ادعای تهدیدآمیز دونالد ترامپ در ۲۱ مارس ۲۰۲۶ علیه نیروگاههای برق ایران، با اولتیماتومی ۴۸ ساعته، نهتنها نقض اصول حقوق بینالملل بشردوستانه و قوانین جنگ، بلکه نشاندهنده انزوای دیپلماتیک و استراتژیک ایالات متحده در منطقه است که واکنشهای گستردهای را در سطح افکار عمومی و رسانههای جهان در پی داشته است. جوان آنلاین: دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، شامگاه شنبه ۲۱ مارس ۲۰۲۶ (۱ فروردین ۱۴۰۵) در پستی در شبکه تروث سوشال، تهدیدی صریح و مستقیم علیه ایران مطرح کرد. وی به ظن خود به تهران ضربالاجل ۴۸ ساعته داد تا تنگه هرمز را «بهطور کامل و بدون هیچ تهدیدی» برای عبور کشتیها باز کند. ترامپ هشدار داد که در صورت عدم رعایت این مهلت، نیروهای آمریکایی «نیروگاههای مختلف برق ایران را هدف قرار داده و نابود خواهند کرد» و تأکید کرد که این حملات «از بزرگترین نیروگاه آغاز میشود».
به گزارش ایرنا، این سخنان که با حروف بزرگ با هدف نمایش قطعیت اراده ترامپ نوشته شده بود، در ساعت ۲۳:۴۴ به وقت گرینویچ منتشر شد و مهلت آن تا حدود ۲۳:۴۴ روز دوشنبه ۲۳ مارس (۳:۱۴ بامداد سهشنبه به وقت تهران) ادامه دارد.
این پیام تهدیدآمیز پس از آن بیان میشود که متعاقب تجاوز ۹ اسفندماه (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، ایران تصمیم گرفت تنگه هرمز را به روی کشتیهای آمریکایی-اسرائیلی و حامیان آنها ببندد، اقدامی که باعث اختلال شدید در صادرات انرژی، جهش بیسابقه قیمتهای جهانی نفت و گاز و نگرانیهای گسترده در بازارهای بینالمللی شده است. ترامپ همچنین در روزهای اخیر از کشورهای متحد خود و اعضای ناتو خواست تا برای بازگشایی این تنگه همکاری کنند، اما تقریباً همه پاسخ منفی دادند و تمایلی به مشارکت مستقیم در عملیات نظامی یا فشار نظامی نشان ندادند و همین موضوع خشم رئیس جمهور ایالات متحده را برانگیخت.
در نخستین واکنش به این تهدید، سخنگوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتم الانبیا (ص) اعلام کرد که «پیرو هشدارهای قبلی، چنانچه زیرساختهای سوخت و انرژی ایران از سوی دشمن مورد تجاوز قرار گیرد، کلیه زیرساختهای انرژی، فن آوری اطلاعات و آب شیرین کن متعلق به آمریکا و رژیم در منطقه، هدف قرار خواهند گرفت.»
شهید علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی پیشتر در واکنش به تهدیدهای مشابه رئیس جمهور ایالات متحده در حساب ایکس خود نوشته بود: «ترامپ در اظهارات اخیر خود بیان کرده است که «میتوانم ظرف یک ساعت برق ایران را از بین ببرم، اما این کار را نکردم. البته اگر او چنین اقدامی انجام دهد، ظرف نیمساعت کل منطقه دچار خاموشی خواهد شد. این تاریکی میتواند فرصتی مناسب برای شکار نظامیان فراری آمریکا در منطقه فراهم آورد.»
ترامپ کنترل جنگ را از دست داده است
پیام تهدیدآمیز دونالد ترامپ واکنشهای فوری و گستردهای را در سطح افکار عمومی و رسانهای برانگیخت به ویژه آنکه تنها یک روز پیشتر ترامپ از «کاهش عملیات جنگی» و «winding down» جنگ سخن گفته بود. اندرو فینبرگ، خبرنگار ایندیپندنت از کاخ سفید این تهدید رئیس جمهور آمریکا را «جنایت جنگی» توصیف کرد.
مهدی حسن، روزنامهنگار مطرح آمریکایی- انگلیسی نیز نوشت: «این به وضوح یک جرم جنگی و مجازات جمعی خواهد بود.» نیکولاس کریستوف، ستون نویس نیویورک تایمز نیز در حساب ایکس خود نوشت: «به نظر میرسد رئیسجمهور ترامپ در حال تهدید به ارتکاب یک جرم جنگی است؛ این موضوع برای کشورهای خلیج فارس بد خواهد شد، زیرا ایران سپس به حمله به نیروگاههای آنها و شاید تأسیسات آب شیرینکن خواهد پرداخت؛ ایران تنگه هرمز را باز نخواهد کرد، زیرا بسته بودن آن به آن قدرت چانهزنی میدهد.»
دان بییر، نماینده کنگره آمریکا نیز در صفحه ایکس خود نوشت: «مهم است که از بحث صریح درباره رفتار فزاینده و بیثبات رئیسجمهور خودداری نکنیم. بیثباتی روزافزون او تهدیدی واضح و در حال رشد نه تنها برای مردم آمریکا، بلکه برای جهان است.»
کریس مورفی، سناتور آمریکایی نیز در واکنش به این تهدید رئیس جمهور ایالات متحده عنوان کرد که «او کنترل جنگ را از دست داده و وحشت زده است.»
یاسمین انصاری، دیگر نماینده کنگره آمریکا نیز با بیان اینکه ایالات متحده توسط به مستبد دیوانه اداره میشود که مصمم است این کشور و جهان را همراه با آن نابود کند، نوشت که «از کمک در راه است برای معترضین ایرانی تا تهدید به ارتکاب جنایت جنگی علیه یک جمعیت کامل.»
کنت روت، مدیر پیشین دیدهبان حقوق بشر نیز در وکنش نوشت: «آیا ترامپ فقط بلد است تهدید کند؟ قبل از تشدید اوضاع چرا آتش بس را امتحان نکند و ببیند آیا جواب میدهد؟ آیا ترامپ به دنبال تکرار تجریه ویتنام است؟»
استیفن ورتهایم، پژوهشگر ارشد موسسه کارنگی نیز در واکنش به این تهدید رئیس جمهور ایالات متحده نوشت: «این جنگ غیرقانونی است و این مسخره است که یک فرد بتواند بنشیند و تهدید کند که نیروگاههای ایران را بمباران خواهد کرد، حرکتی که باعث خواهد شد ایران به صورت مشابه (یا شدیدتر) در سراسر منطقه تلافی کند. چه بلایی بر سر قانون و حکم قانون آمده است؟ کنگره؟ دادگاهها؟ دموکراسی.»
تریتا پارسی، نایب رئیس اجرایی مؤسسهی کوئنسی نیز نوشت: «ترامپ به تازگی تهدید کرده که اگر ایران تنگه هرمز را در عرض ۴۸ ساعت باز نکند، تمام نیروگاههای ایران را بمباران خواهد کرد. ما میدانیم که ایران به این تهدید پاسخ نخواهد داد. اگر ترامپ تهدیدهای خود را عملی کند، تهران احتمالاً به تأسیسات انرژی در سرتاسر خلیج فارس و همچنین در اسرائیل حمله خواهد کرد. حالا دیگر احمقانه است که فکر کنیم این اتفاق نخواهد افتاد. وضعیت بد کنونی با افزایش قیمت نفت و گاز، هزینههای بالاتر مواد غذایی در ایالات متحده و بسته شدن اکثر باقیمانده خروجیها بدتر خواهد شد.»
تهدید به بمباران نیروگاهها، جنایت جنگی است
تهدید دونالد ترامپ به بمباران نیروگاههای ایران (به عنوان بخشی از زیرساختهای انرژی) در صورت عدم بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۴۸ ساعت، بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه (IHL) مصداق جنایت جنگی محسوب میشود، زیرا اصول اساسی تمایز (distinction) و ممنوعیت حمله به اشیاء غیرنظامی را نقض میکند.
طبق پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو (ماده ۵۲)، اشیاء غیرنظامی مانند نیروگاههای برق که عمدتاً برق غیرنظامیان را تأمین میکنند، تا زمانی که «به طور مؤثر به اقدامات نظامی کمک نکنند» و نابودیشان «مزیت نظامی قطعی» نداشته باشد، حفاظتشده هستند.
در درگیری مسلحانه بینالمللی جاری میان آمریکا و ایران، نیروگاهها عموماً اهداف غیرنظامی تلقی میشوند و تهدید به نابودی آنها برای اجبار ایران به بازگشایی تنگه، حملهای عمدی به غیرنظامیان را پیشبینی میکند که طبق ماده ۸ (۲) (ب) (ii) اساسنامه رم دادگاه کیفری بینالمللی، جنایت جنگی است.
این تهدید همچنین ماده ۵۱ (۲) پروتکل الحاقی اول را نقض میکند که هرگونه «تهدید به خشونت» با هدف اصلی ایجاد ترس در میان جمعیت غیرنظامی یا اجبار دولت را ممنوع کرده است. ضربالاجل ۴۸ ساعته ترامپ با هدف سیاسی-نظامی (اجبار به بازگشایی تنگه) مطرح شده، اما اجرای آن منجر به قطع برق گسترده، آسیب به غیرنظامیان، اختلال در خدمات حیاتی و خسارت محیطزیستی میشود که اصل تناسب (proportionality) را زیر پا میگذارد. حتی اگر برخی نیروگاهها دوگانهاستفاده (dual-use) باشند، تهدید کلی و بدون ارزیابی دقیق نظامی، نشاندهنده قصد حمله غیرمشروع است و طبق حقوق عرفی بینالملل، تهدید به ارتکاب جنایت جنگی خود میتواند مبنای مسئولیت کیفری رهبر (مانند فرماندهان یا مقامات ارشد) قرار گیرد، همانطور که در موارد مشابه مانند بمباران نیروگاهها در درگیریهای گذشته محکوم شده است.
در چارچوب جنگ فعلی، این اظهارات نه تنها نقض منشور سازمان ملل (ماده ۲ (۴) در خصوص تهدید به توسل به زور) بلکه بخشی از برنامهریزی یا تحریک به جنایت جنگی است که تحت ماده ۲۵ اساسنامه رم، مسئولیت کیفری ایجاد میکند. کارشناسان حقوق بینالمللی چنین تهدیدهایی را به عنوان «تهدید به ارتکاب جنایت جنگی» طبقهبندی کردهاند، زیرا هدف آن محرومسازی جمعیت غیرنظامی از منابع حیاتی انرژی است و میتواند به عنوان شواهدی برای پیگرد قضایی در دادگاههای بینالمللی استفاده شود.
ترامپ و کارنامه سیاست خارجی معاصر ایالات متحده
اظهارات دونالد ترامپ در تاریخ ۲۱ مارس ۲۰۲۶، که در قالب یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته منتشر شد، یکی از صریحترین موارد تهدید به استفاده از نیروی نظامی علیه زیرساختهای غیرنظامی یک کشور مستقل در تاریخ معاصر ایالات متحده به شمار میرود. تهدید مستقیم به «نابودی» نیروگاههای برق ایران، آن هم با تأکید بر آغاز از «بزرگترین» تأسیسات، فراتر از یک موضعگیری سیاسی یا تاکتیک فشار روانی، برابر با اعلام رسمی قصد حمله به اهداف عمدتاً غیرنظامی تلقی میشود.
در سطح دیپلماتیک، این اقدام نشانهای آشکار از انزوای استراتژیک واشنگتن است. عدم همراهی حتی نزدیکترین متحدان اعم از اعضای ناتو و کشورهای عربی خلیج فارس با درخواستهای پیشین ترامپ برای مشارکت در رفع محدودیت از تنگه هرمز، اکنون با این تهدید علنی به نقطه اوج خود رسیده است. پاسخ منفی تقریباً یکپارچه شرکا، عملاً آمریکا را در موقعیتی قرار داده که فاقد ائتلاف معنادار نظامی یا حتی سیاسی برای اجرای تهدید خود است.
پیامدهای استراتژیک محتمل نیز به همان اندازه نگرانکننده است. واکنش رسمی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا مبنی بر هدفگیری متقابل «کلیه زیرساختهای انرژی، فناوری اطلاعات و آبشیرینکن متعلق به آمریکا و رژیم در منطقه» نشان میدهد که اجرای تهدید آمریکایی میتواند به سرعت به یک چرخه انتقامجویانه گسترده علیه تأسیسات حیاتی انرژی در کل حوزه خلیج فارس تبدیل شود. چنین سناریویی نه تنها جهش شدیدتر قیمتهای جهانی انرژی را به دنبال خواهد داشت، بلکه میتواند به اختلال در زنجیره تأمین آب آشامیدنی، قطعی گسترده برق و بحران انسانی در مقیاس منطقهای منجر گردد.
در نهایت، این رویداد نقطه عطفی در اعتبار حقوقی و اخلاقی سیاست خارجی ایالات متحده ایجاد کرده است. تهدید علنی یک رئیسجمهور به ارتکاب عملی که عموم حقوقدانان بینالمللی آن را جنایت جنگی میدانند، پرسشهای جدی درباره سازوکارهای نظارتی داخلی آمریکا از کنگره گرفته تا دادگاهها مطرح میسازد. جامعه بینالمللی اکنون با این واقعیت مواجه است که آیا اراده و سازوکاری برای پاسخگویی به چنین تهدیدی وجود دارد یا خیر.
اگر این اولتیماتوم به اقدام نظامی منجر شود، تاریخ آن را نه بهعنوان یک عملیات موفق بازدارندگی، بلکه بهمثابه نقطه آغاز یک فاجعه منطقهای و اقتصادی ثبت خواهد کرد و اگر عقبنشینی کند، بهعنوان نمونهای از تهدید توخالی، اما جنایتبار یک قدرت بزرگ در برابر یک دولت مقاوم، در کارنامه سیاست خارجی معاصر باقی خواهد ماند. در هر دو حالت، هزینه اعتبار و مشروعیت ایالات متحده سنگین خواهد بود.