با درگذشت مرتضی نعمتالهی، جامعه هنری امروز نهتنها یک مجسمهساز و استاد برجسته، بلکه یکی از معلمان تأثیرگذار خود را از دست داده است. با درگذشت مرتضی نعمتالهی، جامعه هنری امروز نهتنها یک مجسمهساز و استاد برجسته، بلکه یکی از معلمان تأثیرگذار خود را از دست داده است.
مرتضی نعمتالهی، هنرمند پیشکسوت مجسمهساز و خالق نخستین اثر آبستره شهری در ایران، ۲۲ خردادماه در ۸۱ سالگی درگذشت. محسن رافعی، مجسمهساز و دبیر انجمن مجسمهسازان درباره مؤلفههای هنری نعمتالهی به ایسنا گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای ایشان، تجربه حضور و تحصیل در خارج از کشور، بهویژه در فرانسه و سپس بازگشت به ایران بود. این تجربه باعث شد با جریانهای هنر معاصر جهان آشنا شود و دستاوردهای آن دوره را در مسیر آموزش به فضای هنری ایران منتقل کند. فعالیتهای آموزشی نعمتالهی در دانشگاه هنر، دیگر مراکز آموزشی و حتی در آتلیه شخصی خود، تأثیر عمیقی بر نسلهای مختلف هنرمندان گذاشت. یکی از مهمترین وجوه شخصیت هنریاش، نقش او به عنوان یک معلم و تربیتکننده هنرمندان جوان بود.
او ادامه داد: اگر به حدود نیمقرن گذشته نگاه کنیم، در آن دوران هنرهای تجسمی و بهویژه مجسمهسازی ایران هنوز به گستردگی امروز نبود. البته در همان زمان نیز استادان بزرگی همچون ارژنگ و ابوالحسنخان صدیقی حضور داشتند، اما نعمتالهی در میان چهرههای تأثیرگذار آن نسل، از جمله افرادی بود که توجه ویژهای به آموزش و انتقال تجربه به جوانان داشت. شاید بتوان گفت میراث اصلی او تنها در آثارش خلاصه نمیشود، بلکه در شاگردان فراوانی است که طی سالها آموزش داد و بر مسیر حرفهای آنها اثر گذاشت.
رافعی همچنین درباره آثار هنری این هنرمند فقید توضیح داد: در کنار فعالیتهای آموزشی، بخشی از آثار آقای نعمتالهی نیز در حوزه مجسمهسازی مدرن و با رویکردی انتزاعی نسبت به بدن و فیگور قابل بررسی است؛ رویکردی که میتوان آن را از ویژگیهای شاخص کارنامه هنری ایشان دانست. آنچه در آثار ایشان اهمیت داشت، صرفاً فرم نبود، بلکه توجه به «روح فرم» بود. نعمتالهی تلاش میکرد ماده را تنها بهعنوان یک ابزار ساخت در نظر نگیرد، بلکه از ظرفیتهای ذاتی آن برای جانبخشی به اثر استفاده کند، به همین دلیل در بسیاری از آثارش از بافت طبیعی سنگ، ویژگیهای ذاتی متریال و کیفیتهای بصری خود ماده بهره میگرفت و لزوماً به دنبال صیقل دادن کامل سطوح نبود.
او بیان کرد: استفاده هوشمندانه از بافت، حجم و بهویژه فضای منفی از دیگر ویژگیهای قابل توجه آثار او بود. این عناصر در کنار یکدیگر باعث میشدند که مجسمهها تنها بهعنوان یک فرم فیزیکی دیده نشوند، بلکه نوعی حس درونی و کیفیت معنایی نیز در آنها جریان داشته باشد. در عین حال، حتی در آثار مدرن و انتزاعی او نیز میتوان پیوندی عمیق با روح و فرهنگ ایرانی مشاهده کرد. این ارتباط، نه بهصورت مستقیم و نمادین، بلکه در نگاه، نگرش و شیوه مواجهه او با فرم و ماده حضور دارد، گویی نوعی روح ایرانی در بطن آثارش جاری است و همین مسئله به آنها هویتی متمایز میبخشد.
این مجسمهساز همچنین به تأثیر نعمتالهی بر نسلهای بعد از خود به واسطه فعالیتش در عرصه آموزش گفت: تأثیری که ایشان در حوزه آموزش بر نسلهای بعدی گذاشت، کاملاً مشهود است. برای هنرمندانی که بهویژه در اصفهان زندگی و تحصیل کردهاند، این فرصت وجود داشت که با استادی همنشین باشند که از یکسو شناخت عمیقی از هنر معاصر داشت و از سوی دیگر درک درستی از هویت ایرانی و ریشههای فرهنگی این سرزمین را به شاگردانش منتقل میکرد. یکی از مهمترین ویژگیهای نعمتالهی همین توانایی در ایجاد پیوند میان این دو جهان بود که از یک طرف میراث چند هزار ساله فرهنگ و هنر ایران و از سوی دیگر اقتضائات و مؤلفههای هنر معاصر را دربر میگرفت. کمتر پیش میآید هنرمندی بتواند این دو حوزه را به شکلی متعادل در کنار هم قرار دهد.
او ادامه داد: آقای نعمتالهی به دانشجویان یاد میداد که برای ورود به عرصه هنر معاصر، لزوماً نیازی به فاصله گرفتن از ریشههای فرهنگی خود ندارند. برعکس میتوانند بر داشتههای تاریخی و فرهنگی خود تکیه کنند و با اتکا به آنها به زبان امروز هنر دست پیدا کنند.