یک رسانه کانادایی در گزارشی با اشاره به دستکاری بازارهای انرژی و همچنین بازارهای آمریکا با توسل رئیس جمهوری این کشور به ترفند «قریبالوقوع بودن توافق صلح با ایران»، این راهبرد را «دارویی خطرناک» توصیف کرد و از وخیمشدن بحران اقتصاد جهانی در صورت تداوم بنبست فعلی خبر داد. به گزارش جوان به نقل از پایگاه خبری کانی مگ، روزنامه «گلوباندمیل» گزارش خود را اینگونه آغاز میکند: ایمان معاملهگران و سرمایهگذاران تحسینبرانگیز است؛ کسانی که با انتشار این خبر که ایران در حال بررسی پیشنهاد صلح آمریکاست، باعث صعود بازار سهام و سقوط قیمت نفت شدند؛ خبری که یک رسانه آمریکایی آن را منتشر کرد. یک طنزپرداز برای زیر سوال بردن گزارشهای ضدونقیض این رسانه، به طعنه درباره آن گفته که «هیچ توافقی بین آمریکا و ایران انجام نشده اما این رسانه تاکنون هفت مورد آن» را پیشبینی کرده است!
در جریان این جنگ دو ماهه که هنوز هم ادامه دارد، دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در مدیریت رسانههای آمریکایی ماهرانه عمل کرده تا بارها و بارها به بازارها اطمینان ببخشد که صلح قریبالوقوع است، و داستانها را غالبا در دل رسانههای همراه با خود، کاشته است. این ترفند از افزایش بیش از حد قیمت نفت جلوگیری کرده و باعث شده است تا بازارهای سهام همچنان مقاوم باقی بمانند.
اگر ما واقعا در آستانه صلح هستیم، این ترفند به عنوان یک راهبردی درخشان در یادها ماندگار خواهد شد؛ ترفندی که برای آمریکا زمان خرید و اقتصاد را تا یافتن یک راهحل رضایتبخش پایدار نگه داشت. اما اگر توافق صلح به زودی محقق نشود، ممکن است که این راهبرد در یادها تحت عنوان «دارویی خطرناک» ثبت شود که سرمایهگذاران را در حالی که خموده به سمت سقوط میروند، در خواب فرو برده است. چرا که صرف نظر از گزارشهای خبری، اقتصاد جهان اکنون وارد «منطقه هشدار» شده است؛ البته هنوز بحران تمامعیار نیست، اما ممکن است به زودی رخ دهد.
«روز صفر» نزدیک است
بهرغم تمام همه حرفها و صحبتهای امیدوارکننده، تنگه هرمز همچنان عملا بسته است. هیچکدام از تلاشهای مختلف ترامپ برای باز کردن این آبراهه حیاتی، از تهدید به نابودی یک تمدن، محاصره برای فشار اقتصادی بر ایران، تلاش ناکام برای ارائه نوعی عملیات اسکورت برای همراهی کشتیها گرفته تا حالا که خبر از توافق صلح قریبالوقوع مخابره میشود، بیمهگران را متقاعد نکرده که عبور از این کانال امن است. با توجه به هزینه گزاف بیمه و مخاطرات مرتبط، مالکان کشتیها از تردد در این تنگه خودداری میکنند و جریان نفت و سایر محصولات و کالاها از خلیج فارس تقریبا متوقف شده است.
شاید وقتی که در آن سوی جهان نشسته باشید، متوجه نشوید، اما در بسیاری از کشورهای آسیایی بحران انرژی در سطحی گسترده شکل گرفته؛ جایی که گاز جیرهبندی شده و تامین پلاستیک رو به اتمام است. در این کشورها، ذخایر بزرگ و عرضه داخلی تاکنون پیامد (انسداد تنگه هرمز) را به افزایش قیمت گاز محدود کرده که گرچه دردناک اما قابل مدیریت است.
با این حال، آن ذخایر احتیاطی رو به کاهش گذاشتهاند، به ویژه به این دلیل که شرکتهای آمریکایی برای پاسخ به کمبود جهانی، صادرات خود را افزایش دادهاند. برآوردها درباره اینکه ذخایر باقیمانده تا چه زمانی قادر به پر کردن شکاف ایجادشده هستند، متفاوت است؛ برخی میگویند ذخایر باقیمانده حدود چهار هفته دیگر تمام میشود و برخی دیگر «روز صفر» را پایان تابستان تخمین زدهاند. در صورت عبور از این مرز، افزایش دائمی قیمت نفت سرعت و شدت خواهد گرفت و قیمت هر بشکه به ۱۵۰ دلار یا بیشتر خواهد رسید.
تشدید خسارت ها با تداوم بن بست
گرچه واکنش در بازارهای انرژی و بورس آمریکای شمالی تاکنون نسبتاً معتدل بوده، نشانههای فشار رفتهرفته شروع به سربرآوردن کرده است. در حالی که بازارهای سهام رشد کردهاند، بازار اوراق قرضه نزولی شده و نرخ بهره بدهی دولت نسبت به پیش از جنگ (نزدیک به یکسوم درصد در آمریکا)، افزایش یافت است. قیمت بنزین همچنان بالا میرود و لطمه به تقاضا نیز آغاز شده است؛ شرکتهای هواپیمایی پروازها را کاهش میدهند و افزایش قیمت بنزین مردم را وادار کرده است که تا حد امکان کمتر رانندگی کنند.
در صورت تداوم بنبست و افزایش شدید قیمت نفت، خسارت به مراتب بیشتر خواهد شد. تورم بالاتر خواهد رفت و امکان تثبیت آن هم در نرخهای بالا وجود دارد. این امر نرخ بهره را بیش از پیش افزایش خواهد داد. نرخ بهره بالاتر احتمالا باعث قیمتگذاری مجدد سهام خواهد شد، که متعاقبا اگر شعف فعلی جای خود را به ناامیدی و ملال بدهد، میتواند به شدت از کنترل خارج شود.
اقتصاد جهان وقت کافی در اختیار ندارد
بنابراین، عمیقاً باید امیدوار باشیم که مذاکرات صلح میوه بدهد و به نتیجه برسد. هم برای خوشبینی و هم برای احتیاط دلایلی وجود دارد. خوشبینی از آن جهت که به نظر میرسد هم ایران و هم آمریکا واقعا به ترک مخاصمه و سازش تمایل دارند و عزم و اراده حول محور این تمایل خاص با شتاب در حال شکلگیری است. در دیدار اخیر وزیران خارجه چین و ایران در پکن، احتمالا چین از همتایان ایرانی خود خواسته است تا با هدف کاهش آسیب اقتصادی هم به اقتصاد این کشور و هم برای مدیریت روابط با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس، روند دستیابی به توافق را تسریع کنند.
احتیاط از این منظر که در شرایط فعلی، توافقی که در حال بررسی است، اساسا توافقی برای ادامه گفتگوهاست. بین دو طرف در مسائل کلیدی، به ویژه برنامه هستهای ایران، شکافهای قابلتوجهی باقی مانده است. احتمالا بهترین سناریوی ممکن، شامل هفتهها مذاکره پیش از بازگشت تردد در تنگه هرمز به روال قبل است؛ بدترین سناریو ممکن هم این است که شرایط فعلی بسیار طولانیتر شود.
اما، اقتصاد جهان وقت کافی در اختیار ندارد. در این مذاکرات هر کدام از طرفین باید برای رسیدن به توافق کوتاه بیاید و امتیاز بدهد. ترامپ احتمالا جز پذیرفتن توافقی که به نظر شبیه تسلیم است، چارهای ندارد. البته با توجه به آلرژی شدید او به برچسب «بازنده»، نمیتوان آن را گزینهای آسان تصور کرد.