Stephen Cimbala - استیون سی. سیمبالا، نشنال اینترست، ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ جنگ با ایران به یک لحظه تعیینکننده برای امنیت جهانی تبدیل شده است Stephen Cimbala - استیون سی. سیمبالا، نشنال اینترست، ۲۳ آوریل ۲۰۲۶ جنگ با ایران به یک لحظه تعیینکننده برای امنیت جهانی تبدیل شده است. در حالی که پیامدهای فوری بشردوستانه و ژئوپلیتیکی آن عمیق هستند، تأثیرات عمیقتر و بلندمدتتر این مناقشه احتمالاً بهشدت در حوزه کنترل تسلیحات هستهای و عدم اشاعه احساس خواهد شد. برای دههها، رژیم جهانی منع اشاعه - که توسط پیمان نامه منع گسترش سلاح هستهای (NPT)، آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و شبکهای از توافقات دوجانبه و چندجانبه پشتیبانی میشود - در تلاش برای محدود کردن گسترش سلاح هستهای و کاهش خطرات درگیری هستهای بوده است.
با این حال، جنگ نقاط ضعف ساختاری این رژیم را آشکار کرده، مفروضات دیرینه در مورد بازدارندگی و دیپلماسی را به چالش کشیده و فشار اشاعه را در یکی از حساسترین مناطق استراتژیک جهان تسریع کرده است.
برنامه هستهای ایران بیش از دو دهه در مرکز دیپلماسی بینالمللی قرار داشته است. برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که در سال ۲۰۱۵ امضا شد، یک دستاورد تاریخی بود و نشان داد که مذاکره مستمر میتواند از طریق راستیآزمایی و مشوقها، فعالیت هستهای را مهار کند. با این حال، از هم پاشیدن این توافق در سال ۲۰۱۸، اعتبار موافقتنامه دیپلماتیک را تضعیف کرد و به کشورهای سراسر جهان این پیام را داد که معاملات هستهای ممکن است در برابر تغییرات سیاسی آسیبپذیر باشند.
شروع جنگ این بدبینی را عمیقتر کرده است. کشورهایی که شاهد درگیری هستند ممکن است نتیجه بگیرند حتی زمانی که مطابق توافقات عمل میکنند، بازیگران خارجی هنوز ممکن است به زور نظامی قهری متوسل شوند. برعکس، کشورهایی که مذاکرات آینده را در نظر میگیرند ممکن است بترسند که امتیازاتی که امروز داده میشود، فردا بر اثر تحولات ژئوپلیتیکی بیمعنا شود. این فرسایش اعتماد، ابزار دیپلماتیکی را تضعیف میکند که از لحاظ تاریخی ستون فقرات تلاش منع اشاعه بودهاند. جنگ ممکن است احیا یا مذاکره مجدد توافقات با ایران یا سایر کشورها را دشوارتر کند.
سرمایه دیپلماتیک تحلیل رفته و ریسک سیاسی مرتبط با سازش افزایش یافته است. بدون مسیرهای قابل اعتماد برای مذاکره، کشورها ممکن است به طور فزایندهای به راهبردهای یکجانبه روی آورند - یا برنامه هستهای خود را تسریع کنند یا بیشتر بر بازدارندگی تکیه کنند.
خاورمیانه از دیرباز منطقهای با پتانسیل هستهای نهفته بوده است. چندین کشور دارای زیرساخت پیشرفته هستهای غیرنظامی هستند و بسیاری از آنها علاقه خود را برای توسعه قابلیت چرخه سوخت ابراز کردهاند. جنگ در ایران این پویایی را با افزایش احساس آسیبپذیری تشدید کرده است. کشورهایی مانند عربستان سعودی، ترکیه و مصر ممکن است این درگیری را دلیلی بر غیرقابل اعتماد بودن تضمین امنیتی منطقهای تعبیر کنند. در نتیجه، آنها ممکن است راهبردهای «پوشش هستهای» را دنبال کنند - توسعه برنامه غیرنظامی که جدول زمانی برای توسعه بالقوه تسلیحات را کوتاه میکند، بدون اینکه آشکارا ناقض NPT باشند.
این رفتار پوششی میتواند یک آبشار اشاعه ایجاد کند، جایی که اقدامات هر کشور باعث میشود سایرین نیز از آن پیروی کنند. اگر چندین کشور در منطقه شروع به پیگیری تأخیر هستهای یا قابلیت تسلیحاتی کنند، خاورمیانه میتواند به پرتنشترین عرصه هستهای جهان تبدیل شود. چنین تحولی NPT را تحت فشار قرار میدهد، پادمان IAEA را به چالش میکشد و احتمال محاسبات اشتباه یا تشدید تنش را افزایش میدهد.
جنگ ایران در میان تشدید رقابت بین ایالات متحده، چین و روسیه در حال وقوع است. این قدرتها منافع استراتژیک متمایزی در خاورمیانه دارند و به طور فزایندهای از دیپلماسی هستهای به عنوان ابزاری برای نفوذ استفاده میکنند. رقابت آنها تلاشها برای ایجاد اجماع در مورد مسائل منع اشاعه را پیچیده میکند. اختلافات قدرت بزرگ در حال حاضر اثربخشی نهادهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل را تضعیف کرده است.
هنگامی که قدرت بزرگ نمیتواند در مورد اقدامات اجرایی، تحریمها یا راهبردهای دیپلماتیک به توافق برسند، اعتبار رژیم عدم اشاعه آسیب میبیند. جنگ این اختلافات را تشدید کرده و واکنش هماهنگ را دشوارتر میکند. با تشدید رقابت قدرت بزرگ، هنجار دیرینه - مانند تابوی اشاعه هستهای - ممکن است تضعیف شود. دولتها ممکن است درک کنند که همترازی ژئوپلیتیکی بیش از پایبندی به قوانین اهمیت دارد و انگیزه پیروی از قوانین بینالمللی را کاهش میدهد.
جنگ شرایطی را ایجاد میکند که توانایی آژانس و سایر نهادها را برای نظارت بر فعالیت هستهای تضعیف میکند. بازرسان ممکن است دسترسی خود را به تأسیسات از دست بدهند، تصاویر ماهوارهای ممکن است در اثر درگیری مبهم شود و زنجیره تأمین مواد هستهای ممکن است ردیابی آنها دشوارتر شود. مناطق درگیری زمینه مناسبی برای شبکه غیرقانونی است که به دنبال کسب مواد هستهای هستند. فروپاشی قدرت دولتی خطر انحراف، سرقت یا فروش فناوریها یا مواد حساس در بازار سیاه را افزایش میدهد. رژیم تحریمی به شرایط سیاسی پایدار و همکاری بینالمللی متکی هستند. در طول جنگ، اجرا دشوارتر میشود و دولتها ممکن است اهداف نظامی را بر رعایت تعهدات بینالمللی ترجیح دهند.
درگیری بزرگ گاهی اوقات باعث پیشرفت در کنترل تسلیحات شده است. بحران موشکی کوبا به پیمان منع آزمایش هستهای انجامید؛ جنگ سرد پیمان کاهش تسلیحات استراتژیک را به وجود آورد. جنگ در ایران نیز به طور مشابه ممکن است باعث بازاندیشی در چارچوب موجود شود. این درگیری میتواند کشورها رابرانگیز د تا معماری جدید امنیتی منطقهای را کشف کنند، مانند ایجاد منطقه عاری از سلاح هستهای در خاورمیانه یا اقدامات شفافیت افزوده. اگرچه از نظر سیاسی دشوار است، اما چنین ابتکاراتی میتواند فشار اشاعه را کاهش دهد.
فناوری نوظهور - مانند سنجش از دور، نظارت مبتنی بر هوش مصنوعی و ردیابی مبتنی بر بلاک چین از مواد هستهای - میتوانند رژیم راستیآزمایی را تقویت کنند. جنگ ممکن است سرمایهگذاری در این ابزارها را تسریع کند، زیرا کشورها به دنبال مکانیسم نظارتی انعطافپذیرتر هستند.
دولت ترامپ یک خط قرمز در برابر هر گونه برنامه تسلیحات هستهای برای ایران ترسیم کرده است. به طور کلیتر، جنگ در ایران رژیم جهانی عدم اشاعه را به یک چهارراه رسانده است. یک مسیر به سمت پراکندگی منجر میشود: هنجار تضعیف شده، مسابقات تسلیحاتی منطقهای و کاهش اعتماد به دیپلماسی. مسیر دیگر، اگرچه دشوارتر است، امکان بازآفرینی را ارائه میدهد - توافقات جدید، ابزار راستیآزمایی مدرنشده و تعهدی دوباره به امنیت مشارکتی.
اینکه جامعه بینالمللی در نهایت از کدام مسیر پیروی کند، به تمایل کشورها برای یادگیری از مناقشه و تشخیص این موضوع بستگی دارد که ثبات هستهای را نمیتوان بدیهی فرض کرد. خطرات زیاد است و انتخابهایی که در سالهای آینده انجام میشود، آینده امنیت جهانی را برای دههها شکل خواهد داد.
استاد علوم سیاسی در دانشگاه ایالتی پن و نویسنده کتاب و مقالات متعدد در زمینه مطالعات امنیت بینالملل، سیاست دفاعی، سلاح هستهای و کنترل تسلیحات