راز ناپدید شدن مردی ایرانیـآلمانی که سالها در اروپا زندگی میکرد، پس از ماهها تحقیقات جنایی و برگزاری جلسه دادگاه، ابعاد هولناک یک جنایت خانوادگی را آشکار کرد؛ جنایتی که از اختلاف بر سر املاک پدری و شراکت مالی آغاز شد و با قتل، انتقال مخفیانه جسد و آتش زدن پیکر در ارتفاعات وردیج به پایان رسید. راز ناپدید شدن مردی ایرانیـآلمانی که سالها در اروپا زندگی میکرد، پس از ماهها تحقیقات جنایی و برگزاری جلسه دادگاه، ابعاد هولناک یک جنایت خانوادگی را آشکار کرد؛ جنایتی که از اختلاف بر سر املاک پدری و شراکت مالی آغاز شد و با قتل، انتقال مخفیانه جسد و آتش زدن پیکر در ارتفاعات وردیج به پایان رسید.
رسیدگی به پرونده قتل مرد ایرانی-آلمانی از خرداد سال گذشته و با مراجعه زن سالخوردهای به اداره پلیس آغاز شد. او با نگرانی به مأموران گفت پسرش «میلاد» که از آلمان به تهران آمده، چند روزی است ناپدید شده و هیچکس از سرنوشتش خبر ندارد. در نخستین گام، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی دریافتند میلاد سالها همراه برادرش «محمود» در آلمان زندگی میکرده و دو برادر در آن کشور رستورانی مشترک داشتهاند، اما پشت این همکاری، اختلافات سنگینی بر سر مسائل مالی و املاک خانوادگی وجود داشتهاست؛ اختلافاتی که به گفته نزدیکان خانواده، در ماههای آخر شدت گرفتهبود.
بررسیهای پلیس
تحقیقات نشان میداد میلاد برای پیگیری انتقال بخشی از املاک پدری به تهران آمده و همین موضوع باعث بروز تنش میان او و برادرش شدهاست. در این میان، نکتهای که توجه مأموران را جلب کرد، پنهان کردن حضور محمود در تهران از سوی مادر خانواده بود؛ موضوعی که شک پلیس را به وقوع یک جنایت خانوادگی بیشتر کرد. ردیابی تلفن همراه مقتول نشان داد آخرین سیگنال گوشی او از خانه مادرش در غرب تهران ارسال شدهاست. از سوی دیگر، تناقضگویی اعضای خانواده درباره رفتوآمدهای روز حادثه، فرضیه قتل را پررنگتر کرد.
سرنخ
کارآگاهان در ادامه با بازبینی دوربینهای مداربسته ساختمان، به سرنخ مهمی رسیدند. تصاویر نشان میداد محمود همراه دوستش «محسن» وارد ساختمان شدهاند و ساعتها بعد در حالی که چند بار وسایلی را میان خانه و خودرو جابهجا میکنند، محل را ترک کردهاند. بررسی صحنه نیز نشان میداد فرشهای خانه به تازگی شسته شده و برخی وسایل جابهجا شدهاند. همچنین یکی از کاناپههای پذیرایی ناپدید شدهبود؛ شواهدی که حکایت از تلاش برای پاک کردن آثار جرم داشت.
کشف جرم
با بازداشت محمود، محسن و مادر خانواده، حلقه معمای جنایت کامل شد. محمود در بازجوییهای اولیه مدعی شد برای دفاع از مادرش مرتکب قتل شده، اما در ادامه لب به اعتراف گشود و گفت: «اختلافات ما بر سر پول و املاک شدید شدهبود. روز حادثه بحث بالا گرفت. میلاد ساطور برداشت و من هم با چاقوی آشپزخانه به او ضربه زدم.» او سپس جزئیات تکاندهنده پنهان کردن جسد را شرح داد: «بعد از قتل، من و محسن جسد را داخل پتو پیچیدیم و در صندوق عقب ماشین گذاشتیم. چند ساعت در اطراف تهران چرخیدیم تا جایی خلوت پیدا کنیم. بعد به ارتفاعات وردیج رفتیم و با بنزین، چوب و بخشی از وسایل خانه جسد را آتش زدیم تا هیچ اثری باقی نماند.» به گفته متهم، پس از بازگشت به خانه از مادرش خواسته بود ناپدید شدن میلاد را به پلیس اطلاع دهد تا مسیر تحقیقات منحرف شود.
صدور کیفرخواست
پس از این اعترافات، مأموران به محل اعلامشده در وردیج رفتند، اما بهدلیل شدت سوختگی و شرایط محیطی، اثری از جسد بهدست نیامد. با این حال، شواهد فنی، تصاویر دوربینها، دادههای مخابراتی و اظهارات متهمان برای صدور کیفرخواست کافی تشخیص داده شد. در نهایت برای محمود به اتهام قتل عمد، برای محسن به اتهام معاونت در قتل و برای مادر خانواده به اتهام پنهان کردن ادله جرم کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
انکار جرم
در جلسه دادگاه، مادر خانواده در جایگاه قرار گرفت و هرگونه اطلاع از قتل را انکار کرد. او گفت: «فکر میکردم پسرم مثل گذشته بیخبر سفر کردهاست.»
قاضی، اما از او پرسید چرا سه روز پس از ناپدید شدن پسرش موضوع را به پلیس اطلاع دادهاست؛ پرسشی که زن سالخورده در پاسخ به آن گفت: «میلاد قبلاً هم سالها بیخبر سفر میرفت و تصور کردم این بار هم نزد همسر و فرزندش رفته است.» سپس محسن، دوست محمود، در جایگاه حاضر شد و با رد اتهام معاونت در قتل گفت: «فقط ماشینم را در اختیار محمود گذاشتم و نمیدانستم قصد انتقال جسد دارد.»، اما نماینده دادستان با اشاره به آنتندهی تلفنهای همراه و اعترافات اولیه متهمان تأکید کرد محسن در انتقال جسد و از بین بردن آثار جرم نقش مستقیم داشته است.
در ادامه، محمود نیز در دادگاه اعترافات قبلی خود را پس گرفت و مدعی شد تنها برای آزادی مادرش مسئولیت قتل را پذیرفتهاست. او گفت: «من و برادرم مشکل جدی نداشتیم و او در آلمان به من کمک میکرد.» با پایان دفاعیات متهمان، وکلای آنها و نماینده دادستان، قضات شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ختم رسیدگی را اعلام کردند تا درباره سرنوشت این پرونده جنجالی تصمیمگیری شود.