال ایجاد میشود و فکر میکنند این یک ادعای دروغ است! در حالی که عین واقعیت است. دلیل آن این است که شما هیچ کدامتان فهم دقیقی از کلانمسائل حوزه نشر ندارید و همین باعث میشود همیشه غافلگیر شوید. برای همین معتقدم وقتی قصد داریم به مسائل حوزه نشر بپردازیم، ابتدا بیاییم و ببینیم واقعاً چه مسائلی در اینباره ریشهای هستند. وقتی مسائل را به خوبی بفهمیم، دیگر گیر تکعنصر نمیافتیم.
درباره اینکه بیشترین مخاطبان کتاب در نمایشگاه مجازی را کتابهایی از انتشاراتیهای انقلابی به خود اختصاص دادند، فکر میکنید دارای چه پیامی است؟ ضمن اینکه ممکن است برخی بخواهند به این آمار خدشه وارد کنند. آیا میتوان گفت رویکرد جامعه به سمت آثاری است که مسئله انقلاب به معنای واقعی در آن پررنگ است؟
این نیاز به این دارد که تحلیل شود. جالب است که اصلاً کسی به این موضوع نمیپردازد و ظاهراً کسی نیاز نمیبیند ریشه این مسئله جدی را واکاوی کند. نمایشگاه مجازی هفتم تنها سالی بود که بن در آن نقش نداشت، بنابراین انحرافی نیز در آن رخ نداد. خرید امسال کاملاً خرید عمومی بود و مردم به طور کاملاً حقیقی خرید کردند، حالا کم یا زیاد. بنابراین این اشتیاق به کتابهای انقلابی در نمایشگاهی که اساساً به شکلی کاملاً عمومی برگزار شده و هیچ بن خریدی هم به هیچ قشری تعلق نگرفته، کاملاً قابل تحلیل است. ولی هیچکس این اعداد و ارقام را نمیبیند و همین ندیدنها جای سؤال دارد. معتقدم این استقبال از آثار انقلابی خیلیها را غافلگیر کرد. چرا غافلگیر شدند؟ چون عدم دسترسی به آمار و اطلاعات و تاریک بودن حوزه نشر خود اصلیترین مشکل حوزه نشر است. اگر از من بپرسند اولین و آخرین پیشنهادت برای حوزه نشر چیست، میگویم دوربینها و نورافکنها را در عرصه نشر روشن کنید تا همه بفهمند و ببینند مسائل حوزه نشر چیست.
یک زمانی ادعا میشد برای مثال کتابهای موفقیت پرفروشترین هستند. شاید همین ادعا هم بدون پشتوانه آماری علمی مطرح میشده است. موضوع دیگری که وجود دارد مسئله کتابدزدی است. انتشارات شما چقدر با این مسئله دست و پنجه نرم میکند؟
همواره عدهای کتابهای ما را به طور غیرقانونی منتشر میکنند و جایی وجود ندارد که بتوانیم شکایت کنیم و کسی نیست که از شکایت ما دفاع کند و این خیلی موضوع عجیبی است.