اعضای خانوادهای که فرزندشان در جریان درگیری بر سر موضوعی پیشپا افتاده به قتل رسیده میگویند مقتول را به شرط تغییر محل زندگیاش میبخشند. جوان آنلاین: اعضای خانوادهای که فرزندشان در جریان درگیری بر سر موضوعی پیشپا افتاده به قتل رسیده میگویند مقتول را به شرط تغییر محل زندگیاش میبخشند.
بامداد جمعه، پنجم اسفند ماه سال ۱۴۰۱، مأموران کلانتری ۱۱۷ جوادیه تماسی تلفنی دریافت کردند که آنها را به یکی از خیابانهای نزدیک میدان راهآهن تهران کشاند. مردی از درگیری خونینی خبر داده بود که در آن یک جوان به شدت زخمی شدهاست.
تیمی از مأموران بلافاصله به محل اعزام شدند. آنها در گوشهای از پیادهرو با پیکر خونین مرد جوانی به نام سعید روبهرو شدند که آثار ضربات متعدد چاقو روی بدنش به وضوح دیده میشد. او در پرتگاه مرگ قرار داشت و خون زیادی از بدنش خارج شده بود.
انتقال به بیمارستان و تحقیق از دوستان
همزمان با انتقال پیکر خونین مرد جوان به بیمارستان، مأموران از دو دوست وی که حادثه را به پلیس خبر داده بودند، تحقیق کردند.
یکی از دوستان مرد زخمی در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «عصر من همراه دوستم و سعید برای تفریح به باغی در اطراف تهران رفتیم. ساعتی قبل به تهران بازگشتیم و برای خوردن شام به این محل آمدیم. پس از خوردن شام، وقتی میخواستیم سوار خودرویمان شویم، سعید صاحب یک مغازه جگرکی را دید که دو شب قبل آنجا جگر خورده بود.»
اختلاف بر سر برداشت اضافه از کارت بانکی
وی ادامه داد: «صاحب جگرکی که بهرام نام دارد، مبلغ بیشتری از کارت سعید برداشت کردهبود. سعید به بهرام گفت مبلغ اضافی را به حسابش برگرداند، اما او قبول نداشت که مبلغ بیشتری برداشت کردهاست. همین موضوع باعث مشاجره آنها شد. لحظاتی بعد، پسر جوانی به هواخواهی بهرام وارد درگیری شد. فهمیدیم که بهرام به دوستش رشید که بچهمحل سعید است، پیام داده و از او درخواست کمک کردهاست. درگیری بالا گرفت که رشید با چاقو ضربات متعددی به دوست ما زد و بعد هم فرار کرد.»
بازداشت صاحب جگرکی و اعتراف
با به دست آمدن این اطلاعات، مأموران ابتدا صاحب جگرکی را بازداشت کردند. او در بازجوییها به درگیری اعتراف کرد و گفت که قاتل، دوستش رشید است.
بدین ترتیب، رشید تحت تعقیب قرار گرفت و چند روز بعد، کارآگاهان موفق شدند او را شناسایی و دستگیر کنند. متهم به اداره پلیس منتقل شد.
اعتراف قاتل: قصد قتل نداشتم
رشید در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد. او در توضیح ماجرا به کارآگاهان گفت: «من و سعید از قبل با هم اختلاف داشتیم. چند باری با هم درگیر شده بودیم. نیمهشب حادثه، صاحب جگرکی که از دوستان من است، با من تماس گرفت و گفت سعید و دوستانش با او درگیر شدهاند. او گفت من به خاطر رفاقتی که با تو دارم، همیشه سعید برای من مزاحمت ایجاد میکند و از من خواست در درگیری به او کمک کنم. وقتی این حرف را شنیدم، عصبانی شدم و به محل درگیری رفتم. قصد قتل نداشتم، اما وقتی درگیری بالا گرفت، با چاقو ضرباتی به مقتول زدم و بعد هم فرار کردم. از ته دل پشیمانم.»
محکومیت به قصاص
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، راهی زندان شد. مدتی بعد، کیفرخواست پروندهاش صادر و برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد. خواهر مقتول، به عنوان تنها اولیایدم، برای قاتل برادرش درخواست قصاص کرد. قضات دادگاه نیز متهم را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند. رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای امور جنایی فرستاده شد.
یک بار پای چوبه دار و تأخیر در اجرا
نفسهای قاتل به شماره افتاده بود. واحد صلح و سازش دادسرا با تشکیل جلساتی تلاش کرد رضایت اولیایدم را جلب کند، اما تلاشها نتیجه نداد. متهم چندی قبل برای اولینبار پای چوبه دار رفت، اما خواهر مقتول به دلایل شخصی در روز اجرا حاضر نشد و قصاص متهم به تعویق افتاد. پس از این ماجرا، تلاشهای صلحیاران همچنان ادامه داشت تا اینکه دیروز، اتفاقی رخ داد که سرنوشت قاتل را تغییر داد.
رؤیای برادر؛ بخشش به شرط دیه و تغییر محل زندگی
در جلسه صلح و سازش، خواهر مقتول با چشمانی اشکآلود اعلام کرد با تعیین شرطی حاضر است قاتل برادرش را ببخشد. او گفت: «من تصمیم داشتم قاتل را قصاص کنم، اما شب قبل از اجرای حکم، برادرم به خوابم آمد. از رفتارش فهمیدم او راضی به اجرای حکم نیست. الان تصمیم گرفتم قاتل را ببخشم، اما او باید دیه پرداخت کند و محل زندگیاش را برای همیشه از محله ما به جای دیگری منتقل کند.»
زندگی دوباره برای قاتل
متهم و خانوادهاش در جلسه صلح و سازش، شرط خواهر مقتول را پذیرفتند. بدین ترتیب، قاتلی که در یک قدمی چوبهدار بود، با این اقدام خداپسندانه به زندگی دوباره بازگشت. او به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه خواهد شد.