اینکه نه متحدان امریکا حاضر شدند به کمپین دونالد ترامپ برای بازکردن تنگه هرمز ملحق شوند و نه شرکای آسیایی و غیر آسیایی امریکا، حاضر شدند به درخواست او آری بگویند جوان آنلاین: اینکه نه متحدان امریکا حاضر شدند به کمپین دونالد ترامپ برای بازکردن تنگه هرمز ملحق شوند و نه شرکای آسیایی و غیر آسیایی امریکا، حاضر شدند به درخواست او آری بگویند، نشانهای جدی از کلید خوردن یک دوره جدید بینالمللی حول اجماع غیرامریکایی است. چین، احتمالاً یکی از بزرگترین متضررین صادرنشدن نفت از تنگه هرمز است، ولی در جنگ امریکا و اسرائیل با ایران، ترجیح داده سکوت کند. معنی دیگر سکوت پکن این است که آوردههای زمینگیر شدن امریکا در خاورمیانه، برایش خیلی بیشتر از ضرر نفتی است که دارد متحمل میشود. یک امریکای زمینگیرشده در غرب آسیا، برای مداخله در شرق آسیا در رویارویی چین با تایوان و دیگر متحدان غربی واشینگتن، خیلی محتاطانه و دست به عصاتر عمل خواهد کرد، و این همین برای چشم بادامیها، یک دستاورد استراتژیک است؛ جنگ در خاورمیانه، از این نظر برای پکن یک لحظه تاریخی است.
وضع درباره اروپاییان، کمی متفاوت است. ترامپ در یک سال و اندی از ریاست جمهوریاش، هر بلایی که توانست بر سر اروپاییان آورد؛ از اعمال تهدید و ارعاب تعرفهای گرفته تا سودای تسلط بر گرینلند و بالأخره این اواخر، سند امنیت ملی امریکا که با لحنی تحقیرآمیز اروپا را تمدنی در حال افول توصیف کرد، رهبران شرق آتلانتیک را متقاعد کرد که امریکای ترامپ به چیزی جز تحقیر و بعد هم افول اروپا فکر نمیکند. به همین خاطر بود که اروپاییان در ماههای اخیر، ماه عسل بیسابقهای با پکن ترتیب دادند. پارلمان فرانسه در یک گزارش استراتژیک خواستار تجدیدنظر اساسی در مسیر مناسبات اروپا با چین شد، نخستوزیر انگلیس مسیر سفر به پکن در پیش گرفت و فریدریش مرتس صدراعظم آلمان هم با سفر به پکن، هم آوردی سطح نظامی پکن - واشینگتن در آینده نزدیک را پیش کشید و درباره ورود به عصر و دوران جدید اروپا و چین صحبت کرد. حالا اروپاییان، در جنگ امریکا (و اسرائیل) علیه ایران که کنترل تنگه هرمز، به نقطه حساس آن بدل شده، لحظهای تاریخی را حس میکنند که قادرند با تنها گذاشتن ترامپ، عقدههای فروخورده یک سال اخیر و ماقبل آن را تلافی کنند. بیجهت نیست که بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان گفته که «این جنگ ما نیست و ما آن را آغاز نکردیم» و تأکید کرده که «ما در تأمین امنیت تنگه هرمز مشارکت نخواهیم کرد». واقعیت این است که اگر ایران در مدیریت شکاف اروپا و امریکا درکشاکش جنگ حساب شده عمل کند، این دو را در مسیر جدید قرار خواهد داد. خیلی ساده میتوانیم حدس بزنیم که واکنش امریکای ترامپ به این تلافیجویی اروپاییان در فردای جنگ با ایران چطور خواهد بود و چگونه این واکنش، ممکن است مناسبات دو سوی آتلانتیک را به سمت و سویی کاملاً متفاوت از گذشته سوق دهد.
اگر امریکای بایدن، جنگ اوکراین را به اهرمی برای فرسودن روسیه بدل کرد و با کشاندن اروپاییان به میدان تخاصم با مسکو، روند تضعیف اروپا را کلید زد، حالا روسها از زمینگیر شدن امریکای ترامپ در هرمز سرشادند و همزمان، به فشرده شدن گلوی اروپاییان در اثر بسته شدن هرمز، پوزخند میزنند. میتوان حدس زد که در فردای این جنگ، دینامیسم مناسبات بازیگران بزرگ با همدیگر متفاوت و پویایی مناسبات اروپا، روسیه و چین با امریکا، به کلی فرق خواهد کرد؛ امریکای ابرقدرتی که برخلاف همه دهههای قبل و بعد از جنگ سرد، نتوانسته یک ائتلاف بینالمللی ایجاد کند و فقط و فقط در حال دندان گزیدن است تا این چک برگشتی را بعد از جنگ، برای متحدان خود نقد و برای شرکای خود حساب کند. بازی حساب شده تهران، البته بسیار مهم است.