نقش پیدا و پنهان کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای منطقه در جنگ رمضان، ضرورت بازتعریف مناسبات منطقهای ایران را تعیین میکند جوان آنلاین: نقش پیدا و پنهان کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای منطقه در جنگ رمضان، ضرورت بازتعریف مناسبات منطقهای ایران را تعیین میکند. مشارکت نظامی ویژه امارات در جنگ که در حملات چند روز پیش به قشم علنی شد، این کشور را در ردیف همکاران «متخاصم» قرار داد. امارات با تبدیل پایگاههای خود به مرکز فرماندهی جنگ امریکا و ایفای نقش مستقیم در عملیاتهای تهاجمی، یک گام فراتر نهاده و عملاً به بازیگری فعال در تجاوز به تمامیت ارضی ایران تبدیل شدهاست. دیگر کشورهای عربی نیز با وجود آنکه مستقیماً به جنگ امریکا نپیوستند، اما با دادن اختیارات و امکانات لازم به رژیم امریکا و رژیم صهیونیستی، از جنگ حمایت کردند.
ناکامیهای مکرر امریکا و تداوم پیروزیهای ایران که امروز ترامپ را مجبور به طرح ادعایی «پروژه آزادی ۲» برای جبران شکست در پروژه قبلی آزادی کرده، به کشورهای منطقه نشان داد که رقابتهای ژئوپلیتیک با ایران دیگر محدود به سطح یک قدرت منطقهای نیست. ایران اکنون با غلبه بر هر نوع ماجراجوییهای امریکا تحت حمایت لجستیکی اعراب منطقه، به عنوان یک قدرت نوظهور و مطرح در صحنه جهانی ظاهر شده و با تسلط پایدار بر تنگه هرمز و خنثیسازی پیوسته توطئههای قدرتمندترین نیروی نظامی جهان در آبهای جنوبی، نظم نوینی در خلیج فارس ایجاد کردهاست.
ایران به تنهایی و بدون اتکا به هیچ قدرت خارجی، در برابر ائتلاف کشورهای عربی دارای پایگاههای امریکایی ایستادگی کرد و توانست نهتنها از خود دفاع کند، بلکه با اتخاذ دکترین تهاجمی و حملات پیشدستانه، قاعده جدیدی مبتنی بر اراده راسخ در برابر هرگونه ماجراجویی علیه خود ایجاد نماید. از اینرو، برخی کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس دیگر با ایران سابق مواجه نیستند، بلکه در شرایط کنونی ناگزیرند ضمن حفظ احتیاط، در برابر ایران قدرتمند به پذیرش نقش فرامنطقهای آن تن دهند. این واقعیت، مناسبات آینده منطقه را به طور اساسی دگرگون خواهد کرد.
این در حالی است که ایران با وجود حمایتها و زمینهسازی جنگ توسط برخی از دولتهای عربی با توجه به سیاست همسایگی رفتار مشفقانهای از خود بروز داد. ایران حملاتش را عمدتاً برای ارتقای بازدارندگی و بر ضربه به پایگاههای امریکایی و محل اخفای سربازان متمرکز کرده و به ندرت ضربه متقابل و متوازن علیه اعراب وارد میکند. اساساً، مناسبات منطقهای بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک، به ویژه امنیت جمعی استوار است. ایران همواره تأکید کرده که حملاتش صرفاً متوجه پایگاهها و مواضع امریکایی بوده و هیچ قصدی برای حمله به کشورهای عربی ندارد. این مرزبندی به وضوح در الگوی عملیات ایران دیده میشود. با این حال، برخی کشورهای عربی به دلیل رقابتهای سنتی و تلاش برای مهار قدرت ایران، به سمت امریکا گرایش یافته و در میدان بازی آنها قرار گرفتهاند.
جنگ رمضان نقاط ضعف راهبردی کشورهای جنوبی و متزلزل بودن رابطه با امریکا و رژیم صهیونیستی را هویدا کرد. تضمینهای امنیتی امریکا طی حملات ایران به کشورهای منطقه رنگ باخت و نتوانست انتظارات پادشاهان عرب را بهرغم پرداختهای هنگفتی که برای قرار گرفتن زیر چتر امنیتی امریکا انجام دادهبودند بر آورده کند. آنها اکنون هم تهدیدهای ایران را جدی و کارساز میبینند و هم اعتمادشان به امریکا کمرنگ شده که این موجب تغییر رفتار در آنها شدهاست. برخی مانند امارات از پوسته خود خارج شده و رسماً در خط مقدم قرار گرفتند و در برخی دیگر کشورها، چون قطر و عمان نوعی عقبنشینی در لحن و گفتار مشاهده میشود.
از سوی دیگر، رویکرد ارتقای اقتصادی کشورهایی، چون عربستان به ثبات پایدار و منطقهای بدون تنش نیاز دارد. تداوم رفتار خصمانه علیه ایران در فضایی که هیچ چشمانداز مثبتی از جنگ برای امریکا و برخی دولتهای عربی وجود ندارد و متقابلاً امکان قدرتیابی ایران را بیشتر کرده، به تداوم تنشها به نفع ایران کمک میکند و این با خواست این کشورها در تعارض قرار دارد.
رویکرد جدید ایران در روابط با کشورهای جنوبی منطقه، در دوران پسا جنگ نیز بر احترام متقابل و تکریم حقوق تأکید دارد که این به رفتار مقابل نیز وابسته خواهد بود. از اینرو، ایران میتواند با به کارگیری قدرت میدانی خود در روابط دیپلماتیک و یادآوری معادلات جدید قدرت بر منطقه به محوریت ایران، روابط خود با کشورهای عربی را توسعه دهد. بنا بر اینکه، آنها نیز خواهان بیرون آمدن از بحران ایجاد شده و تلاش برای تثبیت جایگاه خود در منطقه هستند. علاوه بر آن، ایران میتواند با بهرهگیری از ابزار دیپلماسی عمومی و بیدار کردن مجدد موج انزجار از رژیم صهیونیستی در میان ملتها، کشورهای عربی منطقه را به اصلاح روابط خود با رژیم صهیونیستی وادار کند. بن سلمان پیشتر نیز اذعان کردهبود که فرآیند عادیسازی به دلیل نگرانی افکار عمومی در کشورهایش با چالش جدی مواجه است. وای نت در گزارش نوشت: «برخی تحلیلها در رژیم صهیونیستی حاکی از آن است که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ممکن است در شرایط جدید، تمایل بیشتری برای نزدیک شدن به ایران و ترکیه پیدا کنند؛ موضوعی که میتواند بر معادلات منطقهای تأثیرگذار باشد.»
در بخش دیگری از این گزارش آمدهاست که با وجود تقویت همکاریها و ائتلاف امنیتی میان رژیم صهیونیستی و امارات، به نظر میرسد روند کلی عادیسازی روابط با سایر کشورهای عربی منطقه با چالش و آسیب مواجه شدهاست. هر چند روابط ایران با برخی کشورهای عربی شکننده است و بازسازی آن زمانبر خواهد بود، اما نیاز فوری این کشورها به ثبات، آرامش و گسترش رویکرد اقتصادی و گردشگری، لزوم ترمیم روابط با ایران را بیش از پیش ایجاد کردهاست. به گفته اندیشکده عربی مستقر در واشینگتن، طولانی شدن جنگ و توانایی ایران در ضربه زدن به اهداف کلیدی، این درک را در ریاض ایجاد کردهاست که ایران یک قدرت نوظهور با قابلیتهای فراتر از حد انتظار است. این موضوع، ریاض را مجبور به بازنگری در محاسبات خود کردهاست.
علاوه بر آن، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در جنگ رمضان، درک کردهاند که به طور بیمانندی آسیبپذیر هستند. از سوی دیگر، خواسته مهم و اصولی ایران بیرون راندن امریکا از منطقه است که این امر با بیاعتبار شدن آن و تبدیل شدن حضور پایگاههای امریکایی از یک مزیت به یک بار و تهدید برای کشورهای عربی است. اگر مناسبات سیاسی منطقه از مسیر قدرت میدانی و دست برتر ایران شکل بگیرد و این موضوع در آن گنجانده شود، میتواند هم تغییر رفتار و تمایل به کاهش تنش از سوی کشورهای عربی را به همراه داشته باشد و هم احتمال مطرح شدن تقاضای خروج نیروهای امریکایی از سوی آنها را افزایش دهد. البته تحقق این سناریو وابسته به نتایج آینده جنگ و رفتار برخی رهبران عرب است؛ اینکه آیا امریکا برای فرار از فشارهای آتی، آنها را در خط مقدم درگیری قرار خواهد داد و آیا این کشورها چنین نقشی را خواهند پذیرفت؟