درباره خیزش دو ماه و نیم اخیر مردم کشورمان، مطالب زیادی گفته و نوشته شده است؛ مطالبی که اکثراً قابل تأمل و تدبر است. اما به نظرم یک نکته قابل ذکر مغفول واقع شده و آن هم نقش بزرگ و مثالزدنی زنان در این خیزش و راهپیماییها و تجمعات است.
کافی است در زمان برگزاری راهپیمایی یا تجمع در شهرها و روستاها و مناطق مختلف پایتخت، دقت را از شعارها و پلاکاردها و دستنوشتهها و سروشکل و حجاب و داشتهها و نداشتههای شرکتکنندگان، به میزان حضور خانمها و آقایان ببرید تا متوجه شوید درصد حضور بانوان گرامی چقدر بیشتر است (باعث خجالت ما آقایان!). این درصد گاهی حتی به ۱۰ – ۹۰ هم میرسد. بگذریم از اینکه اگر از لحاظ سنی هم به این جمعیتها و اجتماعها دقت شود، میزان حضور جوانان و نوجوانان در آنها بهطور قابل ملاحظهای بیشتر است که هر دو این مقایسهها بسیار امیدزا و شوقآفرین است.
به یاد بیاورید در فتنه مهسا امینی و «زن، زندگی، آزادی» چه تبلیغات و هیاهوهایی شد که زنان، دختران، نوجوانان و جوانان از نظام برگشتهاند و ریزشها بدون توجه و اشاره به رویشها آگراندیسمان و بزرگنمایی میشد، اما در این هفتاد و چند روز و حضور واقعاً مثالزدنی زنان و دختران و نوجوانان و جوانان، کوچکترین اشارهای به این اتفاق مبارک نشده و نمیشود، که البته این سکوت یا انکار چیز عجیبی هم نیست!
من میخواهم پا را فراتر بگذارم و علاوه بر این مقایسه کمی، بر بالاتر بودن کیفیت حضور قشر بانوان اعم از زنان و دختران هم تأکید کنم. واقعیت این است که آنچه در این مدت و حتی در جنگ ۱۲ روزه دیدیم، زنان در تبیین و تعظیم مقاومت و روشنگری اهداف و آرمانها و حتی مطالبات بسیار خوب عمل کردند. به مصاحبههای تلویزیونی اگر دقت کنید، زنان و مادران را گاه چند سر و گردن از بقیه بالاتر میبینید. به عنوان نمونه، مصاحبه همسران جوان شهیدان اخیر یا استواری خیرهکننده مادری را که هشت عضو خانوادهاش به شهادت رسیده بودند به یاد بیاورید. همچنین در دستنوشتههای ابتکاری در میادین و خیابانها و تجمعات، بهترین، گویاترین، صریحترین و شیواترین آنها نمونههایی است که در دستان زنان و دختران بالا آمده است.
در برنامههای جنبی این تجمعات و راهپیماییها و پشتیبانی فرهنگی و حتی غذایی آن هم نقش خواهران گرامی چشمگیر و قابل ملاحظه و در بسیاری موارد بیشتر از برادران است.
در فضای مجازی و در نوشتههای کوتاه و بلند منتشره در نشریات هم بسیاری از تولیدات خوب و اثرگذار که با زبانی متین و نگاهی دقیق و ادبیاتی منطقی و مستدل نوشته شده، از آن خانمهاست.
شاید بتوان اینگونه گفت که این موضوع از لحاظ شدت و فراگیری و بدیهیبودن این برتری کمی و کیفی، دیده نمیشود یا سخنی از آن به میان نمیآید. اما این نباید باعث شود که رسانههای ما از این بُعد به قضیه نگاه نکنند.
همینجا پیشنهاد میکنم که کسانی دست به کار شوند و روایت اینهمه حضور تعیینکننده زنان و دختران میداندار این روزها و شبها را در عرصههایی که در بالا ذکر شد و عرصههایی که نمیدانم و خبر ندارم یا فراموش کردهام، بنویسند و برای تاریخی که گاه خیلی فراموشکار میشود، در تولیدات مختلف چندرسانهای کوتاه و بلند ثبت کنند تا فرزندانمان و نسلهای آینده به مادرانشان و به زنان این سرزمین با دلیل و مدرک و سندهای فراوان افتخار کنند و آنها را بزرگ بدارند و اسوه مقاومت و روشنگری و پایداری بشناسند.
برای این کار یعنی ثبت روایتهای حضور زنان در دو جنگ تحمیلی اخیر، هم مردان باید دست به کار شوند و هم خود زنان؛ هرچند که تجربه این سالها در نویسندگی نشان داده است که در این کار هم، زنان و دختران موفقتر عمل کردهاند و چند – هیچ از آقایان جلوترند!