جوان آنلاین: با آغاز روزهای گرم سال، خوزستان بار دیگر در آستانه بازگشت بحران آشنای ریزگردها قرار گرفته است؛ بحرانی که از یک پدیده مقطعی فراتر رفته و حالا به بخشی از زندگی روزمره مردم این استان تبدیل شده است. هر سال با افزایش دما و خشکترشدن زمین، آسمان شهرهای خوزستان تیره میشود و گردوغبار، نفس کشیدن، کارکردن و حتی زندگی عادی را برای میلیونها نفر دشوار میکند. این وضعیت در کنار یک چالش زیستمحیطی، بحرانی اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی به همراه دارد که آثار آن در تمام ابعاد زندگی مردم دیده میشود. منشأ گردوغبار خوزستان را نمیتوان تنها در داخل مرزهای ایران جستوجو کرد. بخش مهمی از کانونهای تولید ریزگرد در خاک عراق قرار دارد؛ مناطقی که به دلیل جنگهای طولانی، کاهش منابع آبی، نابودی پوشش گیاهی و بیابانزایی گسترده، به منبع دائمی تولید گردوغبار تبدیل شدهاند. وزش بادهای فصلی، این ذرات را به سمت استانهای غربی و جنوبی ایران هدایت میکند و خوزستان نخستین قربانی این شرایط میشود. همین مسئله نشان میدهد که حل بحران ریزگردها بدون همکاری منطقهای و دیپلماسی فعال ممکن نیست. در کنار منشأ خارجی، بخشی از بحران نیز ریشه در داخل کشور دارد. خشکشدن تالابها، کاهش حقآبههای طبیعی و مدیریت نادرست منابع آب، زمینه گسترش کانونهای داخلی گردوغبار را فراهم کرده است. تالاب هورالعظیم که زمانی یکی از مهمترین سپرهای طبیعی مقابله با گردوغبار بود، در سالهای اخیر بارها با کمآبی و خشکی روبهرو شده است. هر بخش خشکشده از این تالاب میتواند به منبع تازهای برای تولید ریزگرد تبدیل شود. شرایط مشابهی در دیگر مناطق تالابی و زمینهای کشاورزی رهاشده نیز دیده میشود؛ جایی که خاک بیدفاع، با کوچکترین باد به هوا بلند میشود. پیامدهای گردوغبار تنها به کاهش کیفیت هوا محدود نیست. این پدیده زندگی روزمره مردم را مختل میکند، مدارس و ادارات را به تعطیلی میکشاند و هزینههای سنگینی بر اقتصاد محلی تحمیل میکند. کشاورزی خوزستان که یکی از مهمترین پایههای معیشت مردم استان است، از ریزگردها آسیب جدی میبیند. نشستن گردوخاک روی محصولات، کاهش حاصلخیزی خاک و اختلال در روند کشت و برداشت، بخشی از خسارتهایی است که کشاورزان هر سال تحمل میکنند. دامداری و فعالیتهای صنعتی نیز از این وضعیت بیتأثیر نیستند. در حوزه سلامت، آثار گردوغبار بسیار عمیقتر و نگرانکنندهتر است. افزایش بیماریهای تنفسی، تشدید مشکلات قلبی و آسیبپذیری بیشتر کودکان، سالمندان و بیماران، تنها بخشی از تبعات این بحران است. مردمی که سالها در معرض هوای آلوده قرار دارند، عملاً هزینه ضعف مدیریت زیستمحیطی و کمتوجهی به منابع طبیعی را با سلامت خود پرداخت میکنند. مدیریت بحران ریزگردها نیازمند نگاهی فراتر از اقدامات مقطعی است. از یک سو، ایران باید از ظرفیت دیپلماسی منطقهای برای همکاری با عراق و دیگر کشورهای همسایه استفاده کند تا برنامههای مشترک مقابله با بیابانزایی و احیای کانونهای گردوغبار اجرا شود. از سوی دیگر، در داخل کشور نیز احیای تالابها، تأمین حقآبههای طبیعی، جلوگیری از تخریب محیطزیست و تثبیت خاک باید به اولویت جدی تبدیل شود. خوزستان بیش از هر چیز به سیاستی پایدار و علمی نیاز دارد؛ سیاستی که به جای واکنشهای کوتاهمدت، ریشههای بحران را هدف قرار دهد.