کد خبر: 1357835
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۰
علی حسن حیدری

آنچه امروز بیش از هر چیز به جامعه آسیب می‌زند، صرف اختلاف‌نظر سیاسی نیست؛ بلکه عادی‌سازی بی‌اعتمادی، نفرت‌پراکنی و القای فروپاشی درونی ساختار تصمیم‌گیری کشور است. نقد اگر مبتنی بر انصاف، داده صحیح و خیرخواهی باشد، نه‌تنها تهدید نیست، بلکه لازمه پویایی هر نظام سیاسی است، اما زمانی که تحلیل‌های سیاسی بر پایه روایت‌های ناقص، گزاره‌های تحریف‌شده و القای نفوذ و خیانت در همه ارکان کشور بنا شود، نتیجه آن دیگر «تبیین» نیست، بلکه تخریب سرمایه اجتماعی و فرسایش اعتماد عمومی است. 
برخی چنان درباره شورای‌عالی امنیت ملی سخن می‌گویند که گویی مجموعه‌ای یکدست و فاقد تنوع فکری است که می‌تواند اراده خود را بر عالی‌ترین سطوح نظام تحمیل کند. این تصویر، نه با واقعیت ساختار حقوقی و امنیتی کشور سازگار است و نه با منطق حکمرانی در جمهوری اسلامی. ترکیب شورای‌عالی امنیت ملی، متشکل از فرماندهان عالی‌رتبه نظامی، مسئولان عالی قضایی، رؤسای قوا و نمایندگان منصوب رهبری است؛ افرادی که هرکدام دارای سوابق طولانی در عرصه‌های امنیتی، راهبردی و انقلابی‌اند. حتی اگر کسی بخواهد با ادبیات سیاسی مبتنی بر دسته‌بندی‌های جناحی قضاوت کند، باز هم تصویرسازی از شورا به‌عنوان نهادی «واداده» یا «تسلیم‌شده» فاقد انسجام منطقی است. 
از سوی دیگر، تصمیم‌سازی در مسائل کلان امنیتی و هسته‌ای، محصول یک جلسه کوتاه یا اراده فردی نیست. این تصمیم‌ها حاصل ماه‌ها بررسی کارشناسی، ارزیابی‌های امنیتی، نظامی، اقتصادی و بین‌المللی در کمیته‌ها و شورا‌های تخصصی است؛ فرآیندی چندلایه که در نهایت نیز بدون تأیید رهبری قابلیت اجرا ندارد. نادیده گرفتن این سازوکار پیچیده و تقلیل آن به روایت‌های هیجانی و دوگانه‌های «انقلابی ـ نفوذی»، بیش از آنکه تحلیل سیاسی باشد، نوعی ساده‌سازی خطرناک افکار عمومی است. 
از منظر اجتماعی و رسانه‌ای نیز باید پرسید حاصل این حجم از سیاه‌نمایی چیست؟ وقتی دائماً به مردم القا شود که مسئولان کشور یا ناتوانند یا نفوذی یا مرعوب، نتیجه‌ای جز گسترش بدبینی، بی‌اعتمادی و فرسایش انسجام ملی نخواهد داشت. جامعه‌ای که اعتمادش تخریب شود، در برابر هر بحران خارجی و هر عملیات روانی دشمن آسیب‌پذیرتر خواهد شد. تبیین واقعی، آن‌گونه که در ادبیات انقلاب اسلامی مطرح‌شده، به معنای روشنگری مسئولانه، امیدآفرینی، تقویت عقلانیت عمومی و حفظ انسجام ملی است؛ نه تبدیل هر اختلاف کارشناسی به پروژه‌ای برای تخریب همه ارکان کشور. 
سؤال اساسی اینجاست: تا چه زمانی قرار است برخی افراد، برای کسب هیجان سیاسی یا محبوبیت رسانه‌ای، موتور نفرت و سوءظن را روشن نگه دارند؟ تا چه زمان باید با تحلیل‌های ناروا، جامعه را نسبت به همه نهاد‌های داخلی بدبین کرد؟ کشوری که درگیر جنگ روایت‌ها و فشار‌های پیچیده خارجی است، بیش از هر زمان دیگری به نقد منصفانه، عقلانیت، مسئولیت‌پذیری و حفظ سرمایه اجتماعی نیاز دارد؛ نه به بازتولید دائمی خشم، تفرقه و بی‌اعتمادی. 
منتقدان اگر حقیقتاً دغدغه کشور، انقلاب و آینده جامعه را دارند، بهتر است چند اصل را سرلوحه نقد‌های خود قرار دهند: نخست آنکه میان «نقد عملکرد» و «تخریب مشروعیت» تفاوت قائل شوند؛ نقد سیاست‌ها حق طبیعی هر جریان سیاسی است، اما زیر سؤال بردن مداوم اصل سلامت و وفاداری همه نهادها، جامعه را به سمت بی‌ثباتی ذهنی سوق می‌دهد. دوم آنکه پیش از انتشار هر تحلیل یا ادعا، دقت و صحت اطلاعات را بر هیجان رسانه‌ای ترجیح دهند، زیرا هر خبر غلط یا تحلیل شتابزده می‌تواند به افزایش شکاف اجتماعی و تقویت عملیات روانی دشمن منجر شود. سوم آنکه به جای تولید خشم و یأس، راه‌حل، پیشنهاد و روایت‌های امیدبخش ارائه کنند، چراکه جامعه در شرایط پیچیده، بیش از هر چیز به آرامش، عقلانیت و افق روشن نیاز دارد؛ و در نهایت، اگر هدف «جهاد تبیین» است، باید دانست که تبیین واقعی با انصاف، صداقت، مسئولیت‌پذیری و حفظ وحدت ملی معنا پیدا می‌کند؛ نه با برچسب‌زنی، تخریب مستمر و بازتولید نفرت در افکار عمومی.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار